
میگویند کار زشت تا زمانی زشت است که قبح آن نشکسته باشد اما به محض آنکه قبح آن شکست، دیگر زشت نیست. البته زشت هست، اما دیگر زشت به نظر نمیرسد و برای همه عادی میشود. وقتی هم که یک کار زشت عادی شد و دیگر زشت تلقی نشد، دیگر کسی خود را موظف به انجام ندادن آن نمیکند و هیچ چیز برای یک جامعه بدتر از قبحشکنی نیست.
این قبحشکنی این روزها در پرسپولیس به وفور دیده میشود. البته نه اینکه این اتفاق ناگوار تنها برای این چند روز یا همین چند وقت اخیر باشد، نه. اما این اواخر، این مسئله ناگوار شدت بیشتری به خود گرفته است که برای باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس جای بسی تأسف دارد.
سوء استفاده از احساسات مردم، متوسل شدن به اعتقادات مردم و بهرهبرداری ابزاری از مقدسات و غیره و غیره، نمونهای از قبحشکنیهایی است که این روزها، از اهالی ورزش، بخصوص فوتبال و البته پرسپولیس شاهد هستیم. قبحشکنی که اگر به یک عادت تبدیل شود، باید به حال آن جامعهای که با این ناهنجاری دست به گریبان شده است تأسف خورد و گریست! یکی از ایراداتی که به کاشانی گرفته میشد، این بود که او هر زمان که جوابی برای دادن نداشت و نمیتوانست اذهان عمومی و اصحاب رسانه را متقاعد کند، پای شهدا و ائمه (ع) را وسط میکشید تا همه را در عمل انجام شده قرار داده و به خواستهاش برسد. چون به گونهای از احساسات مردم مقابل ائمه اطهار استفاده میکرد که کسی به احترام این بزرگواران، نمیتوانست لب از لب باز کند.
این راه را کاشانی باب کرد و باعث ریختن قبح آن شد تا بعدها، دیگران همچون او، از این مسئله مهم و حائز اهمیت، به سود خود استفاده کنند.
چندی پیش، رویانیان دلیلی برای بازگرداندن جواد کاظمیان به پرسپولیس آورد که نشان از تأثیرپذیر بودن او از کاشانی داشت. مدیرعامل سرخپوشان مدعی شد کاظمیان را به دلیل تولد امام جواد (ع) بخشیده و به تیم بازگردانده! دلیلي که رویانیان آورده بود، مانع از آن شد که اعتراضی به بازگشت کاظمیان شود. چرا که نیازی به توضیح نیست ارادت مردم به امام جواد (ع) و دلیل سکوت برابر این مسئله. بعد از آن نوبت به استفادههای ابزاری دیگر از این گونه مسائل شد. قرار بود تمرین پرسپولیس با حضور سرمربی آغاز شود و دنیزلی بازهم بدقولی کرد و بازگشتش به ایران را به ۲۴ ساعت دیگر موکول کرد. مسئولان باشگاه هم ترجیح دادند استارت تمرینات پرسپولیس را یک روز دیگر به عقب بیندازند. اما ترجیح دادند به جای اعلام واقعی دلیل این تعویق، از عنوان شهادت استفاده کنند و مدعی شدند به دلیل شهادت، تمرین پرسپولیس با یک روز تأخير برگزار میشود!
روزگاری نه چندان دور، اسامی ائمه، روی پیراهنهای زیرین بازیکنان حک میشد تا با زدن گل و نشان دادن نام ائمه، ارادت خود را به آنان نشان داده و از یاریهای معنویشان سپاسگزاری کنند. هر چند این کار هم خیلی مورد قبول نبود اما در نوع خود قابل قدردانی بود اما امروز، این نامهای عزیز و مقدس، وسیلهای شدهاند برای فرار از واقعیت و آنقدر این مسئله تکرار و تکرار شده است که دیگر قبح آن هم ریخته است و کسی این گونه استفادههای ابزاری از نامهای بزرگ و مقدس ائمه اطهار را زشت و نادرست هم نمیپندارد.
البته این قبحشکنیها این روزها در شکلهای دیگر هم خود را نشان میدهد، مثلاً تکذیب کردن صحبتهایی که زده میشود و اما شخص راوی خیلی زود از گفتن آن پشیمان میشود و آن را تکذیب میکند که این همان دروغگویی خودمان است که از زمان کودکی آن را گناه و البته بسیار بسیار زشت میدانستیم و با همان احساسات بچگی مطمئن بودیم و میگفتیم که دروغگو دشمن خداست. اما امروز، قبح همه این کارهایی که روزی برایمان بسیار زشت بود، به راحتی شکسته و به آسانی از کنار آن میگذریم! اما به چه قیمت؟