وقتي عمليات ساعت صفر در دمشق از سوي تروريستها با انفجار دفتر شوراي عالي امنيت ملي سوريه و به قتل رساندن چهار مقام ارشد نظامي و امنيتي نتوانست ادامه يابد و همه تداركات رسانهاي و گسترده و دستهجات تروريستي با نامهاي القاعدهاي و ارتش آزاد كه با افسران اطلاعاتي و نظامي تركيهاي، سعودي، قطري، تونسي، انگليسي يا فرانسوي هدايت ميشدند، از سر ناچاري به سمت حلب حركت كردند، بيانيههاي منتشر شده همين دستهجات حاكي از آن بودكه از دمشق عقبنشيني تاكتيكي كردهاند و حالا در حركت به سوي حلب و تكيه بر روستاها و شهركهاي تحت سيطره گروههاي مسلح و به اشغال در آوردن حلب، جنگ سرنوشت در سوريه را به نمايش ميگذارند.
تركها، امريكاييها، انگليسيها و تروريستهاي تابلودار و بدون تابلو، حلب را نقطه آزادسازي تمام سوريه، منطقه امن، منطقه پرواز ممنوع و امثال اينها ناميدند تا بشار اسد و ارتش اين كشور را به زير بكشند و شكست دهند. آنقدر بر طبل جنگ كوفتند و بشاراسد را «رفته» حساب كردند و در رسانههاي توليد دروغ و فريب خود مانور دادند كه به همه اين باور را تحميل كنند كه اين دستهجات تروريستي مانند رمبوي امريكايي، قهرمان خواهند شد و كار تمام ميشود.
وقتي ارتش سوريه كه تا به حال ماهها ناامني را تحمل كرده و در پاكسازي مناطق از واحدهاي محدودي بهره گرفته بود، ورود واحدهاي تازهنفس گارد رياستجمهوري يا برخي يگانهاي عمليات ويژه و يا رزمي ديگر را مطرح كرد و پيشقراولان اين يگانها، در صلاحالدين، صاخور، حمدانيت و... در شهر حلب، تروريست ها را تار و مار كردند، امروز لحن و محتواي مواضع حاميان تروريسم در سوريه عوض شده و همه خود را نگران يك فاجعه انساني معرفي ميكنند و دبيركل سازمان ملل، همآوا با صهيونيستها و امريكا و غرب، از اينكه دولت سوريه، رفتار دفاعي خود را با اقتدار به اجرا بگذارد، بر خود ميلرزد. چقدر جالب است كه امريكاييها حتي از سوريه ميخواهند اگر با حمله خارجي هم روبهرو شد نبايد از سلاحهاي شيميايي استفاده كند.
اين در حالي است كه امريكاييها، از جنگ ويتنام و قبل از آن در جنگ جهاني دوم و در جنگهاي مختلف بالكان، آفريقا، عراق و افغانستان، ضمن استفاده وسيع از جنگافزارهاي اتمي، اتمي تاكتيكي و شيميايي هزاران نفر را به كام مرگ برده و هزاران نفر را مصدوم كردهاند و در خصوص صنايع ميكروبي رژيم صهيونيستي در جنوب تلآويو سكوت رضايتمندانهاي دارند.
پاكسازي چند محله آلوده حلب كه از مراكز مهم اقتصادي و جمعيتي و فرهنگي سوريه به شمار ميرود، از روزهاي قبل آغاز شده و نيروهاي تازهنفس از امروز اقدامات خود را آغاز ميكنند. پاكسازي حلب و حمص و جنوب دمشق و ... اين بار كمي متفاوت از قبل است. اگر در گذشته در پاكسازي مناطق راه براي فرار و عبور آنها از مرز و بازگشت به تركيه، لبنان، اردن باز ميشد، اين بار قرار نيست اين فرصت را به دست آنها بدهند. اينبار عملياتهاي پاكسازي با قدرت و مسدود شدن مرزها به شكل همزمان اجرا ميشود و كمتر تروريستي امكان فرار از مهلكه را خواهد داشت، تنها راه براي زنده ماندن، تسليم شدن است و فرار و ژستهاي جنگي يك نتيجه واحد دارد كه همان حاصل كار امام جماعت سلفي مسجدي در رياض است كه با سرعت خود را به هلاكت انداخت.
پاكسازي حلب، پايان يك پروژه هاليوودي براي براندازي در سوريه خواهد بود كه امريكا، غرب و صهيونيست و ارتجاع را يكجا رسوا خواهد كرد. اين حاميان تروريست يا ناچار به پذيرش شكست هستند يا مجبور به تحمل فاجعه در مناطقي كه از آن فرار ميكنند، هستند.
اين آخرين ترفند و اقدامات غيرانساني تروريستها و برنامهسازان آنهاست تا به بهانه خونريزي و جنايت، سناريوهاي سينمايي خود را، حتي با يك پرده بيشتر استمرار ببخشند. مواضع حماسهگون و رجزخواني تروريستها و حاميان امريكايي، تركيهاي، ارتجاع عرب و غربي و صهيونيستي كه با تأخير و براي جلوگيري از متلاشي شدن جبهه حاميان ترويسم به صحنه آمدهاند با ايستادگي دولت و مردم سوريه، به التماس و نالههاي ناتوان مبدل شده تا آنچه را كه قرار بود از طريق نمايش قدرت محقق كنند، اينبار با مظلومنمايي به پيش ببرند.