کد خبر: 479979
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰
اسماء معتمدي
جوان: شهرت مانند سكه‌ دورو دارد؛ يك طرف آن لذت و طرف ديگر آن محنت است. ستارگاني كه به هر دليل اعم از شانس، تصادف و تبليغات در قله هرم شهرت قرار مي‌گيرند خواسته و ناخواسته شخصيت پايه‌اي را شكل مي‌دهند كه براي خيلي‌ها درحكم ايده‌آل و معيارسنجش قرار مي‌گيرند. نگاهي به عكس‌العمل‌ توده مردم هنگام مرگ يك انديشمند يا استاد دانشگاه با يك هنرپيشه و خواننده اين قضيه را به خوبي نشان مي‌دهد. 

جامعه‌شناسان بر اين باورند كه ستارگان سينما و تلويزيون از آنجا كه ارائه‌گر حساسيت هستند، بيشتر از ديگران مي‌توانند عامل جنبش‌هاي عاطفي باشند و توده‌ها خيلي آنها را دوست دارند، به همين خاطر سر باز زدن و حاشيه رفتن از جواب دادن به افكار عمومي توسط آنها براي هواداران مي‌تواند معاني مختلف و ناباورانه‌اي داشته باشد. قدر مسلم اين دوگانگي رفتار در اسطوره‌هايي كه تنها با ابزار شهرت‌ساز تبليغات رسانه‌ها ستاره شده‌اند، باعث بدبيني مخاطبان مي‌شوند زيرا مجبور به رعايت قيد و بند‌هاي اخلاقي هستند و بايد بدانند كه براي همين مردم فعاليت مي‌كنند و رضايت آنها شرط اصلي است نه صرف كمپاني‌هاي سينمايي. 

هنرپيشه يا خواننده‌هايي هستند كه به يك‌باره از محيط كارخانه، كارگاه، مغازه و مدرسه به زندگي رؤيايي دست يافته‌اند، حال چطور چنين افرادي به يك شخصيت ضدارزشي تبديل مي‌شوند، به‌صورتي كه پوشش، رفتار، كلام و... آنها به ضدفرهنگ عمومي و رايج جامعه ‌درمي‌آيد، هرچند دوربين از او يك قديس يا قديسه متصور كرده است، اما در زندگي حقيقي به يك عنصر نامطلوب و ضدارزشي مبدل شده‌ كه حتي وقتي فيلم‌هاي پارتي و عكس‌هاي او به دلايلي دست به دست مي‌چرخد يا رفتارهاي غلطي چون بي‌اعتنايي، بداخلاقي، هنجارشكني از او سرمي‌زند تأثيري در آستانه شهرت او نمي‌گذارد بلكه تمام اين جنبه‌ها براي وي به حساب بازتاب شهرت او گذاشته مي‌شود. بازيگران ستاره شده بدانند كه تمام گفتار و اعمال آنها در نظر علاقه‌مندان كنترل مي‌شود كه همين امر به مرور در كاهش يا افزايش محبوبيت آنها مؤثر است، زيرا در فرهنگ شفاهي كه نسبت به فرهنگ مكتوب در جامعه ما نفوذ بيشتري دارد، گوش و زبان فعال‌تر هستند تا چشم و قلم، چه بسا همين شاخصه باعث كاهش شهرت آنها در جامعه گردد. بيماري‌هايي مانند افسردگي وهيستريك نمايشي بعضاً بين بازيگران به دليل چنين مسئله‌اي است. زياد ديده و شنيده‌ايم هنرپيشه‌ها يا خوانندگاني كه به علت عدم‌توجه عموم يا رسانه‌ها دچار افسردگي شده‌اند حتي كارشان به مراكز درماني كشيده شده است. 

ستاره‌سازي با مديريت‌هاي منطقي
مشهورسازي شخصيت‌ها و تبديل آنها به سوپراستار بايد هدفمند و با يك سير منطقي و منظمي همراه باشد زيرا شهرت بدون فرهنگ و معرفت نه تنها براي خود فرد سمي مهلك است، بلكه مانند ويروسي مي‌تواند يك جامعه را از پاي درآورد، به همين منظور بايد از فساد ناشي از شهرت جلوگيري شود و بتوانيم ارزش‌ها را در جهتي سوق دهيم كه بر اساس آن معيارهاي پايه، يك شخص باارزش تلقي گردد و اگر اين صيروريت ارزش‌ها به سمت ارزش‌هاي متعالي حركت كند، تأثيرگذار است زيرا خود به خود طرفداران آنها نيز متمايل به ارزش‌هاي مثبت مي‌شوند. 

همگان به‌خوبي واقفيم كه رسانه‌ها در فرهنگ صنعتي امروز ستاره‌سازي مي‌كنند و بدون هيچ مديريتي تنها براساس ملاك‌هاي مادي و رقابت اقتصادي، هنر را وسيله‌اي براي سودآوري كرده‌اند، اينجاست كه وقتي مخاطب يا هواخواه فلان سوپراستار با حقيقت شخصيتي فردي كه زندگي‌اش را بر مبناي او ساخته، آشنا مي‌شود در زير كاخي كه از آن ستاره هنري براي خود بنا كرده و يكباره فروريخته، نابود مي‌شود. متأسفانه بعضاً گروه مرجع كاغذي براي نسل جوان‌مان متصور مي‌شويم تنها به صرف آنكه مشابه چنين الگوهايي در غرب وجود دارند، اين مسئله براي تمامي سوپراستارها و ستاره‌ها مصداق دارد، حتي تحصيلات آكادميك هم نمي‌تواند يك شخصيت پايدار و بهنجار از افراد بسازد. آنچه حايز اهميت است، آن است كه جامعه توده‌اي امروز با سيلي از چنين معضلاتي همراه شده كه مي‌توان با پيگيري منسجم فرهنگي اين عارضه را براي جامعه به يك فرصت تبديل كرد. پروين اعتصامي دراين‌باره چنين سروده: 
بدين شكفتگي امروز چند غره شويم
چو روشن است كه پژمردگان فرداييم
در اين رسانه فزودن براي كاستن است
فلك بكاهدمان هرچه ما بيفزاييم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار