
نمايش، داستان جنگلي را بازگو ميكند كه در آن رينارد روباهه به مدت يك سال محكوم ميشود به اينكه نبايد از او حقه و كار خلافي سر بزند. با اين حال، او برخلاف قانون تصويبشده توسط سلطان جنگل، به آزار ديگر حيوانات جنگل ادامه ميدهد. در اين ميان پاي صحبت عبدالله آتشاني كارگردان كار نشستهايم تا چند و چون كار كردن براي كودكان و نوجوانان و سختيهاي به صحنه بردن نمايشها و مخاطبان نمايش رينارد روباهه را بپرسيم.
آقاي آتشاني! چه شد كه تصميم گرفتيد در حوزه تئاتر كودك و نوجوان كار كنيد؟ من سالهاست در حوزه تئاتر كودك و نوجوان كار ميكنم، چه بازيگري تئاتر چه آهنگسازي. چون حوزه كودك يك قداست خاصي دارد و كار كردن با آنها انرژي خاصي به انسان ميدهد.
به نظر شما نمايش «رينارد روباهه» چقدر توانست با مخاطبان كودك و نوجوان ارتباط برقرار كند؟ «رينارد روباهه» يك متن خارجي بود كه با تغييرات كلي براي نمايش آماده شد. برگزيده يك قرن نمايشهاي كودك و نوجوان است كه آقاي حسين فدايي جمع آورياش كرده است. در ميان متنهاي كتاب اين داستان به دلم نشست. اين نمايشنامه در كتاب ۲۰۰ صفحه بود كه اگر تمامش را كار ميكردم، ۳ تا ۴ ساعت طول ميكشيد و اين براي بچهها آزاردهنده ميشد، چون بچههاي ما نمايش بيش از ۴۵ دقيقه را نميتوانند تحمل كنند. البته متن براي نوجوان است اما از آنجا كه ما سالنهاي مجزا براي گروههاي سني كودك و نوجوان نداريم در تالار هنر اجرا كرديم. دوستان من اصرار زيادي داشتند كه نمايش را بازنويسي و ايرانيزه كنيم اما من پس از اينكه بارها متن را خواندم از دل اين خواندنها تفسير جديدي از متن درآوردم و بدون تغيير متن و در آخر متني كه الان اجرا ميكنيم حاصل شد.
از ديگر كارهايي كه در حوزه كودك و نوجوان كار كرده ايد، بگوييد. من در سالهاي اخير بيشتر موسيقي تئاتر كودك و نوجوان كار كردم. از آهنگسازي تئاتر در سال اخير هم ميتوان از «دختران باغهاي قالي» كه سال گذشته كانديداي منتقدان جهان در جشنواره فجر شد و برنده جايزه برگزيده جشنواره كودك نوجوان همدان شد نام برد. موسيقي نمايش «آشپزها» و همچنين نمايش «الاغ بيدم» را هم در سال اخير كار كردم. «رينارد روباهه» ارديبهشت ماه سال گذشته براي بازبيني رفت و من دو سال درگيرش بودم، در اين بازه زماني هم نميتوانستم كار را كارگرداني كنم چون «رينارد روباهه» به سرانجام نرسيده بود به همين دليل سال گذشته بيشتر آهنگسازي تئاتر كردم.
به نظر شما كار در حوزه كودك و نوجوان چه تفاوتي با حوزه بزرگسال دارد؟ از نظر من تفاوت چنداني ندارند. براي كار كودك همان مشكلاتي را داري كه براي بزرگسال. اينطور نيست كه فكر كنيم چون كار براي كودك است، با دو هفته تمرين ميتوان جمعش كرد. متأسفانه نگرش نادرستي در برخي به وجود آمده كه نمايش كودك ارزش آنچناني ندارد، در حالي كه نمايش كودك با بزرگسال متفاوت نيست و همان سختيها را دارد و تنها تفاوتش در گروه سني مخاطبان است، اينكه براي بزرگسال ميتوان سه ساعت نمايش هم اجرا كرد و مخاطبان كشش دارند، اما تحمل كودكان كمتر از يك ساعت است و نمايش كودك همچنين بايد حتماً موزيكال باشد تا كودك بهتر ارتباط برقرار كند.
فروش نمايش و استقبال تماشاگران از كار چطور بود؟ در ميان اجراهاي ما جشنواره تئاتر عروسكي برگزار شد و به كار ضربه زد اما پس از اتمام آن فروش بهتر شد و اجرا تا ۱۲ مرداد ماه هم ادامه دارد. ولي پتانسيل نمايش «رينارد روباهه» بيشتر از اينها بود و هر كسي كه اين متن را خوانده باشد و نمايش را ببيند متوجه ميشود كه چقدر روي متن كار شده است. من سعي كردم تمام عوامل كار حرفهاي باشند مانند بازيگران، طراحي صحنه و لباس. اميدوارم كه مسئولان هم ارزش كار را بدانند.
در اين نمايش «رينارد» نقش روباه حقهبازي را دارد كه برخي از كودكان حاضر در سالن طرفدارش بودند و برخي نه، نظر شما در اين باره چيست؟ من از اين اتفاق خيلي خوشحالم دقيقاً هم به دنبال همين مسئله بودم. دوست نداشتم ماجراي نمايش به گونهاي پيش برود كه اين روباه بد است و اذيت ميكند و آخرش هم خوب ميشود. ميخواستم بچهها خودشان قضاوت كنند كه رينارد خوب است يا نه. من حتي ميخواستم در ابتداي نمايش بروشور بدهم كه بچهها تعداد خطاهاي رينارد را بنويسند. اما آخر كار پشيمان شدم. خود من رينارد را مقصر نميدانم، رينارد كاراكتري است كه از خصوصيات بد اطرافيانش استفاده ميكند. در پايان نمايش هم جملهاي است كه شير به رينارد ميگويد: آقاي رينارد شما واقعاً همشهري بدي هستيد. رينارد پاسخ ميدهد: همه ما در درونمان بدي داريم. رينارد بديهاي آدمها را به خودشان نشان ميدهد. در اين ميان بازي رينارد بايد آنقدر شيرين باشد كه تمام اذيت و آزارهايش شوخي به نظر بيايد و نميدانم چقدر در القاي اين مفهوم موفق بودهام.
بازيگران نمايش پيش از اجرا در ميان بچهها حضور پيدا ميكنند و با آنها عكس ميگيرند. به نظرتان اين مسئله چقدر در برقراري ارتباط كودكان با كاراكترهاي نمايش مؤثر است؟ نظر من عكس گرفتن نبوده. البته تمام نمايشهاي من از لابي تالار هنر آغاز ميشود و در طول نمايش هم كودكان سالن مشاركت ميكنند، چون دوست دارم بچهها در جريان نمايش حضور داشته باشند. در بخش اول اين نمايش هم از بازيگران خواستم كه در ميان حاضران بنشينند و ديالوگ بگويند تا تماشاگران به داستان نزديكتر بشوند.
در پايان نمايش پس از اعلام خبر مرگ رينارد و حركت پرده به سمت بسته شدن، ناگهان رينارد صحيح و سالم به صحنه ميآيد و بچهها با دست زدن و جيغ كشيدن خوشحالي خودشان را نشان ميدهند، اين پايان بندي چگونه به ذهنتان رسيد؟ يك بخشي است كه رينارد ميميرد، در متن به اين صورت بود كه رينارد زخم آلود وارد صحنه ميشود و روبهروي صحنه ميافتد و ميميرد و بعد اهالي جنگل مدارك جرم او را پاره ميكنند، ناگهان بلند ميشود، اما اين صحنه باعث ميشد كه رينارد خيلي بدجنس به نظر برسد. به همين دليل مرگش را در سايه نشان داديم و حس پايان نمايش با بسته شدن پرده به مخاطب القا ميشود و بچهها با نگاهي غم انگيز صحنه را دنبال ميكنند كه ناگاه با آمدن دوباره رينارد بچهها با جيغ و داد، خوشحالي خودشان را نشان ميدادند.
تبليغات و اطلاع رساني نمايش شما يا به طور كلي نمايشهاي كودك و نوجوان تالار هنر به چه صورت است؟ آيا امكان اطلاعرساني به تمامي كودكان و نوجوانان شهر وجود دارد؟ با توجه تلاشهاي روابط عمومي كار، نمايش در رسانهها معرفي شد اما تبليغات در آن حد نبود كه كودكان و نوجوانان شهر از اجراي اين كار مطلع شوند. ما يك بنر ۱۵۷ در ۱۵۷ بر در ورودي تالارهنر نصب ميكنيم كه ديد هم ندارد. قبلاً تالار هنر سه بيلبورد در سطح شهر داشت اما الان متأسفانه ندارد.
چطور ميتوان كودكان كشورمان را با هنر نمايش آشنا و فرهنگ تئاتر رفتن را در آنها تقويت كرد؟
به نظر من پدر و مادرها تأثير زيادي در رابطه با اين مسئله دارند و بايد آنها كودكان را براي تماشاي نمايشها بياورند و بايد براي پدر و مادرها برنامهريزي كرد. ناگفته نماند تخصص تالار هنر به اجراهاي كودك هم باعث ميشود كه برخي پدر و مادرها پس از آگاهي از اين مسئله كودكانشان را به تماشاي همه نمايشهاي اين سالن بياورند. البته اين روزها بحثي به نام تئاتر در خانه هم مطرح شده كه باعث ميشود مردم بيشتر با تئاتر آشنا شوند.