سلاحهاي شيميايي در آن واحد ميتوانند حقيقتي غيرقابل انكار و در عين حال بازدارنده يا بهانهاي مشروع براي مداخله باشند. درباره سوريه نيز همين قاعده صادق است و در روزهاي اخير موضوع حساسيت و موضعگيريهاي غربي- اسرائيلي درباره سلاحهاي شيميايي سوريه سوژه داغ رسانههاي جهان بوده است.
به دنبال انفجار ساختمان امنيت ملي در دمشق، ايهود باراك، وزير دفاع اسرائيل به بلنديهاي جولان سفر كرد و به همتاي امريكايي خود لئون پانه تا تأكيد كرد كه اسرائيل به دقت تلاشهاي حزبالله براي انتقال تسليحات پيشرفته يا شيميايي را از سوريه به لبنان زير نظر دارد. باراك با تأكيد بر اينكه احتمال دارد اسرائيل براي جلوگيري از چنين اقدامي دست به مداخله در سوريه بزند، به امكان ادامه جنگ داخلي در سوريه حتي بعد از سقوط اسد نيز اشاره كرد.
اظهاري كه خود حاكي از يك حقيقت ديگر بود و آن اينكه اسرائيل به احتمال سقوط اسد از قدرت اكتفا نميكند، بلكه از قرائتي اسرائيلي شايسته است جنگ داخلي براي تجزيه سوريه را ادامه دهد. زمينهسازيها براي مداخله و جوسازي با هدف مشروع جلوه دادن دخالت در زمان لازم از سوي اسرائيليها كار را به جايي رساند كه سخنگوي وزارت خارجه امريكا تأكيد كرد: هيچ شاخصي وجود ندارد كه نشان دهد ذخاير تسليحات سوريه از سيطره نظام آن خارج شده باشد.
يواف ليمور، خبرنگار نظامي كانال يك تلويزيون رژيم صهيونيستي در روزنامه اسرائيل اليوم مينويسد: انتظار كشيدن اسرائيل حاكي از يك تصميم دشوار در رابطه با سوريه و لبنان است. او تصريح ميكند. اسرائيل تنها در صورتي به مداخله روي خواهد آورد كه يكي از اين دو سناريو محقق شود:
۱- عليه آن از سوي سوريه يا لبنان آتش گشوده شود ۲- سلاحهاي استراتژيك سوريه به لبنان منتقل شود. اين سلاحها شامل تسليحات شيميايي و بيولوژيك، سيستمهاي پيشرفته ضد هوايي (۱۷ اساي و ۲۲ اس اي)، موشكهاي دوربرد با تأكيد بر موشك اسكاد و در نهايت موشكهاي پيشرفته خشكي به درياست. موضوع انتقال موشكها به اضلاع مقاومت به ويژه حزبالله لبنان چيز جديدي نيست و سالهاست محل مناقشه و تبادل تهديد است. شاخصهاي موجود به ويژه موضعگيريهاي دبير كل حزبالله لبنان و برآوردهاي اسرائيلي از شرايط مقابلههاي آتي حاكي از اين ملاحظات جدي است.
در ۲۵ جولاي سال ۲۰۱۱ و به مناسبت پنجمين سالروز پيروزي مقاومت در جنگ ۲۰۰۶ با اسرائيل، سيد حسن نصر الله دبير كل حزبالله هشدار داد كه اسرائيل فكر تسلط بر ۸۶۰ كيلومتر مربع از منطقه اقتصادي درياي مديترانه ( منابع گاز لبنان) را از سر بيرون كند و افزود: هركس به تاسيسات و منابع لبناني تعرض كند بايد منتظر تعرض به تأسيسات خود باشد.
سال بعد به همين مناسبت سيد حسن نصرالله از اين هم فراتر رفت و گفت: در صورتي كه اسرائيل بخواهد لبنان را محاصره كند، مقاومت ميتواند اين رژيم را در محاصره دريايي قرار دهد. اين تنها سخن سيد حسن نصرالله نيست. روزنامه جروزالم پست رژيم صهيونيستي در اين خصوص اذعان ميكند: بر آوردهاي نيروي دريايي اسرائيل نشان ميدهد كه حزبالله قادر است به كشتيهاي تجاري اسرائيل حتي در ۳۰ كيلومتري سواحل آن هم حمله كند و در هر جنگي در آينده، بندرگاههاي اسرائيل را تحت محاصره بگيرد.
يك افسر بلند پايه اسرائيلي به اين روزنامه ميگويد: محاصره دريايي تبعات اقتصادي و راهبردي هولناكي را براي اسرائيل به دنبال خواهد داشت، براي مردم هم اين قابل درك نيست كه ۹۹ درصد واردات اسرائيل از راه دريا انجام ميشود. اما بخش اول يعني طرح موضوع افتادن سلاحهاي شيميايي به دست حزبالله لبنان ميتواند با دو كاركرد دنبال شود: تشديد فشارها بر حزبالله لبنان براي خلعسلاح و ارسال سيگنالي براي گروه معارض داخلي لبنان جهت فرسايش توان مقاومت در داخل خاك آن كشور و در همين حال، زدن استارت سناريوي مداخله مشروع در سوريه و لبنان به عنوان مبداً و مقصد انتقال سلاحهاي مذكور.
سوريه انكار نميكند كه سلاح شيميايي دارد و در صورت لزوم از آن براي مقابله با دشمنان خارجي استفاده ميكند، اما موضوع انتقال اين سلاحها به حزبالله لبنان ميتواند مقدمه سناريوسازي ديگري عليه جبهه مقاومت باشد. هر چند نفس تملك اين نوع سلاح با توجه به جنبه بازدارندگي آن مداخله سخت را عملاً و تقريباً غير ممكن ميكند.