برخي اوقات در سكوت و كمتوجهي رسانهها، تصميماتي در مملكت گرفته و اجرايي ميشود كه آدم انگشت به دهان ميماند چه كسي و با چه توجيهي چنين تصميمي را گرفته است؟ مثلاً حكايت جابه جايي رؤساي فدراسيونها در آستانه المپيك. ماهها تمام مردم در استرس و نگراني بودند و بعد گفتند، رئيسجمهور در دقيقه ۹۱ دخالت كرده و گويا ماجرا ختم به خير شده است! چرا از آغاز اين غائله را درست كرده و ماهها با اعصاب مردم بازي كردند؟ اين جابهجايي و بعد بازگشت به خانه اول، چه فايدهاي داشت؟
گاهي هم يك تصميم غلط گرفته ميشود و هر چه مردم و ناظران و كارشناسان، اعتراض كنند و... خلاصه خودشان را هم بكشند، آقايان بياعتنا كار خودشان را ميكنند. مثل بازسازي و يا بهتر بگوييم تخريب قبور شهدا كه موزه زنده سالهاي جنگ بودند و به جاي صرف ميلياردها تومان براي حفظشان به همان شكل، ميلياردها تومان صرف تخريب و متحدالشكل كردنشان شد و ميشود. بلاتشبيه شبيه قبر سربازان جانباخته جنگ جهاني دوم در مسكو! حكايتي تلخ كه قبلاً در همين ستون دربارهاش نوشتم و دريغ از يك گوش شنوا! يا طرح عجيب تعطيلي اصناف پس از ساعت ۱۲ شب كه به تازگي در شهر مشهد هم شروع شده و داد مردم را در آورده است. هر چه ملت ميگويند اين شهر، شهري زيارتي است، مثل مكه و مدينه، چنانكه حرم امام هشتم (ع) شبانهروزي است و هر لحظه روز و شب هزاران مسافر وارد مشهد ميشود، اصناف هم بايد باز باشند و خدمات بدهند، اما فرمان صادر شده و گوش شنوا نيست. ناراضيتراشي به هر قيمت ممكن! برويد روزنامههاي محلي مشهد و خراسان و عجز و لابه و خواهش مردم و اصناف را براي تعطيلي اين طرح ببينيد!
اما يكي از عجيبترين و تازهترين اين شيرينكاريهاي، انحلال «شركت ملي صادرات گاز» است. ناگهان معلوم نيست كدام مرجعي و با چه منطق و دلايلي، حكم به منحل شدن اين شركت داد. هرچه كارشناسان و مسئولان سابق آن اعتراض كردند كه اين تصميم چندين برابر تحريمها براي صنايع ما كمرشكن است، كسي پاسخگو نبود. معلوم نيست در اين وانفساي تحريمها، چه ضرورت و موضوع مهمي سبب شده تا شركتي كه ميلياردها دلار صرف ايجاد آن شده و سالهاي سال است كه با موفقيت كار ميكند، ناگهان تعطيل شود. هيچكس هم از پشت پرده بيرون نميآيد تا براي مردم و معترضان به درستي شرح دهد كه دليل اين رفتار عجيب چيست و جواب اين همه ضرر و زيان ناشي از اين تصميم خلقالساعه را چه كسي ميدهد.
شنيدهها حاكي است انحلال اين شركت افزون بر سردرگمي سه مشتري گازي ايران در هند، يونان و سوئيس، احتمال لغو سه قرارداد بزرگ صادرات، ترانزيت و سوآپ گاز طبيعي ايران را قوت بخشيده است. مشتريان تازه نيز كاملاً از اين تصميم دولت ايران گيج شدهاند. جالب آنكه مرجعي هم در كشور نيست تا از افراد و مراجعي كه اين تصميمات پرهزينه را آنهم در اين برهه به كشور تحميل ميكنند، بازخواست كند. اگر قراردادهايي كه ذكرشان رفت لغو شود و مشتريهاي تازه پس زده شوند، ميلياردها دلار ضرر وارده را چه كسي جبران خواهد كرد. چرا برابر اين تصميمات عجيب كه معلوم نيست چرا و به چه نيتي اتخاذ ميشوند، همه ساكت و تماشاگرند؟