
خاورميانه اين روزها بار ديگر محور تحولات جهاني قرار گرفته است. از فلسطين گرفته تا بحرين و عربستان، از سوريه گرفته تا عراق و افغانستان و. . . سراسر تحول و رخدادهاي كوچك و بزرگي هستند كه نه تنها منطقه بلكه سراسر جهان را تحتالشعاع قرار داده است. در كنار تمام تحولات جاري در منطقه نكته قابل توجه رويكرد كشورهاي عربي به احياي روند سازش است. براساس گزارشهاي منتشره، كميته صلح عرب اوايل مرداد براي بررسي روند سازش و به اصطلاح صلح خاورميانه گردهم ميآيند. هرچند كه بانيان اين طرح ادعا دارند كه نشست مذكور براي كمك به فلسطين و صلح در منطقه است اما بررسي ابعاد طرح و گذشته آن واهي بودن اين ادعا را آشكار ميسازد. در كنار اينكه نشست مذكور خيانتي ديگر به فلسطين است، نكته اساسي آن است كه اعراب با اين نشست عملاً خيانتي سراسري عليه مصر را نيز در پيش گرفتهاند و در اصل نشست مذكور نه براي فلسطين بلكه براي مصر ميباشد.
برگزاري نشست مذكور در شرايطي مطرح شد كه مصر شاهد تحولات گستردهاي بوده است. پس از تشكيل دولت توسط محمد مرسي نامزد اسلامگرايان، حركت مردمي براي درخواست مطالبات انقلابشان شدت گرفت. آنها در حوزه داخلي پاكسازي تمام نزديكان مبارك و اجراي شريعت اسلامي در كشور را مطالبه ميكنند و در حوزه سياست خارجي نيز دوري از امريكا و رژيم صهيونيستي را خواستار هستند. با توجه به اين شرايط رويكرد كميته به اصطلاح صلح عرب براي برگزاري نشستي درباره روند صلح، ميتواند تأثيرات بسياري بر مصر داشته باشد كه از اهداف آن به چالش كشاندن مصر خواهد بود كه؛ اولاً آغاز روند سازش با حضور مصر صورت خواهد گرفت كه نتيجه آن نيز ايجاد شكاف در حوزه داخلي مصر خواهد بود. دشمنان انقلاب مصر برآنند تا با شيوههاي متعدد اختلاف ميان مردم و دولت مصر ايجاد شود تا در لواي آن بتوانند نفوذ خود را حفظ كنند. آنها در نهايت سرنگوني دولت مرسي و ناتوان نشان دادن اسلامگرايان در تشكيل دولت را پيگيري ميكنند.
ثانياً با توجه به اينكه روند سازش با محوريت امريكا صورت ميگيرد، احياي دوباره روند مذكور، مصر را عملاً در كنار امريكا قرار ميدهد به عبارت ديگر امريكا به بهانه آنكه صلح در منطقه را اجرايي سازد، مصر را به اجراي خواستههاي خود سوق ميدهد. نكته اساسي آنكه مصر اجباراً در بازي امريكايي گرفتار ميشود چراكه در صورت عدم ورود به اين حوزه به عنوان عامل شكست صلح در منطقه معرفي ميشود كه پيامدهاي سنگين براي قاهره و جهان به همراه دارد. امريكا در لواي اجراي صلح در منطقه خواستههاي خود را به مصر تحميل خواهد كرد چنانكه در گذشته نيز اين امر را اجرا كرده بود و سعي دارد با اين عنوان كشورهاي ديگر عربي را نيز به اجراي خواستههايش متقاعد سازد. ثالثاً از اهداف پنهان احياي روند سازش وادار ساختن مصر به پذيرش پايبندي به تعهدات گذشته با رژيم صهيونيستي است.
اين امر را در مواضع كلينتون در سفر به مصر ميتوان مشاهده كرد. كلينتون در ديدار با مقامات مصر صراحتاً اعلام كرد كه امريكا خواستار پايبندي مصر به تعهدات با تلآويو از جمله كمپ ديويد است. صهيونيستها بارها اعلام كردهاند كه حاضر به پذيرش تغييرات در توافقات گذشته نيستند و اكنون نيز از امريكا ميخواهند تا اين امر را اجرايي سازد. احياي روند سازش بهانهاي خواهد بود تا سران عرب سازشكار مهر تأييدي به كمپ ديويد بزنند. امريكا مسئله كمپ ديويد را از جنبه مصري- صهيونيستي به امري عربي و بينالمللي مبدل ميسازد تا مصر در نهايت وادار به پذيرش اين طرح شود. با توجه به آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه طرح احياي صلح خاورميانه در اصل خيانتي به فلسطين و مصر است كه تحت خواسته امريكا صورت ميگيرد كه نتيجه آن حذف بخشهاي ديگري از حقوق فلسطين خواهد بود.