
۴۰ سال حسرت كم نيست. المپيك ۲۰۱۲ شروع شده ولي اثري از فوتبال ايران در لندن ديده نميشود. هر ۴ سال يك بار يادمان ميافتد كه المپيكي هست و تيم فوتبالمان هم اگر به المپيك برود بد نيست. منتها از ۴۰ سال پيش تاكنون هزار رئيس فدراسيون عوض كردهايم، هزار سرمربي تيم اميد و كلي هم بازيكن اما هنوز اندر خم يك كوچه ماندهايم.
دلمان ميسوزد براي فوتبالي كه هزينههاي ميلياردياش كاملاً عادي شده و همه پذيرفتهاند فوتبال رشته پرخرجي است، براي فوتبالي كه ادعاي حرفهاي شدن دارد و خود را به هر دري ميزند تا از AFC چهار سهميه كامل را پس بگيرد، فوتبالي كه با علي دايي، خداداد و كريم باقرياش آن روي سكه فوتبال آسيا را به دنيا نشان داد. اما ۴۰ سال است حسرت رسيدن به المپيك را به دل خيل عظيم فوتبالدوستان ايراني گذاشته. جدا از ادواري كه ما زورمان به رقباي آسيايي نرسيده و تيم اميد ايران نتوانسته به بزرگترين آوردگاه ورزش دنيا برسد اين دوره شاهد اتفاقي بينظير در جهان بوديم؛ استفاده از بازيكن محروم تيشه زد به ريشه آرزوي اميدها براي رسيدن به المپيك. انصافاً تحملش خيلي سخت بود كه عراق را ببريم ولي آنها به جاي ما صعود كنند و جلوي چشمانمان رقص پرچم بروند.
حتماً از نتايج بازيهاي فوتبال المپيك ۲۰۱۲ خبر داريد و نتيجه خارقالعادهاي (از نظر ما) كه ژاپن گرفت. چشم باداميها آرام و بيسر و صدا تيم اميد اسپانيا را يك بر صفر بردند تا نشان دهند انقلابي بزرگ در فوتبال آسيا ايجاد شده، انقلابي كه اول و آخر به ژاپن و فوتبال كاملاً مدونش ختم ميشود. اسپانيا قهرمان جام جهاني و اروپا مقابل تيمي زانو زد كه روزگاري آرزوي باز كردن دروازه ايران را داشت. زماني نهايت آرزوي ژاپنيها پشت سر گذاشتن تيمهاي كره، ايران و شايد هم عربستان بود اما قارهكهن را كه فتح كردهاند هيچ، ديگر به كمتر از شكست رقباي درجه يك اروپايي قانع نميشوند.
اينكه ژاپن در يك دهه اخير چگونه به اين همه موفقيت دست يافته از جمله نكاتي است كه مسئولان فدراسيون فوتبال بايد براي واكاوي آن وقت بگذارند البته پيدا كردن علت اين اتفاق چندان هم دشوار نيست چرا كه برنامهريزي دقيق، در دستور كار قراردادن نظم و انضباط، بركنار نكردن زودهنگام مديران فوتبالي، مبارزه شديد با دلالبازي و خيلي مسائل ديگر كه همگي به پيشرفت فوتبال يك كشور ختم ميشود، از عوامل موفقيت آنهاست. نكات ذكر شده تنها بخشي از تلاشهاي مديران ارشد فوتبال ژاپن براي پشت سر گذاشتن تمامي رقباي آسيايي در رسيدن به اهداف بلندپروازانهشان است.
در سالهاي اخير اهالي فوتبال علاقهشان به تقليد از ديگر كشورهاي صاحبنام را هرگز كتمان نكردهاند، از بالا بردن بيرويه دستمزد بازيكنان بيكيفيت گرفته تا تقليد از مدل، لباس و نحوه حاشيهسازي آنها. سؤال اينجاست كه چرا در فوتبال ايران كسي پيدا نميشود كه عاشق تقليد از نحوه مديريت فوتبالي ژاپنيها شود تا بلكه پس از يك دهه ركود و پسرفت ما هم رنگ پيشرفت و فوتبال بهروز را ببينيم. جواب اين سؤال را خودمان ميتوانيم بدهيم. اگر قرار باشد واقعاً پيشرفت كنيم و از اين وضع خلاص شويم ديگر از درآمدهاي ميلياردي، دلالي و خيلي كارهاي ديگر خبري نخواهد بود و اين يعني پاياني بر فوتبال آماتور و آغاز فوتبال حرفهاي.