
به گفته مهدي غفاري، فرقهها با بيان سخناني مهربانه و جذاب، افراد را به سمت خود جذب ميكنند و به اين وسيله در قلب جوانان نفوذ ميكنند و امروز به واسطه ناآگاهي مردم بيش از ۳هزار مدعي دروغين امام زمان در زندانها هستند.
آنچه زمينهساز پيدايش دروغگوهاست
بررسي چرايي ظهور فرقههاي ساختگي، ما را به دو دسته عامل ميرساند؛ يكي عوامل دروني و ويژگيهاي جامعهشناختي كه فرصت بروز چنين پديدههايي را ميدهد و دوم عوامل بيروني.
با نگاهي به تاريخچه پيدايش فرقههاي انحرافي در جوامع مختلف از جمله جامعه ايران ميتوان يك وجه اشتراك كلي را ميان تمامي اين فرق به روشني پيدا كرد. تمامي فرق ساختگي همچون بهائيت، بابيت يا وهابيت، نحلههايي هستند كه استعمار با برنامهريزي دقيق و بلند مدت آنها را شكل داد.
بي ترديد فرق گوناگون بر اساس ويژگيهاي هر جامعهاي طراحي ميشود. از همين روست كه در جامعهاي شيعي مانند ايران بحثهاي مهدويتي، محور فرقههايي است كه از سوي كشورهاي غربي و در رأس آنها انگليس برنامهريزي ميشود. يكي از اهداف اصلي استعمار از ايجاد فرق گوناگون در جوامع ديني، انحراف جامعه از ارزشها و باورهاي مذهبي است. پلاريزه و تكهتكه كردن اديان نيز راهكار مهم استعمار براي حذف يا تغيير جهت اديان است تا نفوذ و بهرهكشي آسانتر ميسر شود؛ اتفاقي كه براي دين مسيحيت نيز رخ داد و اكنون ما شاهد فرقهها متعدد مسيحي هستيم. جامعيت دين اسلام و حضور علماي ديني اما نقطه قوتي است كه در برهههاي گوناگون تاريخ مانع از تحقق ايجاد بسياري از فرق انحرافي شده است. با اين وجود، همچنان تلاشهاي استكبار براي ايجاد جريانهاي انحرافي در كشورمان ادامه دارد.
اتصال رهبران و مدعيان جريانهاي انحرافي به دستگاههاي جاسوسي بينالمللي امري اثبات شده است. وقتي عبدالبهاء(عباس افندي) رهبر فرقه بهائيت از سوي حكومت انگلستان مورد تقدير قرار ميگيرد و به او لقب (سر) اعطا ميشود، بيش از پيش به خدمات او به استعمار انگلستان پي ميبريم. در حال حاضر نيز مديران بسياري از شبكههاي فارسي زبان ماهوارهاي بهائيان متصل به استعمارگران انگليسي، امريكايي و صهيونيستها هستند.
مدعيان مهدويت زير ذره بين جامعهشناسي دكتر احد بخارايي، جامعه شناس در گفتوگو با «جوان» ضمن اشاره به ويژگيهاي روانشناختي افرادي كه چنين ادعاهايي را دارند، ميافزايد: ويژگيهاي شخصيتي اين افراد به گونهاي است كه دچار غروري كاذب ميشوند و براي جلب توجه و آنكه خود را يك فرد مقتدر معرفي كنند، دست به چنين ادعاهايي ميزنند.
به باور وي، پذيرش و تأييد اجتماعي هم در بروز و پيدايش چنين افرادي بيتأثير نيست. وي تصريح ميكند: همچنانكه ما مظلوم و ظالم را لازم و ملزوم يكديگر ميدانيم، در اينجا نيز اگر مردم پذيراي چنين افرادي نبودند اين افراد زمينهاي براي چنين ادعاهايي پيدا نميكردند. اين جامعهشناس چنين افرادي را اشخاصي نيمه هوشمند ميداند كه براي تأييد شدن از سوي جامعه دست به اين قيبل كارها ميزنند. وي ميافزايد:بر اساس نظريه «كنش متقابل نمادين» همه ما به دنبال تأييد گرفتن هستيم و بخشي از چنين حركتهايي را ميتوان در همين مسئله ريشهيابي كرد.
دكترمحسن ايماني نيز در گفتوگو با «جوان» با تأكيد بر آنكه اينگونه افراد از سادگي و نا آگاهي مردم سوءاستفاده ميكنند، ميافزايد: اين مدعيان با جمع كردن افراد نا آگاه به دور خود اهداف متعدد اقتصادي، سياسي و فرهنگي را دنبال ميكنند. بنا به تأكيد وي اين فرقهسازيها اغلب از سوي استعمارگران اتفاق ميافتد كه با تزريق پول و از طريق جلب افراد ساده ميكوشند اهداف خود را پيش ببرند. اين كارشناس در بيان آثار فعاليت اين قبيل افراد در جامعه از برخي كارهاي غيراخلاقي و فساد اينگونه مدعيان پرده بر ميدارد.
سرچشمهها را زلال كنيم
آگاهسازي مردم جامعه و ترسيم نمايي روشن از آينده شايد كليد اصلي مقابله با جريانهاي انحرافي و افراد مدعي مهدويت باشد. نفوذ چنين عقايدي به بدنه يك جامعه بدون شك با مطالعات گسترده جامعه شناختي و مردم شناختي همراه است تا بيشترين اغراض صيد شود. با اين وجود اگر مردم آگاه باشند و اين جريانها با تأييد اجتماعي همراه نشود بساط مدعيان مهدويت جمع خواهد شد. اما به جز نهادهاي فرهنگساز كشور نظير مدرسه، دانشگاه و حوزه چه كسي ميتواند وظيفه خطير آگاهسازي را انجام دهد؟ اين در حالي است كه مدعيان مهدويت تنها در قشر كمسواد جامعه نفوذ ندارند و يكي از كانونهاي فعاليتي آنها دانشگاههاست.