
عضويت در کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم و مسئول کمیته مطالبات ملی آن، دبیر و سخنگوی کمیته حقوق بشر درمجلس گذشته، عضو هیئترئیسه و شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان همان دوره، عضو هیئت تحقیق و تفحص از شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از کشور، عضو کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۹۰ و سخنگوي فعلي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه از جمله سوابق اوست.
وي نداشتن تخصص و تجربه و كارايي لازم برخي از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه مجلس فعلي را ادعايي بدون پشتوانه منطقي ميخواند و ضمن دفاع از سوابق و تخصص اعضاي اين كميسيون، آينده خوبي را بر اين اساس براي كميسيون مطبوعش پيشبيني ميكند.
حسيني عملكرد اين كميسيون در مجلس هشتم را هم قابل دفاع و مطلوب ارزيابي ميكند و معتقد است در موضوعات مختلف از جمله بحث انفصال شريفزاده از وزارت خارجه، شوراي عالي ايرانيان و قطع انفعال دستگاه ديپلماسي و تبديل آن به تحرك كارنامه قابل قبولي دارد.
سخنگوي كميسيون امنيت ملي در ادامه گفتوگو با جوان به سؤالاتي با محوريت موضوعات بينالمللي نظير تحركات كشورهاي عربستان و امارات پاسخ مناسبي ميدهد.
چه برنامههاي مهمي در كميسيون امنيت ملي و سياستخارجه در مجلس نهم پيشبيني كردهايد.
كميسيون امنيت ملي در مجلس نهم با ۲۹ عضوتشكيل شده است و با تشكيل جلسات كميسيون و انتخاب هيئترئيسه، كميتههاي پنج گانه آن هم در حال شكلگيري است و در همين روزها هم اعضاي كميته سياست خارجي و كميته امنيت و كميته دفاعي و همچنين كميتههاي مطالبات ملي و كميته حقوقبشر مشخص ميشوند. وقتي تركيب كميتهها و اعضاي آنها مشخص شد و هيئترئيسه هركدام هم انتخاب شدند، اين كميتهها اولويتهاي خودشان را براي دوره نهم و سال ۹۱ تعيين ميكنند. هركدام از كميتههاي سياست خارجي، امنيت، دفاعي، مطالبات ملي و حقوق بشر بايد پيشنهادات خود را در مورد اولويتهاي سال به كميسيون ارائه دهند و كميسيون با بررسي به جمعبندي نهايي ميرسد و اولويتهاي خودش را براي دوره نهم مجلس اعلام ميكند.
كميتههاي تخصصي براي ارائه پيشنهادات خود به كميسيون، چند هفته زمان دارند؟ برخي از اولويتها كاملاً شفاف هستند و به طور طبيعي از اولويتهاي كميسيون در سالهاي آتي خواهد بود. مثلاً نام سال را كه به نام جهاد اقتصادي است بايد يكي از اولويتهاي كميسيونهاي مختلف مجلس از جمله كميسيون سياست خارجه و امنيت ملي باشد يا موضعگيريهاي قاطع كميسيون امنيت ملي در مسائل بينالمللي و سياست خارجه جمهوري اسلامي ايران از اولويتهاي كميسيون خواهد بود، همانطور كه مقام معظم رهبري هم اين نوع مواضع را تأييد فرمودند و هم جزو مطالبات ايشان هم هست. مسائل امنيتي و دفاعي به ويژه در شرايطي كه دشمنان ما حتي دست به حذف فيزيكي دانشمندان ما ميزنند، يكي از اولويتهاي كميسيون خواهد بود.
تقويت بنيه دفاعي كشور به صورت كلي از اولويتهاي قطعي كشور خواهد بود، در حوزه حقوق بشر هم بايد حضوي فعال در عرصه بينالملل داشته باشيم و دست به افشاي چهرههاي ضد حقوق بشري كشورهاي مدعي مثل امريكاييها كه ناقضترين كشور در عرصه حقوق بشر هست، بزنيم يا كشورهاي اروپايي كه عملكرد درست و صحيحي در اين حوزه نداشتند، پيگيري مطالبات ملي كشورمان را هم نبايد فراموش كرد.
نمايندگان در روزهاي گذشته عنوان ميكردند كه برخي از اعضاي فعلي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه فاقد پشتوانه قوي تخصصي و تجربي در اين زمينه هستند، آيا واقعاً اينگونه است؟ بنده نه به عنوان سخنگوي اين كميسيون و يا يك عضو، بلكه به عنوان يك فرد مطلع در اين حوزه و با شناخت از اعضاي اين كميسيون عرض ميكنم كه همه نمايندگاني كه عضو اين كميسيون هستند از تجربه، تخصص و تحصيلات لازم برخوردار هستند، منتها كميسيون امنيت ملي سه كميته مهم را در خود جاي داده است و جزو كميتههاي اصلي اين كميسيون هستند.
تخصص همه اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه كه نبايد علوم سياسي باشد، بيش از يازده نفر از اعضاي كميسيون امنيت داراي تخصص و تحصيلات سياست خارجه هستند يا دكتراي علوم سياسي دارند يا كارشناسي ارشد اين رشته را دارند. كميته ديگر ما كميته دفاعي است كه بايد اعضاي آن را افرادي تشكيل بدهند كه در حوزه دفاعي كشور فعاليت دارند. بنابراين اگر يك فرد مديريت استراتژيك امور دفاعي را داراست و علوم دفاعي نخوانده، نميتوانيم بگويم اين تخصص لازم را ندارد، اتفاقاً تخصص او تخصص مرتبط با كميسيون امنيت ملي است، منتها در كميته دفاعي به اعتقاد بنده همه اعضا تخصص و تجربه لازم مرتبط با كميسيون را دارند.
برخي هم در همين راستا القا ميكردند كه انتخاب برخي از اعضا و رؤساي كميسيونها و از جمله كميسيون امنيت به واسطه برخي لابيگريها صورت گرفته است؟ انتخاب اعضاي كميسيون امنيت ملي به شكل خاصي انجام ميشود، وقتي داوطلبان يك كميسيون بيش از ظرفيت آن هستند (مثلاً كميسيون امنيت) روش انتخاب به اين شكل ميشود كه رؤساي شعب ۱۵ گانه يك جلسه مشترك را تشكيل ميدهند و داوطلبان يكي يكي در اين جلسه شركت ميكنند و تخصص و تجربه و سوابق خودشان را بيان ميكنند، بعد از آن ۱۵ رئيس شعبه رأي ميدهند به تك تك اين افراد. اگر بخواهند لابي كنند با ۱۵ نفر كه نميتوانند لابيگري كنند، بنابراين فرايند انتخاب اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه مجلس نهم به شكلي انجام شده كه اعضا راهي و منفذي براي لابيگري و واسطهگري نداشتهاند مثلاً بنده كه رشته تخصصيام علوم سياسي است و تجربه و تخصص لازم در اين رابطه را داشتهام باز در جلسه شعب شركت و در اين رابطه با رؤساي شعب صحبت كردهام و آنها در مجموع افراد را براساس اين ضوابط انتخاب كردند. اينكه كسي اعمال نظر كرده باشد يا از طريق خاصي برخي اعضا در كميسيون جا گرفته باشند موضوع درستي نيست.
انتقاد ديگري كه به صورت عام از نمايندگان مجلس نهم در روزهاي اخير در سطح رسانهها منتشر شد، بحث تأييد اعتبارنامه برخي از نمايندگان از جمله نماينده مباركه بود كه سابقه كيفري مسلم و قطعي (البته به گفته برخي از نمايندگان مثل آقاي نادران) را در كارنامه آنها ميبينيم. چرا مجلس بهرغم مخالفتهاي بسيار اينگونه عمل كرد؟ تصويب اعتبارنامه نمايندگان شكل خاصي دارد؛ به اين صورت كه اعتبارنامه تك تك آنها بين ۱۵ شعبه رسيدگي به اعتبارنامهها توزيع ميشود. اگر نمايندهاي با اعتراض نمايندگان ديگر روبهرو شود، پرونده در همان شعبه مورد بررسي قرار ميگيرد و شعبه نظرش را اعلام ميكند. اگر باز نماينده به اعتبارنامه معترض بود و به اعتراض خودش ادامه بدهد. پرونده او به كميسيون تحقيق فرستاده ميشود. كميسيون تحقيق هم مسائل را به صورت كارشناسي و دقيق مورد بررسي قرار ميدهد و با دعوت از نماينده معترض و نماينده مورد اعتراض، مدارك و مستندات را با حضور دو طرف مورد ارزيابي و بررسي قرار ميدهد و استعلامهاي لازم از نهادهاي ذيربط گرفته ميشود، بعد در مورد اعتبارنامه تصميم گرفته ميشود. در مورد اين نمايندگان همين روند طي شده است. كميسيون تحقيق طبق آييننامه بايد اسناد و مداركي را ببيند كه شوراي محترم نگهبان آن را نديده باشد و آن را مورد بررسي قرار نداده باشد و به تازگي آن مدارك كشف شده باشد و جرم يا اتهام بعد از انتخابات اتفاق افتاده باشد و در اين دو حالت كميسيون تحقيق به بررسي ميپردازد. بهرغم اينكه در آييننامه اينگونه مطرح شده است، باز هم كميته تحقيق به همه اسناد و مدارك پرداخت، حتي مداركي كه شوراي محترم نگهبان اعلام كرده بود كه آنها را بررسي كرده. بالاخره كميته تحقيق اعتبارنامه اين افراد را تأييد كرد و به صحن ارائه داد.
يعني شما تأييد اعتبارنامه نماينده(اي كه براساس دادگاه تجديد نظر استان اصفهان محكوميت كيفري وي قطعي است و به سه ماه و يك روز حبس و رد مال محكوم شده) را بلااشكال ميدانيد؟ نه، بنده جايگاهي ندارم كه اين كار را تأييد كنم. نظر شخصي در اين زمينهها نميشود ارائه داد.
ما بايد روي روال حركت كنيم و مكانيزم اين است. من كه در اين رابطه مسئول نبودهام، كميته تحقيق مسئول بررسي دقيق بوده و بررسي دقيق صورت داده و اعتراضات را وارد ندانسته است.
خب، شما به عنوان يك نماينده كه حق نظر و رأي دادن در اين رابطه را كه داشتهايد؛ رأي دادن به اعتبارنامهاي كه با سابقه مجرميت وكالت گروهي از مردم را برعهده بگيرد، به اعتبار نمايندگان و حتي مجلس خدشه وارد نميكند؟ بنده از روند درستي كه در مجلس اتفاق افتاده است دفاع ميكنم نه از فرد يا اعتبارنامه شخصي يك نفر. من از آييننامه مجلس و روال كار كميته تحقيق دفاع ميكنم كه درست عمل كرده است. البته بحثي اينجا مطرح است آن هم اينكه يك فرد كه سوابق اينچنيني در پروندهاش مندرج است شأن نمايندگي را دچار لطمه ميكند كه اين يك بحث ديگر است.
يكي از انتقاداتي كه عدهاي عليه كميسيون امنيت مجلس هشتم (كه شما يكي از اعضاي آن بوديد) عنوان ميكردند عدم برخورد قاطع و صحيح با دستگاه رسمي ديپلماسي كشور و انفعال ناشي از آن بود و در اين راستا مدعياند تنها به بيان برخي مواضع در سطح رسانهها بسنده شده است، نظر شما در اين رابطه چيست؟
ارزيابي بنده از عملكرد كميسيون امنيت ملي در مجلس هشتم واقعاً چيزي غير از اين است.
در حال حاضر بنده كه سخنگوي كميسيون امنيت ملي هستم در مورد اين كميسيون در مجلس نهم اظهارنظر نميكنم كه متهم به جانبداري بشوم اما در مورد كميسيون امنيت مجلس هشتم كه عضو عادي آن بودم قضاوتم اينگونه نيست.
اعضاي كميسيون امنيت مجلس هشتم جلسات بسيار چالش برانگيزي را در كميسيون امنيت ملي با حضور وزير امور خارجه و كساني كه در اين حوزه مسئوليت داشتند، داشتيم. با بسياري از مسئولاني كه در حوزه ديپلماسي كشور و حوزه هستهاي فعاليت دارند جلسات متعددي داشتيم و گفتوگوها و جلسات چالش برانگيزي كه در نهايت به بهبود شرايط هم كمك ميكرد. بنده اين حرف را قبول ندارم. اگر منظور از به چالش كشيدن اين است كه وارد دعوا بشويم و به استيضاح و بركناري كار بينجامد كه خب اين را در حوزه سياست خارجه صلاح نميدانيم.
بالاخره ما در شرايطي ميخواهيم در حوزه سياست خارجه رفتار كنيم كه دشمنان ما با هم متحد هستند و همه به ما چنگ و دندان نشان ميدهند و در اين شرايط كه ما نبايد دعوا و درگيري راه بيندازيم.
مثلاً در بحث موازي كاري در دستگاه سياست خارجه و يا بحث شوراي عالي ايرانيان، كميسيون امنيت تمام قد وارد صحنه شد و كار را به جايي رساند كه تحولات قابل قبولي در سطح شوراي عالي ايرانيان رخ داد.
ما كميته تحقيق و تفحص را تشكيل داديم و به طور جدي به بحث شوراي عالي ايرانيان پرداختيم و تحولات خوبي هم اتفاق افتاد. يا در بحث حذف آقاي متكي و نحوه رفتار با ايشان هم كميسيون به طور جدي به اين موضوع پرداخت. يا انتصاب شريف زاده در وزارتخارجه با عكسالعمل جدي كميسيون روبهرو شد و منجر به بركناري وي شد. برخي از جاها هم بوده كه كميسيون به صورت جدي با موضوعات برخورد كرده كه برخي از آنها را عرض كردم.
به صورت واضح بفرماييد كه جلساتي كه كميسيون امنيت با موضوع انفعال دستگاه ديپلماسي در قبال بيداري اسلامي و با حضور برخي از مسئولين داشتهاند چرا خروجي لازم را نداشته است و ما همچنان شاهد عدم تحرك و كارايي لازم وزارت امور خارجه در اين مسير و حفظ رويكرد قبلي هستيم؟
در همين مواردي كه ذكر كردم نتايج كار را ميبينيم. بالاخره بحث آقاي متكي پاسخ داده شد، آقاي ملكزاده از كار بركنار شد و تحول خوبي در شوراي عالي ايرانيان صورت گرفت. در بحث حضور جمهوري اسلامي ايران در بيداري اسلامي هم كميسيون، حساسيت ويژهاي نشان داد و شاهد تغييرات جدي در رويكرد دستگاه ديپلماسي كشور بوديم مثلاً حضور جمهوري اسلامي ايران در موضوع بحرين، مصر و سوريه با آن ديدگاه اوليه كه در منظر برخي مسئولان بود بسيار متفاوت شد. اما به هر حال اثرگذاري كميسيون امنيت ملي به اندازه ظرفيت و جايگاه قوه مقننه است و نميتواند ضامن تمام رفتارهاي اجتماعي باشد و قدرت مانور كميسيون در حد خودش است نه بيشتر. ولي به اعتقاد من كميسيون امنيت مجلس هشتم كميسيون جدي، فعال و اثرگذاري بود.
واكنش كميسيون امنيت ملي به ديدار وزير امور خارجه كشورمان با وزير امور خارجه انگليس چطور بوده، آيا خواهان پاسخگويي جدي آقاي صالحي شدهايد؟ بنده يك توضيح مقدماتي را ارائه ميدهم. همانطور كه شما اشاره كرديد ما از سوابق و روابط تاريخي با انگليس خاطره خوبي نداريم و جز خيانت و خباثت و دخالت در امور كشورمان و در حق مردم چيز ديگري به ياد نداريم. آنها در هر موقعيتي سعي داشتهاند از منابع ما سوءاستفاده كنند و دارايي ما را به چپاول خود در بياورند. هر دوره تاريخي روابط خارجه كشورمان را با انگليس بررسي ميكنيم شاهد يك خيانت يا دخالت هستيم. دوران قاجار از شروع جنبش تنباكو قرارداد ننگين دارسي منعقد شد و بعد با فتواي ميرزاي شيرازي روبهرو شد و آن مسائل به وجود آمد و بعد قرارداد رويترز و بعد قراردادهاي بعدي كه تنها انگليس حقوق مردم را تضعيف ميكرد. در ماجراي مشروطيت همه شاهد بودند كه نهضت پاك و زلال مشروطيت كه توسط علمايي مثل شيخ فضلالله نوري و آيتالله بهبهاني آغاز شده بود چگونه به دست انگليسيهاي خبيث به انحراف كشيده شد. بعد از ماجراي مشروطه ما شاهد خيانتهاي انگليس در قرارداد ۱۹۱۹ هستيم و بعد از آن شاهد روي كار آمدن رضاخان هم هستيم. اين خيانتها تا امروز هم به صورت جدي و گسترده ادامه داشته است و بارزترين آن فتنه سال ۸۸ بوده است و سفارت انگليس مهد فتنهگران و مركز عمليات بود؛ مركزي كه حتي روزهاي تعطيل هم درب خود را به روي فتنهگران ميگشود. ما در تاريخ روابط ايران و انگليس جز خيانت و جنايت چيزي نديدهايم و در ارتباط با اين ملاقات عكسالعمل تند كميسيون امنيت را شاهد بوديم و برخيها هم از اين رفتار كميسيون انتقاد كردند.
خب بحثي كه مطرح شد اين بود كه چه كسي درخواست مذاكره كرده است ايران يا انگليس؟ اگر ايران اين درخواست را انجام داده به چه حقي و با چه ضرورتي اين كار را انجام داده است و اما بعداً با بررسي مشخص شد كه انگليس درخواست انجام مذاكره را داشته است. اما باز هم رسانههاي غربي و كشور انگليس سعي داشتند موضوع و حقيقت را وارونه جلوه بدهند و بازهم خباثت به خرج دادند و اعلام كردند كه ايران درخواست ملاقات داده، در حالي كه اصل واقعيت اين نبوده است. كميسيون از وزير امور خارجه درخواست حضور در جلسه را داشت كه به دليل اينكه به همراه رئيس جمهور در سفر امريكاي لاتين بودند معاونين صالحي به جلسه كميسيون آمدند و به صورت كامل توضيحات در اين رابطه را ارائه كردند. بنابراين درخواست كننده مذاكرات ما نبودهايم.
خب نفس ملاقات و ديدار با وزير خارجه انگليس را داراي اشكال نميبينيد؟ قطعاً ما ميدانيم اينگونه ملاقاتها بدون هماهنگي و بدون تصميمگيري با مراجع بالاتر انجام نميشود، بنابراين قطعاً يك هماهنگي و تصميمگيري در مراجع مهمتري صورت گرفته و بعد اين ملاقات انجام شده است.
حمايت آقاي اوباما از ادعاي امارات مبني بر حاكميت بر جزاير سهگانه با چه اهدافي صورت ميگيرد؟ ما از ابتداي طرح موضوع حاكميت جزاير سهگانه توسط امارات، موضوع را يك موضوع امريكايي ميدانستيم و معتقد بوديم كه اين جنجال عبث و بيهوده را امريكاييها و به ويژه صهيونيستها و لابيهاي صهيونيستي مديريت ميكنند. چون بحث مالكيت اين جزاير كه مربوط به امروز نيست، اين يك موضوع تاريخي است و تمام كشورهاي حوزه خليج فارس اذعان دارند كه اين جزاير متعلق به جمهوري اسلامي ايران هستند و جزو لاينفك كشورمان بهحساب ميآيند.
هدف امريكاييها و صهيونيستها از طرح اين موضوع و دامنزدن به آن با هدف ايجاد درگيري بين جمهوري اسلامي ايران با حوزه خليجفارس و عميق كردن اين درگيريها مطرح ميشود چون جمهوري اسلامي ايران بعد از جنگ با عراق، روابط خودش را با حوزه خليج فارس گسترش داد و هماهنگي خوبي بين ايران و كشورهاي همسايه صورت گرفت و غربيها و صهيونيستها اين را برنميتابند. امريكاييها براي اينكه بتوانند منافع خودشان را دنبال كنند و به اهدافشان برسند مجدداً موضوعات جزاير سهگانه را مطرح كردهاند و با همه قوت ديپلماتيك و توان فكري و عملي خود از اين موضوع به صورت جدي حمايت ميكنند. اين اعلام مواضع اوباما دست امريكا را روميكند و نشان ميدهد كه موضوع از اول هم امريكايي بوده و آنها هستند كه خواهان تنازع و درگيري بين ايران و همسايگان هستند. حمايتهاي آشكار امريكا و متحدانش در اين بحث تأثيري بر سرنوشت اين جزاير و سرنوشت اين منازعه را از خود بر جاي نميگذارد. اين جزاير جزو لاينفك ايران اسلامي است و امريكا نميتواند براي دنيا و ما تعيين تكليف كند.
عربستان سفر زائران ايراني به حج عمره را لغو كرده، تحركات اينچنيني عربستان با چه هدفي صورت ميگيرد؟ متأسفانه عربستان به عنوان بازيگر اصلي امريكا در منطقه خاورميانه و جهان اسلام در حال فعاليت است، به ويژه اخيراً كه موضع ما در قبال امريكا در بحث سوريه، موضع قاطع و جدي شده است(و امريكا در پي حذف يكي از ستونهاي اصلي خط مقدس مقاومت است) سعوديها به عنوان متحد و بازيگر امريكا در زمين اين كشور در حال بازي هستند و سعي دارند كه با برخوردهاي سياسي خصومت خودش را نشان بدهند. چند وقت پيش ما شاهد اعدام اتباع ايراني در اين كشور بوديم كه يك برخورد صرفاً سياسي بود و اخيراً برخورد سياسي با زائران خانه خدا هم يك برخورد سياسي است و فكر ميكنم افزايش اين رفتارهاي خصمانه سعوديها به دنبال تحريكها و درخواستهاي مكرر امريكا انجام ميشود.
چرا عربستان شيعيان بحرين را سركوب كرده و از طرف ديگر تروريستهاي سوريه را ارتزاق مالي و تسليحاتي ميكند؟
بالاخره از لحاظ ساختاري سوريه يك كشور مسلمان و عرب است و جزو اتحاديه عرب به حساب ميآيد و به طور نظري عربستان بايد پشتيبان سوريه باشد، نه در مقابل سوريه. اگر تروريستها در سوريه تقويت شوند و منازعات خونين در سوريه رايجتر شود جز به كشتار مردم كمك نميكند پس عليالقاعده عربستان بايد پشت سر منافع سوريه باشد نه در مقابل آن. پس معلوم است اينجا يك اتفاقي در حال افتادن است كه عربستان اينگونه عمل ميكند. ما فكر ميكنيم اين اتفاق از جايي رخ داده است كه بالاخره سوريه به عنوان يك كشور خط مقدم مقاومت در مقابل رژيم اشغالگر قدس و منافع غربيها تا حالا عمل كرده و اين براي غربيها قابل تحمل نيست و آنها از سركردگانشان در منطقه مثل قطر و عربستان ميخواهند كه در مقابل سوريه بايستند و از تروريستهاي اين كشور حمايت بكنند و در جهت سقوط دولت بشار اسد فعاليت كنند. اعزام نيروهاي نظامي عربستان به بحرين و كشتار و قتل عام زنان و كودكان و انقلابيون هم در همين راستا و با همين اهداف همپوشاني و قرابت دارد.