به همين راحتي يكي از اميدهاي كاروان ايران براي كسب مدال فقط ميرود تا با تعصب و غيرت خويش تنها خوب بدود و مقامي در خور براي ايران كسب كند اما سؤال اينجاست مقصر كيست؟ چه كسي بايد پاسخگو باشد؟ چه كسي جواب ميدهد كه چرا سجاد مرادي تنها در شهركرد و همراه برادرش تمرين ميكند، آن هم بدون كوچكترين امكانات، تجهيزات و حضور مربيان و كادر فني و پزشكي مجرب؟ البته پاسخگويي پيدا نميشود اما بديهي است كه حرفهايترين ورزشكاران دنيا نيز تحت اين شرايط به راحتي تن به آسيبديدگي ميسپارند و خيلي زود از دور خارج ميشوند.
پاسخ اين سؤالها را آقاياني بايد بدهند كه اين روزها در وزارت ورزش سفت و سخت به دنبال جمع كردن لوازم سفر چندهفتهاي به لندن هستند؛ همانها كه قرار است به عنوان همراهان چند صدنفري ۵۴ ورزشكار ايران را در لندن همراهي كنند؛ همانها كه قرار است در صورت كسب افتخار توسط يكي از ورزشكاران احاطهاش كنند براي گرفتن عكس يادگاري، اما ايكاش حداقل براي گرفتن يك عكس بيشتر هم كه شده كمي بيشتر به سجاد مرادي بها ميدادند تا او اينگونه اسير مصدوميت نشود.
اين روزها البته معضلات ورزش آن هم درست پاي المپيك يكي دو تا نيست، هنوز مشكل قايقراني، شنا و تيروكمان با فرار مسئولان ارشد و غيرارشد ورزش از پاسخگويي لاينحل باقي مانده و ما فقط مانند يكي از سرپرستان انتصابي آقايان دعا ميكنيم كه مجامع بينالمللي فعلاً بيخيال شوند تا ما حداقل در المپيك با پرچم عزيز كشورمان حاضر شويم.
بگذريم، چون حتماً بيان اين حرفها باعث كدورت خاطر مبارك آقايان وزارتنشين ميشود و روزهاي خوش پيش از سفرشان را خراب ميكند، اما واقعيت اين است كه سجاد مرادي دونده ۸۰۰ متر طلايي آسيا و هماني كه به او اميد بسته بوديم براي برافراشته كردن پرچم خوشرنگ كشورمان، مصدوم شد و يك مدالمان پريد. سجاد مدتزمان زيادي با مصدوميت ساخت، اين را خودش ميدانست، برادرش نيز و ما علاقهمندان ورزش هم ميدانستيم، تنها كساني كه نميدانستند و شايد هم برايشان تفاوتي نداشت، آقايان وزارتنشين و كميته ملي المپيك بودند كه خب البته بايد به آنها حق داد، چون در حال تدارك سفرشان به لندن بودند. تنها ميتوان يك چيز گفت و آن اينكه، لندن خوش بگذرد آقايان!