
شايد نتوان از رويانيان به عنوان مديري كه سعي كرده است عمر كوتاه مدت خود در باشگاه به اصطلاح مردمي (ولي صددرصد دولتي) را مفيد و مؤثر نشان دهد، انتظار داشت كه همه چيز را در مورد گذشته اين تيم بداند. رويانيان بيشك در راهنمايي و رانندگي و بعد ستاد سوخت آن قدر مشغلههاي فكري داشته كه نتواند پيگير اوضاع و احوال باشگاههايي باشد كه البته مورد علاقه او هم نبودند.
رويانيان بايد از كجا ميدانست كه مثلاً پرسپوليس پيش از اين با مربيگري مردي مانند آري هان كه ديگر از زندگي در فوتبال چيزي جز درآمدي براي بازماندگانش را مطالبه نميكرد به جايي نرسيد؟ رويانيان مطمئناً به ياد نداشت راينر سوبل هم در پرسپوليس خود را صاحب آن انگيزه خاص يك جوان آلماني براي موفقيت نميديد و البته همين مصطفي دنيزلي هم در هفتمين دهه زندگياش دليلي جز جيب نوه و نتيجهاش براي كار كردن در تهران و ايران نداشت، حتي علي پروين هم وقتي ديگر موهاي خود را يكدست سپيد ديد، آن جاه طلبيهاي گذشتهاش در پرسپوليس را از كف داد، هرچند براي نشستن روي نيمكت مربيگري پرسپوليس هنوز مدعي و با انگيزه نشان ميدهد، اما ميتوان عمر مربيگري پروين نه در پرسپوليس كه در فوتبال را تمام شده قلمداد كرد.
مانوئل ژوزه، ناگهان تبديل شد به گزينه اول پرسپوليس، آن هم در شرايطي كه برنو متسوي جوان (لااقل جوانتر از دو گزينه ديگر سرمربيگري پرسپوليس) هم با قيمتي پايينتر و هم با شناختي بيشتر از فوتبال ايران و صد البته با انگيزهاي كاملتر از يك مربي ۶۴ ساله در نزديكي نيمكت پرسپوليس قرار داشت. منهاي متسو كه مخالفي مانند پروين را در هيئت مديره و چند ليدر روي سكوها داشت، پرسپوليس ميتوانست گزينههايي را مورد بررسي قرار دهد كه يا طي سالهاي اخير كارنامهاي موفق داشتهاند يا با جواني خود اميد روزهايي درخشان براي آينده را ميدهند. مانوئل ژوزه چقدر براي موفقيت در آينده انگيزه دارد؟ در هفتمين دهه زندگياش موفق شود كه به چه چيزي برسد؟ مثلاً نيمكت پورتو يا اسپورتينگ ليسبون يا حتي تيم ملي پرتغال؟ ژوزه سالهاست كه در فوتبال پرتغال خود را به عنوان يك منتقد نشان داده و مربيگري را فقط در شمال آفريقا دنبال كرده است. اين مرد، با اين رزومه و با اين كارنامه در سالهاي آخر عمر، چقدر براي قهرماني در پرسپوليس وقت و انرژي صرف ميكند و انگيزه دارد؟
چيزي تا آغاز ليگ نمانده است. اين ماه كه به سر شود، ليگ آغاز خواهد شد و ما با ديدن اين روزهاي پرسپوليس به ياد كهكشانهاي ايراني ميافتيم كه هر سال در سياهچالهها بلعيده شدند! آيا قرار است امسال هم همان سرنوشت براي پرسپوليسي رقم بخورد كه مديرعاملش ناگزير از صرف هزينههاي ميلياردي براي ترميم اين تيم بود؟!