
همزمان با آغاز تهدید کشورهای غربی به تحریم نفتی ایران، پیشنهاد بستن تنگه هرمز در راستای دفاع از منافع نفتی ایران از سوی رسانههای داخلی و چهرههای سیاسی مطرح شد اما امید به نتیجهبخش بودن مذاکرات و اصلاح رفتار نادرست غرب با ایران باعث شد تا این پیشنهاد تنها به عنوان گزینهای در کنار سایر گزینههای ایران روی میز پرونده هستهای ایران قرار داشته باشد.
اما با اجرای تحریمهای نفتی غرب علیه ایران و تأكيد بر ادامه فشارهای اقتصادی به تهران انتظار میرود بحث بستن تنگه هرمز نیز جدیتر شود. موضوعی که مجلس نخستین گامهای آن را با تهیه طرحی دوفوریتی با امضای ۱۰۰ نماینده برداشته است.
براساس طرح کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که با عنوان جلوگیری از تردد «نفتکشهایی که به کشورهای تحریمکننده ایران، نفت حمل میکنند» در رسانهها از آن یادشده به این معنی است که تحریمکنندگان و حامیان منطقهای آنها در بازی باخت – باخت اقتصادی با ایران وارد شدهاند.
اما در آن سوی میدان کشورهای غربی معتقدند ایران از امکان عملی کردن این تصمیم برخوردار نیست و شاهد مثال آن عدم توازن قدرت نظامی و لجستیک کشورهای غربی در مقابل ایران است. این موضوع که با صراحت از رسانههای غربی از جمله بیبیسی تکرار میشود مبتنی بر همگرایی جهان غرب در دفاع از منافع اقتصادی خود است. لذا ایران تاب ایستادگی و مقاومت در برابر ماشین جنگی غرب را نخواهد داشت.
توان نظامی ایران: قدرتمند و کارا مهمترین ویژگی ماهوی نیروهای نظامی در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی پذیرش و نهادینهسازی این باور عملیاتی است که تجهیزات نظامی بايد به صورت ملی، بومی و کارا طراحی، تهیه و مصرف شوند.
از این رو در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی ایران با هدف خنثیسازی تهدیدات منطقهای طراحی و ساخته شده است. این موضوع این امکان را به نیروهای مسلح ایران میدهد که براساس مختصات جغرافیای سرزمینی خود به تهدیدات بیرونی پاسخی کوبنده و شکننده بدهند. اما از آنجایی که اثبات این توانمندی را بايد به صورت نظری و عملی به اثبات رساند در ادامه به بخشی از توانمندیهای دفاعی ایران در اجرای مأموریت بستن تنگه هرمز براساس استنادات رسانهای بنگاههای خبری کشورهای غربی میپردازیم. روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیل خود از قدرت نظامی ایران در بستن تنگه هرمز محورهای عملیاتی نیروهای مسلح ایران را مبتنی بر مقتضیات جنگهای نامتوازن براساس رویکردهای نظامی ذیل دستهبندی میکند:
- توان بالای ایران در مینریزی در خلیجفارس، دریای عمان و تنگه هرمز: بزرگترین مشکل نیروهای فرامنطقهای در تأمين امنیت آبراهه تنگه هرمز بحث مینهای دریایی ایران است. موضوعی که اسکات ترور، کارشناس جنگهای مینی از تلاشهای امریکا برای مقابله با مینهای دریایی ایران به عنوان بازی موش و گربه یاد میکند. چه آنکه تجهیزات پیشرفته نیروهای امریکایی در آوریل ۱۹۸۸ هم نتوانستند ناو محافظ یواساس ساموئول رابرتز را از تیررس مینهای ایران در امان نگه دارند. این در حالی است که برآورد نهادهای نظامی غرب از در اختیار داشتن بیش از ۵ هزار مین دریایی توسط ایران خبر میدهند. مینهایی که از انواع ابتدایی سطحی وابسته به محرک فیزیکی تا انواع مدرن مینهای زیرسطحی هوشمند را در بر میگیرند.
- قایقهای موشکانداز تندرو: بعد از عملیات کربلای ۵ حضور امریکاییها در خلیجفارس بسیار متفاوتتر از قبل شد. در اوایل سال ۶۶، تعداد ۸۵ ناو و شناور امریکایی در جنگ با ایران حضور فعال داشتند در حالی که تا پیش از این سال حدود ۱۰ فروند فعال بود.
در آن زمان قایقهای تندرو که شاید معروفترین آنها قایقهای «عاشورا» باشند، به تنهایی به مینهای دریایی، پرتابگرهای راکت ۱۲ تایی ۱۰۷ میلیمتری با حداکثر برد ۸/۵ کیلومتر و تیربارهای ۱۲/۷ میلیمتری مجهز بودند، اما این قایقها کارآیی خود را از اسفندماه ۶۵ تا پایان جنگ به خوبی نشان دادند به گونهای که در این مدت حدود ۱۰۰ عملیات مقابله به مثل اجرا شد. ابتدا در مقابل هر شش کشتی مورد تهاجم ایرانی، یک کشتی دشمن مورد تهاجم قرار میگرفت. در سال ۶۶ این نسبت یک به یک شد و در سال ۶۷ در مقابل هر دو کشتی ایرانی، به سه کشتی دشمن حمله میشد و بدین ترتیب استفاده از قایقهای تندرو به عنوان دکترین عملیاتی بسیار کارآمد، موثر و کمهزینه در نبردهای دریایی مطرح و تثبیت شد.
پس از جنگ تحمیلی، تلاش برای به خدمت گرفتن نسل جدید شناورها سبب شد تا با نصب موشکهای کروز کوتاهبرد و میانبرد دریایی، شناورهای تندروی ایرانی حتی از برد توپهای کالیبر بالای ناوهای دشمن دور نگه داشته شوند. همچنین سطح مقطع کم این قایقها و سرعت بالای آنها، ترک سریع محل شلیک و عدم فرصت کافی برای پاسخ دشمن را ممکن میسازد. در حال حاضر شناورهای تندروی نیروی دریایی سپاه از متوسط سرعت حدود ۵۵ گره دریایی (نات) برخوردار بوده و شناورهایی با سرعت ۶۰ تا ۷۰ نات نیز موجود است.
مهمترین قایقهای تندروی ایران به نامهای عاشورا، ذوالفقار، بلیدرانر، شناور سراج ۱، قایق تندروی «یامهدی» و قایقهای پرنده باور هستند.
- زیردریاییهای سبک کلاس غدیر: یکی از ویژگیهای زیردریاییهای سبک ساخت ایران توانمندی آنها در عملیاتهای برد کوتاه شناسایی و تهاجم است. به گونهای که آنها قادر خواهند بود در شاهراه حیاتی تنگه هرمز به راحتی استقرار پیدا کنند و تردد کشتیهای نظامی و تجاری را کنترل کنند.
- موشکهای زیر سطحی پیشرفته: ایران امروز مجهز به انواع پیشرفتهای از اژدرهای دریایی است که قابلیت انهدام کشتیهای جنگی کشورهای فرامنطقهای را دارا هستند. این موشک که از قدرت تخریب بالا، سرعت مطلوب و توان مانور عملیاتی خوبی برخوردار هستند میتوانند رزمناوهای بیگانه در منطقه را به راحتی مورد هدف قرار بدهند.
- ترافیک دریایی خلیجفارس: ترافیک دریایی مسیرهای کشتیرانی خلیجفارس و دریای عمان مشکل دیگر نیروهای فرامنطقهای خواهد بود به گونهای که امکان خطا در شناسایی و اخلال در رهگیری قایقهای تندرو، کشتیهای مهاجم و نیروهای آفندی ایران را مشکل خواهد ساخت.
بر این اساس میتوان گفت به رغم عملیات روانی رسانههای غربی درخصوص ناتوانی ایران در بستن تنگه هرمز، واقعیتهای نظامی گویای حقیقتی متناقض با گفتههای رسانههای مذکور است. همانگونه که اشاره شد توانمندی دفاعی ایران نه تنها بر مسئولان سیاسی داخل و خارج از کشور پوشیده نیست بلکه هر از چند گاهی رسانههای غربی با انتشار گزارشهاي مربوط به مراکز تحقیقاتی غرب، خود نیز به این واقعیت اذعان میکنند تا مبادا تکرار دروغها، باعث باور آنها برای خودشان شود.