كمتر از يك هفته پس از انفجار در ساختمان امنيت ملي سوريه در ۱۸ جولاي كه به مرگ چند تن از سران اين كشور از جمله وزير دفاع و رئيس دستگاه امنيتي منجر شد، انفجاري در مقابل ساختمان سازمان اطلاعات عربستان سعودي به وقوع پيوست كه گفته شد در راه بندر بنسلطان و تني چند از مسئولان امنيتي انجام شده است. رسانههاي زيادي همان روزها اعلام كردند كه انتصاب بندر بنسلطان به رياست دستگاه اطلاعاتي عربستان و سمت وزير خارجه اين كشور پاداشي بود كه به خاطر مديريت پروژه دمشق (انفجار ساختمان امنيت ملي سوريه) به وي اعطا شده است و از اين پس قرار است پروندههاي امنيتي خارجي عربستان به بندر سپرده شود.
حتي برخي از رسانهها به اين موضوع به تفصيل پرداختند كه بندر بنسلطان مجري طرح خاورميانه جديد امريكا و غرب در منطقه خواهد شد و انتصاب او دلالت بر چنين كاركردي در فضاي جديد منطقه و آمادگي آن براي درگيريهاي قومي مذهبي دارد؛ درگيريهايي كه قرار است فرآيند تجزيه منطقهاي را تسريع كند.
اما روز ۲۳ جولاي و انفجار در مقر سازمان اطلاعات عربستان سعودي آنگونه كه دبكافايل اسرائيل مينويسد، محاسبات جاري را دگرگون كرد. اين انفجار قطعاً مشعل القرني معاون بندر را به كام مرگ فرستاد اما سؤالات و ابهامهاي اصلي مرتبط با مرد شماره يك دستگاه اطلاعاتي عربستان پس از آن ادامه دارد. آيا بندر در انفجار كشته شده يا به شدت مجروح شده است؟ چرا در رسانهها تصويري از وي پس از انتشار خبر انفجار منتشر نشد؟ چرا با وجود اخبار متعدد درباره مرگ او، پادشاهي عربستان اين خبر را تأييد يا تكذيب نميكند؟
دبكا فايل به صراحت ميگويد كه نگراني در واشنگتن، قدس و پايتختهاي خاورميانه درباره سكوت عربستان سعودي درخصوص سرنوشت بندر بنسلطان حاكم شده است و برخي منابع هم ميگويند او به شدت مجروح شده است. مهم اين است كه براساس اين گزارش، حمله به رياض باعث تجديد نظر در حسابهاي جاري درباره «بهار عربي» و طرحهاي اسرائيلي ـ امريكايي براي حمله به برنامه هستهاي ايران ـ حداقل در آينده نزديك ـ خواهد شد و در همين حال نشان ميدهد كه جنگ داخلي در سوريه پتانسيل آن را دارد كه به خارج از مرزهاي اين كشور (عربستان، تركيه، قطر و ايران) نيز سرايت كند.
شايد بهترين تعبير براي سكوت پرمعناي سعوديها در قبال خبري كه با امنيت ملي آن كشور ارتباط مستقيم دارد اين باشد كه آلسعود تواني براي تكذيب يا تأييد اين اخبار ندارد.
اين موضوعي است كه ولترنت به آن اشاره صريحي دارد و مينويسد: صرفنظر از اينكه وزير اطلاعات عربستان مرده باشد يا زنده، اين نكته كه رياض هيچ تأييد يا تكذيبي درباره اين اخبار ندارد نشاندهنده اوج بحران در داخل خاندان پادشاهي است. مانند كالبدي كه دچار وضعيت فلج شده باشد و واكنشي به تلنگرهاي پيدرپي نداشته باشد؛ سيستمي كه فلج بودن را به تشنج ترجيح ميدهد.