
اين سند كه به تاريخ سال ۲۰۰۶ و به عنوان خودآموز در دانشگاه پليس نظامي ارتش در فورت مك كللان ايالت آلاباما، حاكي از آن است كه اين دستورالعمل نظامي هم در داخل خاك ايالات متحده امريكا و هم در خارج از آن قابل اعمال شدن است.
طبق اين دستورالعمل، عملكرد اوليه ابزارهاي نظامي بر «برهم زدن اجتماعات غيرقانوني و نيز گشتزني در مناطق ناآرام به منظور ممانعت از بروز اعمال غيرقانوني است.» اين سند در ادامه ميافزايد: « طي عملياتهايي كه براي بازگرداندن نظم و آرامش انجام ميشود، نيروهاي نظامي ميتوانند از زور، استفاده از راهبندها، برهم زدن اجتماعات، استفاده از عوامل كنترل اجتماعات و گشتزني بهره گرفته و ديگر عملياتهاي امنيتي را در صورت نياز انجام دهند.
در صفحه ۲۰ اين دستورالعمل، قوانيني در مورد استفاده از «نيروهاي مرگبار» در مقابله با شورشيان وجود دارد كه به طور آشكار دستور ميدهد كه در صورت لزوم «حتي شليك هشداردهنده نيز نياز نيست.» در اين سند همچنين ليستي از سلاحها و ابزاري كه نيروهاي نظامي ميتوانند از آن براي برخورد با اشرار استفاده كنند، آمده كه از سلاحهاي كشنده تا سلاحهاي آبي در آن ديده ميشوند. در صفحه ۴۰ اين سند ميخوانيم كه «محدوديتهاي فروش، انتقال و داشتن مواد حساسي مثل بنزين، سلاح، مهمات و مواد منفجره به مأموران كنترل كمك خواهد كرد تا برخي از گونههاي خاص شرارت را تا حد امكان خنثي كنند.» يكي از قسمتهاي مهم اين سند تأكيد ميكند كه نيروها بايد تمام تلاش خود را بكنند تا «مانع از شناساندن خود به عنوان نيروهاي تهاجمي بيگانه شوند و سعي داشته باشند خود را به عنوان نيرويي محدود و منظم كه تنها هدفش تلاش براي برقراي نظم و قانون با كمترين ضرر جاني و مالي است.» صفحه ۱۱۵ از اين دستورالعمل نشاندهنده يك واقعيت تكاندهنده است كه چگونه از نيروهاي نظامي براي مهار شورشهاي داخلي پس از فروپاشي كامل اقتصادي يا ديگر شرايط اضطراري ملي استفاده خواهد شد.
در سال ۲۰۰۸، نيروهاي نظامي امريكا كه از عراق بازميگشتند براي «گشتزنيهاي داخلي» اختصاص يافته و يكي از نقشهاي اصلي آنها حمايت از ارتش در «كنترل اجتماعات و ناآراميهاي اجتماعي» بود. اكنون كه بسياري از مردم امريكا به دليل نارضايتي از دولت اوباما و نيز قانونگذاران در پايتخت يك «پيش- انقلابي» محسوب ميشوند، ناآراميهاي اجتماعي بالقوه نه تنها ممكن است از سوي قشر فرودست و فقير جامعه امريكا سر زند بلكه اين رفتار از سوي قشر متوسط در حال كوچك شدن اين كشور نيز انتظار ميرود. شايد به همين دليل است كه سازمان امنيت داخلي توجه روزافزون ابزار ضدترور خود را به قشر سفيدپوست متوسط جامعه امريكا معطوف كرده و سعي دارد تا تصويري از تروريستان داخلي از آنها بسازد. به علاوه، تظاهراتكنندگان «اشغالگر» نيز مانند معترضان اشغال والاستريت اكنون به عنوان تروريست قلمداد ميشوند.