به گونهاي كه بنا به اظهارنظر برخي از كتابخانهداران و دوستداران كتاب، ديگر بايد با مقولهاي به نام خريد كتاب، براي هميشه خداحافظي كرد، اما نكته جالب اينجاست كه در هفت، هشت سال گذشته به خصوص در يكي دو سال اخير و در جريان تورم حداكثري بازار كاغذ كه خود يكي از مهمترين و تأثيرگذارترين دلايل افزايش قيمت كتاب بوده است در حوزه كتاب كودك هيچ تغيير قيمتي كه بتوان آن را ناشي از ايجاد تورم يا معلول وقوع بحران در بازار كتاب دانست، ملاحظه نميشود. به اين معنا كه (تحقيقاً) يك جلد كتاب شعر يا داستان كودك كه مشتمل بر پنج يا شش صفحه روايت نگاري (نقاشي براساس داستان) باشد با قيمت پنج هزار ريال (۵۰۰ تومان) در كتابفروشيها، كيوسكهاي مطبوعاتي، نمايشگاههاي كتاب و ... در معرض فروش قرار ميگرفت و اين رويه با همان قيمت، يعني ۵۰۰ تومان در حال حاضر يعني در سال ۱۳۹۱ به فروش ميرسند.
حال در اينجا اين سؤال مطرح ميشود كه در حوزه كتاب كودك چه رخدادي باعث تثبيت قيمتها شده است؟
در ادامه به تشريح دلايلي كه به ظاهر سبب تثبيت قيمتهاي كتب كودك شده است ميپردازيم.
يكي از بزرگترين اشتباهاتي كه در حوزه كتاب كودك رخ داد، ساده انگاري مسئولان و نگاه كاسبكارانه برخي از ناشران كتاب كودك بوده است. به اين مفهوم كه مسئولان و ناشران مذكور با اين باور غلط كه ميپنداشتند از آنجايي كه مخاطب اين حوزه، كودكان ميباشند، ميتوان به حداقل كار بسنده كرد و به جاي تنظيم قرارداد با پيشكسوتان كتاب كودك مانند مرحوم منوچهر احترامي، مصطفي رحماندوست يا شكوه قاسمنيا، از نويسندگان تازه كار استفاده كرد. ناشران نيز در ادامه اين روند سفارش تصويرسازي را به تصويرسازان باتجربه، باز به جوانهاي بيتجربه اعتماد كردند. جالب اينجاست كه مسئولان و ناشران در مقابل هر سؤالي كه در اين خصوص با آن مواجه ميشدند هدف جوانگرايي و ميدان دادن به جوانان را علم ميكردند. در حالي كه تنها هدف ناشران چاپ كتاب كودك با هزينهاي بسيار جزئي و حداقلي بود و با اين اقدام منفعتطلبانه موجبات تفرق و تجرد نويسندگان كتاب كودك را فراهم كرده و در برخي از موارد سبب گرايش بعضي از نويسندگان حوزه كتاب كودك به ديگر حوزههاي كتاب شدند و همين امر باعث شده در زماني كمتر از يك دهه، تقريباً هيچ اثر قابل اعتنايي كه بحث آموزش، نصيحتگري، زنهاردهي و عبرت آموزي را در خود داستان داشته باشد، در بازار نشر كتاب كودك نداريم.
و جاي تأسف است كه در اين ايام هيچ اثري در حوزه كتاب كودك خلق نشده كه بتواند جاي كتابهايي چون «حسني نگو بلا بگو» مرحوم منوچهر احترامي و ... را بگيرد. بنابراين بسياري از كودكان امروزي ما با صداي نامناسب و تصويرهاي مخدوش اين كتاب هنوز هم ارتباط برقرار ميكنند.
دنياي كودكان قبل از هر چيز با تصوير آغاز ميشود و كودك به واسطه تصوير سالهاي اوليه عمر خود را به كسب تجربه ميپردازد. براي همين خود تصوير كه مشتمل بر طرح و رنگ است در آموزههاي دهه اول زندگي نقش انكار ناپذيري دارد. با اين اوصاف وقتي كه به بازار كتاب كودك نگاهي مياندازيم متوجه ضعف و نقص غيرقابل اغماضي در بحث تصوير ميشويم و اين نقص تنها مربوط به يك يا چند انتشارات نيست. بلكه با كمال تأسف بايد اذعان كرد كه اين معضل فراگير و اپيدمي شده ميباشد؛ چرا كه وقتي مدير انتشارات به جاي خريد چند ده ميليوني يك كتاب كودك از نقاشان نوپا و ناكارآمد كه در مرحله تجربه نقاشي هستند، كمك ميگيرد قطعاً با خود ميپندارد كه با اين هزينه به جاي يك كتاب چندين جلد كتاب چاپ و روانه بازار خواهم كرد. اين همان مشكلي است كه حدود ۱۵-۱۰ سال پويايي و تحرك حوزه كتاب كودك را به سكوني مخرب تبديل كرده است.
از طرفي بسياري از ناشران براي فرار از مميزيها سوژه كتابهايشان را از ميان زندگي ائمه اطهار (س) برميگزينند. گرچه اين هدف نه آن چيزي است كه ناشران ادعاي آن را دارند اما سوژه قرار گرفتن زندگي ائمه اطهار (س) به خودي خود تأثيرات تعيين كنندهاي را بر روح و روان كودك ميگذارد. اما متأسفانه مشكل بزرگي كه سد راه اين ارتباط است، تصويرسازيهاي بسيار ضعيف ميباشد. به گونهاي كه گاهي به جاي جذب كودك وي را از قصه و تصوير كتاب دفع ميكند و بزرگترين علت آن يكي به سياست و نگاه غلط مديران نشر كتاب كودك برميگردد و ديگري به ضعف طراحي و نقاشي تصويرساز كتاب مربوط ميشود. به اين مفهوم كه چون اكثريت قريب به اتفاق تصويرسازان كتاب كودك از ضعف طراحي و عدم شناخت از آناتومي (استخوان بندي و تركيب و حركت ماهيچهها) رنج ميبرند، به همين دليل طراح با اين ضعفي كه دارد نميتواند تصوير قابل توجهي را طراحي كند و به واسطه تصوير كودك را به عمق داستان ببرد.