
گاهي اظهارات يك مسئول درباره يك مسئله در بازههاي زماني گوناگون را وقتي كنار هم ميگذاريم، سر از وادي تناقض درميآوريم! نه اينكه خداي ناكرده در اظهارات آن مسئول تناقضي باشد، نه! بلكه تناقض از ماست و در فكر ما وجود دارد كه تناقض برداشت ميكنيم! به اين چند اظهارنظر از سوي فرهاد دانشجو رئيس جديد دانشگاه آزاد دقت كنيد:
۱- فرهاد دانشجو (روزهاي اول رياست): با ايجاد منابع مالي جديد شهريه دانشگاه آزاد كاهش مييابد.
۲- فرهاد دانشجو (چندماه پس از رياست): شهريه دانشگاه آزاد تا ۱۵ درصد افزايش پيدا ميكند.
۳- فرهاد دانشجو (همين ديروز): ۷۰ درصد دانشجويان دانشگاه آزاد از اقشار ضعيف هستند.
هنوز معلوم نيست كه چرا فرهاد دانشجو در نخستين روزهاي رياستش وعده كاهش شهريههاي دانشگاه آزاد را داد و بعد از چند ماه افزايش شهريهها را اعلام كرد! همچنين اين پرسش مطرح است كه اگر ۷۰ درصد دانشجويان دانشگاه آزاد از اقشار آسيبپذير جامعه هستند و از نظر مالي با مشكل مواجهند، پس چرا قرار است شهريههاي اين دانشگاه افزايش پيدا كند؟! با اين تناقض چگونه بايد كنار آمد؟ سياست افزايش شهريهها چه تناسبي با ناتواني مالي دانشجويان دارد؟!