جمال شورجه *: خوشبختانه اين بحث در حال حاضر كمي تعديل شده است. متأسفانه گاهي اين موارد مطرح ميشود كه اصلاً به صلاح كشور و نظام نيست و اين بحث هرچقدر گسترش داده شود به شقوق سياسي و اقتصادي و... برميگردد و در نهايت چيزي عايد ميشود كه به ضرر خودمان است. ناگفته پيداست كه از طرح بحث فساد در سينما چه كساني سود ميبرند.
اگر اين مباحث صحيح است و بايد با آن مبارزه كرد، چرا ابتدا در كشورهايي مثل امريكا و سينمايي مانند سينماي هاليوود اين بحث پي گرفته نميشود و اين فساد را در حالي به سينماي ما نسبت ميدهند كه واقعيت وجودي ندارد. البته من به هيچ عنوان منكر فساد در سينماي ايران نيستم. حرف من اين است كه سينماي ما سينماي نجيبي است و اگر فساد در آن باشد به حدي كم و ناچيز است كه به حساب نميآيد و گستره آن به چند نفر محدود ميشود و انصاف نيست كه به خاطر فساد چند نفر سينماي پاك و ارزشي ما محكوم شود.
يك بحث ديگر اين است كه به خاطر فساد گردانندگان سينمايي مانند سينماي امريكا، بحث فساد در حوزه اخلاق در متن سينما هم برايشان حل شده است و در واقع فسادي نميبينند، اما ما به تبع اعتقادات و باورهاي ديني و مذهبيمان حريمهايي براي اين موارد قائل هستيم كه شكر خدا اين حريمها تا به حال حفظ شده است و از اين به بعد هم بايد حفظ شود.
اما تحقيقاً بايد گفت كه بحث فساد از شقوق مختلف كشورهاي منافي آداب و اخلاق بسيار گسترده و وسيع است و اين جالب است كه تمام اين بياخلاقيها به كشوري نسبت داده ميشود كه به لحاظ سلامت سالمترين كشورها ميباشد.
همه ميدانند كه جامعه ما مقيد به يكسري حدودات اخلاقي است. اشتباهات برجسته ميشود بالطبع در چنين جامعهاي كوچكترين اشتباهات و پيش پا افتادهترين خطاها سريعاً به چشم ميآيد و گاهي برخي نيز به نسبت سود و زياني كه از اين موارد ميبرند اين اشتباهات كوچك را بزرگنمايي ميكنند. براي مثال شنيدهايم كه گفتهاند فلان بازيگر باحجاب بد يا بيحجاب در فلان كشور ديده شده.
البته اينها واقعاً براي يك بازيگر كه در چنين كشوري زندگي ميكند قبيح است، چرا كه وقتي ما قبول كردهايم كه در كشور جمهوري اسلامي با يكسري تعلقات و وابستگيها همچنين با برخي از مواردي كه ناهي از منكر است زندگي كنيم بايد به گونهاي عمل كنيم كه بهانه به دست دشمنان اين مرز و بوم ندهيم به خصوص به اين مورد بينديشيم كه ما كه براي تفريح به كشور ديگر سفر ميكنيم بايد دو مرتبه به كشور خودمان برگرديم و باز در كنار همين مردم و با چنين فلسفه و چنين فرهنگي زندگي كنيم. اما متأسفانه برخي از بازيگران براي تفريح يا براي حضور در جشنواره يا به هر بهانه ديگري خارج از كشور ميروند و در آنجا به اصطلاح «جوزده» و احساساتي ميشوند و حركات ناشايست و زشتي كه با فرهنگ و دين و مذهبشان در تضاد است انجام ميدهند و گاهي لباسهايي به تن ميكنند و در مراسمهاي خاصي حاضر ميشوند كه واقعاً جاي بحث دارد و از همه اينها سوءاستفاده ميشود.
در اين طور مواقع نبايد بازيگران و هنرمندان ما با فرهنگ يك كشور ديگر رفتار كنند و به قيودات آنها تن بدهند چه بسا مواردي كه براي فرهنگ و كشور آنها ارزش محسوب ميشود، براي ما و فرهنگ ما ضد ارزش است. مثلاً در فلان جشنواره اگر كراوات يا پاپيون نزني به رسميت شناخته نميشوي يا براي خانمها قانون گذاشتهاند كه اگر فلان لباس را با فلان مدل نپوشند اصلاً ديده نميشوند و فلان خبرنگار و فلان برنامهريز و سياستگذار اصلاً قبول نميكنند كه يك خانم با لباس نامناسب (از نگاه آنها) مثلاً روي فرش قرمز آنها راه برود. بنابر اين اگر به چنين حقهها و ترفندهايي كه دشمنان ما راه مياندازند بها داده شود؛ بيگمان در آيندهاي نزديك سينما و تئاتر و تلويزيون ما بيشتر از اين ضربه خواهد خورد؛ چرا كه ما بايد در اين كشور كار و توليد كنيم. بايد براي توليد كردن و زنده بودن با همين عزيزاني كه در عرصه حضور دارند كار كنيم. آنها كه زندگي و فعاليت شرافتمندانهاي دارند و نميتوانيم خيليها را بدون استناد به موردي يا بدون ادله و مدركي متهم و مجرم بشناسيم. چون دين به ما شفارش ميكند كه بايد در مواردي كه حتي امر خلافي روي ميدهد و از آن خلاف مدركي هم داريد بهتر است آن را كتمان كنيد. قطعاً هم شنيدهايد كه رابطه خلاف بين زن و مرد را اسلام به حدي سخت ميگيرد كه اثباتش براي قاضي بسيار مشكل و غيرممكن است.
* تهيهكننده و كارگردان