
در ميان ميليونها انساني كه روي كره زمين زندگي ميكنند، بيشتر افراد آن چنان سرگرم فعاليتهاي مختلف هستند كه فرصتي براي نگاه كردن به زندگي و لذت بردن از آن نمييابند. در اين جهان سراسر آشفتگي كه با سرعت فزاينده جهان مدرن نيز همراه شده است، گويي روزها و لحظات بشر از هر گونه شور و هيجاني تهي شده است اما با وجود تمام اين كسالتها و خستگيهاي به ظاهر پايانناپذير هميشه افراد باذوقي وجود دارند كه طعم فراموش شده زندگي را بار ديگر به يادمان بياورند. كتاب «هنر آشپزي و قوميت» نگاهي ظريف به اين دنياي پرآشوب است كه گويي ديگر هيچ چيز لذتبخشي در آن باقي نمانده اما «جودي آبن» نويسنده خوشذوق اين كتاب با چشمانش به مسائل و موضوعات هميشه تكراري زندگيمان نگريسته و برخلاف اكثر انسانها موفق به كشف رابطه نهان ميان كار معمولي و چه بسا تكراري آشپزي و قويترين نيروي هستي يعني عشق شده است. طعم عشق مزه واقعي تمام خوراكهاي خوشمزهاي است كه در گوشه و كنار جهان از شهرهاي بزرگ و پرترافيك گرفته تا روستاهاي كوچك و دورافتاده بر سر سفرههاي رنگين يا ساده آورده ميشود. «جودي آبن» معتقد است روح و احساسات يك آشپز مهمترين فاكتوري است كه به غذا طعم خوشمزگي ميدهد. با همين ديد متفاوت است كه نويسنده، آشپزي يعني فرآيند پخت و آماده كردن خوراك براي خوردن را تبديل به پژوهش ارزشمندي ميكند با نگاهي اجتماعي و قوميتي.
اين پژوهشگر معتقد است مواد مصرفي براي پخت غذا، ظاهر مواد خوراكي به كار رفته و شكل پخت همگي با خود نشانههايي از انديشههاي عميق اجتماعي در ميان قوميتهاي مختلف به همراه دارد. اين تحقيق به شكل ميداني در ميان سالهاي ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۸ ميلادي در كشور مكزيك و در روستايي به نام «ميلبا آلتا» انجام گرفته است و محصول نهايي اقامت ۲۴ ماهه اين پژوهشگر در روستاي مذكور يافتن رابطهاي ميان علوم مختلف در علم قوميتشناسي و هنر زيباي آشپزي است. «آبن» با نگاهي هنري به مراحل تهيه و تدارك مواد غذايي و پس از آن پخت اين مواد نگاه ميكند و معتقد است يك آشپز ساده كسي است كه در تمام مراحل آشپزي تنها از قوانين كشف شده پيشين پيروي ميكند و هرگز به خود اجازه كم يا زياد كردن يا حتي امتحان شيوههاي جديد و مختلف پخت و پز را نميدهد، در حالي كه يك آشپز ماهر خود را پايبند فرآيند تكراري و دستورالعملهاي پيشين نميكند اين آشپز كار خود را ابتكاري ميداند كه در آن فرد مجبور نيست صرفاً از قوانين مشخص شده پيروي كند. بلكه وي ميتواند به راحتي در مورد ميزان يا انواع مواد به كار رفته و همچنين شيوه پخت اعمال سليقه كند. تهيه و تدارك غذاهاي مختلف در مراسمهاي شادي يا مجالس غم و اندوه، پذيرايي از مهمان و اهميت محيط فيزيكي براي تهيه و پخت نيز بحث ديگري است كه يك بخش مجزا را به خود اختصاص داده است.
طبق مطالب ارائه شده كتاب مذكور، در مراسمهاي مختلف كشور مكزيك تنها انواع ويژهاي از خوراكيها به عنوان خوراكي مجلسي شناخته شدهاند و ديگر خوراكيهاي موجود در اين كشور در ليست غذاهاي مهماني و مجالس بزرگ قرار نميگيرد. يكي از نكات بسيار ظريف بيان شده در اين كتاب، كشف رابطه ميان عشق و آشپزي است. نويسنده كتاب معتقد است نه تنها در مكزيك كه در ميان تمام آشپزهاي ماهر سراسر جهان انديشهاي قوي رايج است كه ميگويد دليل گرايش آنها به پخت و پز وجود احساس عميق عشق و دوست داشتن موجود در درون آنها ميباشد. اين آشپزها همچنين معتقدند اين نيرو هم آنان را به سمت اين هنر سوق ميدهد و هم عامل اساسي و مهمي است كه منجر به پخت غذايي بيكم و كاست ميشود چراكه يك فرد عاشق يا حداقل فردي كه به شخصي علاقهمند است براي مراحل مختلف پخت دقت لازم و كافي را مبذول ميكند و به دقت روند آماده شدن خوراك را از نظر ميگذراند تا آنجا كه ميتوان گفت يك زن آشپز عاشق، هم با مواد خوراكي و هم با مراحل پخت ارتباطي كاملاً آگاهانه و پرانرژي برقرار ميكند. «هنر آشپزي و قوميتشناسي» كه شامل آموزش دستور پخت تعدادي از غذاهاي مكزيكي را نيز در خود دارد، كتاب سودمندي است كه افزون بر دوستداران آشپزي جهاني براي علاقهمندان به موضوع قوميتشناسي و مطالعات اجتماعي نيز جالب و قابل تأمل خواهد بود. «جودي آبن» متولد كشور فيليپين است و كودكي خود را در شهر نيويورك سپري كرده است. وي مدرك دكترايش را در رشته قوميتشناسي اجتماعي دريافت نموده و در دوراني كه در مكزيك اقامت داشت، توانست پژوهش ميداني را درباب خوراكيهاي مختلف و رابطه آن با قوميت به انجام برساند. وي همچنين مدتي در اسپانيا و اسكاتلند زندگي كرده و به عنوان استاد افتخاري نيز در دانشگاه سان اندرو فعاليت داشته است. او اينك در كشور آلمان اقامت دارد.