کد خبر: 475852
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نقد | نگاهي به نمايش «خداحافظ راكون پير»
اين نمايش معناي مرگ را به گونه‌‌اي كودكانه براي كودكان در قالبي داستاني - نمايشي تعبير مي‌كند. رنگ‌هاي لباس، اجراي بازيگران نمايش به ترتيب،‌سبز، زرد، نارنجي، سبز روشن و طوسي تلفيقي معنايي را در به تصوير كشيدن رنگ هاي اجرا و به وجود آوردن لحظاتي شاد و كودكانه براي كودكان موجب شده است. نمايش‌هاي كودكان به طور معمول داستاني است و با تماشاگر خاص خود كه كودكانند در قالب صحبتي كودكانه سخن مي‌گويد.
 
جايگاه شعر در ادبيات موسيقايي و نمايشي ايران و همچنين در داستان‌هاي كوتاه كودكانه نمايشي نظير نمايش خداحافظ راكون پير و ديالوگ شعرگونه همگام با موسيقي پيانو، معنايي تركيبي از داستان شعر و موسيقي در ساختار داستاني و ادبياتي داستان موضوع نمايش است. 

دنياشناختي و جامعه‌شناسي از دنيا و معرفي آن به نوزادان و جوجه‌هايي كه در قصه نمايش پا به عرصه وجود مي‌گذارند، سبب معرفي بخشي از نمايش به نام دنياشناختي است كه البته نمايشگر سعي دارد دنيا را همگام با نيستي و چرايي نيستي به جوجه‌ها بشناساند كه اگر جوجه‌اي به دنيا مي‌آيد و با وسعتي از مساحت زمين روبه‌رو مي‌شود اما در آخر خاك مي‌شود و باز به همان جاي تنگ و تاريك خود اما اين بار قبر بازمي‌گردد.
 
صحنه نمايش چرخشي است و در هر چرخشي از خود يك فضا و معناي داستاني و قصه‌اي نهفته دارد و در هر چرخش آن كه حكم اپيزود را دارد، داستاني نهفته است شبيه قصه رودخانه‌اي آبي كه به وسيله نمادي با پارچه‌اي آبي از صحنه چرخشي خارج مي‌شود و قصه خود را روايت مي‌كند. 

همنشيني ديالوگ عروسكي عروسك‌گردانان با حركت عروسك‌هاي نمايش و تصويرسازي عروسكي در صحنه نمايش همچون سينماي خانگي و كوچك است و پردازش تنظيم نور بر پرده كوچك نمايش كه حركات عروسكي و معرفي فصول سال را به عهده دارد. در بيان مفهوم داستان به نوبت فصل‌هاي سال براي آشنايي كودك بيان مي‌‌‌شود. اين نمايش براساس تمي رئاليستي و نگاه رئاليستي نوشته شده و در اصل نگاه نويسنده براساس روحيات خاص خود به همه موضوعات اجرايي و تبديلي براي نمايش شدن،‌ رئاليستي است. 

انسان به برزخ و مرگ تعلق دارد؛ اينكه زماني به اين سفر خواهد رفت، در قالب خوانشي كودكانه از زبان جوجه طوطي و در قالب داستاني مصور بيان مي‌شود. آهنگسازي براساس تعاريف مشخص و ساخت نت هاي يكسان در ساخت چهره‌هاي موسيقي نمايان مي‌شود و اگر موسيقي بخواهد در اجرايي معنايي به وجود بيايد، متضمن ساخت نتي است كه بخواهد معناي اجراي خود را در صحنه اجراي خود به مخاطب بشناساند.
 
در طراحي صحنه نيز كه پيوست محكمي در اجرا دارد و همواره در پيوست با صحنه است، ربط معنايي محكم با ادبيات موسيقايي در آهنگسازي صحنه دارد و در اصل همه اپيزودهاي صحنه نمايش با هم در ارتباط معنايي هستند زيرا طراحي عروسك نمايش، معنايي داستاني را در قصه نمايش بيانگر مي‌شود كه مي‌خواهد شيوه اجرايي داستان نمايش را در بخش‌هاي نمايشي داستان نمايش در صحنه معرفي كند و اين شيوه‌هاي اجرايي و عروسكي در اجراي معناي موازي در اجراست كه معنايي مترادف را با معناي ادبيات موسيقايي بيانگر مي‌شود. 

عروسك‌گرداني و بازيگري عروسك و به جاي او حركت كردن و صحبت كردن، مكمل معرفي چهره عروسك در اجراست و عروسك‌گردان‌ها ياري‌گر اجراي عروسك‌ها در اجرا هستند تا عروسك‌ها كه نقش اول بازي هستند بتوانند بازي را به شيوه‌اي شايسته به اجرا نزديك سازند. 

ساخت عروسكي در معناي چهره‌اي و اجرايي نمايش، مخاطب كودك را در داستان محصور مي‌كرد اما به معناي داستاني نمايش نزديك نمي‌ساخت زيرا چهره عروسك‌ها كه طوطي‌هاي نمايش بودند، مستطيل شكل بود كه بايد شبيه چهره گرد و واقعي طوطي تعريف و ساخته مي‌شد. 

در ساخت دكور اشاره به اين نكته مهم لازم است كه تعريف صحنه چرخشي در داستان، بيانگر قصه‌‌هاي گوناگون در يك اپيزود چرخشي است و شيوه اجرايي مناسب در اجراي كودكانه است كه مي‌تواند معنا را براي كودك در قالب‌هاي گوناگون بيان كند.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار