
به رغم حملاتي كه اسرائيل متوجه او نمود و وي را از سفر به اراضي اشغالي منع كرد ولي او از موضع خود عقب ننشست و در برابر لابي قدرتمند صهيونيستي سر فرود نياورد و حتي به انتقاد از سياستهاي اسرائيل در برابر ايران اكتفا نكرد و به فلسطينيها و شهركسازي پرداخت و خواستار تخليه تمام شهركها كه مغاير با حقوق بينالملل هستند، شد.
گفتمان صهيونيستي كه سلسلهاي از اتهامات آنتيسميتيستي را متوجه گراس كرد نتوانست در منحرف ساختن افكار عمومي از خطر حمله به ايران و تخريب خاورميانه موفق شود بلكه در نهايت منجر به گفتوگوهايي سازنده درباره صلح خاورميانه و بلند شدن صداهايي شد كه تاكنون نشنيده بوديم. صداهايي از جانب روزنامهنگاران و خبرنگاران بزرگ خطاب به اسرائيل كه ديگر نقض حقوق كودكان فلسطيني و قتل آنان، تخريب منازل و تجاوز به شهروندان غزه با بمبهاي فسفري بس است.
گراس شاعري از نسل شعراي آزاده، در اروپاي بحرانزده و وضعيت نابسامان يونان، با شنيدن صداي مظلوميت يونانيها اين بار به كمك آنان شتافته و طي قصيده جديد خود با عنوان «شرم بر اروپا» باز هم خطاب به اروپا اينگونه لب به سخن گشود: متن اين شعر اينگونه است:
*در نابساماني و هرج و مرج قدم نهادي زيرا در كوچه پس كوچههاي بازار گم شدي!
*آنچه را كه پيش از اين با گامهاي روحت به دنبالش بودي و يافتي، اكنون در نظرت چيزي جز مشتي آهن پاره نيست
*همانند بدهكاران، لخت و عريان در معرض استهزاست آنچه كه روزي به آن ابراز سپاس و امتنان ميكردي
*كشوري مسكين و مخروبه، حافظ گنجينههايي در دل دوران كه اكنون در درون موزهها آرام گرفتهاند
*همان سربازان آلماني كه در جنگ جهاني دوم جزاير تو را اشغال كردند كتابهاي شعري به همراه داشتند كه ملهم از شعر يونان باستان بود
*كشوري كه حقوقش از دست رفت كمربندش از شدت گرسنگي تنگتر و تنگتر ميشود
*آنتيگون با لباس سياه از تو دفاع ميكند در سراسر كشور مردم، سياه پوشيدهاند، فراموش كردهاند كه روزي بهترين همنشين تو بودند
*اموال پيروان كراسوس به خارج از كشور برده شده و در همين حال خزانههاي تو از طلا موج ميزند
*الهههاي يونان يكصدا به تو لعنت ميفرستند تويي كه قصد دزديدن كوه اولمپيوس را داري
*سرانجام در اوج بادهگساري، كميسيونرهاي اروپا با سرمستي فرياد ميزنند بنوش!!
*و سقراط آن جام زهرآگين را به تو پس خواهد داد
*بدون اين كشور كه ذهنش تو را –اروپا را- اختراع كرد، از شدت ضعف خواهي مرد
منبع: سايت امين