پس از اعلام ديويد پترائوس رئيس سازمان سيا در زمستان گذشته مبني بر تصميم امريكا براي اعمال تحريمهاي فلجكننده عليه ايران، با هدف ايجاد نارضايتيهاي اجتماعي و سياسي و به تبع آن تأثيرگذاري بر تصميم دولتمردان ايران براي «تسليم در برابر غرب» براي مردم و مسئولان ايران كمترين ترديدي باقي نماند كه در آيندهاي نزديك درگير يكي از پيچيدهترين چالشها با نظام سلطه خواهند شد كه برخلاف سه دهه گذشته به جاي صداي گلوله و غرش توپها و ... بايد نشانههاي آن را در فراز و نشيب قيمتها يا كمبود مايحتاج عمومي و ... جستوجو كنند.
اما به رغم تصور نظام سلطه براي بهرهگيري از آثار رواني تحريم براي ايجاد شوك بزرگ اقتصادي در عرصه سياسي كشور، تدبير هوشمندانه نظام اسلامي براي اعتمادسازي و روشنكردن ابعاد اين عرصه و اين «جنگ جديد» كه مراحل اوليه آن را بايد در نشستهاي استانبول ۲، بغداد و مسكو ديد، سبب گرديد كه اين حربه جديد نيز چون گذشته بيشتر دامن خود غرب را بگيرد تا ايران اسلامي.
در اين عرصه اگر چه نميتوان فراز و نشيب قيمت بعضي از اقلام و نرخ طلا و ارز را انكار كرد و به تبع آن پيامدهاي آن را در زندگي مردم ناديده انگاشت، اما ترديدي نيست كه اين روند قبل از آنكه متأثر از پيامدهاي تحريم باشد، ناشي از تحليلهاي غلط برخي از دولتمردان نسبت به تحولات سياسي، اجتماعي و نتيجتاً غيبت آنها در عرصه سياستگذاري و كنترل فضاي اقتصادي كشور از يك سو و از سوي ديگر فرصتطلبي برخي از سوداگران است كه حيات اقتصادي خود را در زندگي انگلي و مكيدن خون مردم جستوجو ميكنند كه متأسفانه تعدادشان كم هم نيست.
در زمينه روشهاي تكنيكي ايران براي دور زدن تحريمهاي خودساخته امريكاييها اگر چه رسانههاي غربي بارها به آن اعتراف كرده و اذعان دارند كه به دليل نيازهاي بازار و شيوه و ابزارهاي موجود، تحريم كامل خريد نفت ايران يا عدم فروش كالاي مورد نياز مردم ايران امكانپذير نيست و ايران در آن تجربه دارد و اضافه بر آن كشورهاي خريدار نيز به دليل نياز به تجارت با ايران روشهاي مختلفي را براي عبور از تحريم پيش گرفتهاند و حتي امريكاييها ناچار شدهاند كه تحريمهاي آنها را لغو كنند، اما به هر رو اين عرصه جديد واجد درسها و عبرتهايي است كه همچون دوران دفاع مقدس و پس از آن ثمراتي را براي انقلاب اسلامي دارد.
۱ ـ دور جديد تحريمهاي يكجانبه ايران نشان داد به رغم اينكه برخي از كشورها و حتي قدرتهاي جهاني ادعاي استقلال دارند، اما سلطه امريكاييها آنها را از اتخاذ كوچكترين سياستهاي مستقلانه باز داشته است و به رغم تحمل زيانهاي بسيار ناچار به تمكين نسبت بهآنها هستند و در اين زمينه ميتوان به كشورهايي نظير آلمان، فرانسه و ... اشاره كرد. در اين عرصه استقلال و ثبات قدم ايران اسلامي در برابر نظام سلطه كاملاً معني پيدا ميكند، غربيها بايد حسرت تسليم ايران را با خود به گور ببرند.
۲ ـ ايران اسلامي شرايط دشوارتر ازاين دوران را نيز با اقتدار و تدبير پشت سر گذاشته است. در سالهاي مياني دهه ۶۰ كه نفتكشهاي ايران دائماً توسط رژيم بعثي هدف موشكهاي هواپيماهاي فرانسوي و روسي قرار ميگرفت و ضمن تحريم خريد نفت امكان صدور نيز نداشت، مسئولان نظام ضمن اداره جنگ و تأمين مايحتاج مردم با عنايات الهي و پشتيباني و همراهي مردم مقتدرانه ايستادند و قدرتهاي سلطه را به زانو در آوردند، اكنون كه تهديدي هم در ميان نيست و ايران ظرفيت و امكانات بالايي براي صدور دارد و مشترياني كه حتي توسط خود امريكاييها از تحريم مستثني شدهاند.
۳ ـ براي مردمي كه سختيهاي جنگ را تحمل كردند و طعم شيرين پيروزي را چشيدند و در عين حال عزيزترين جوانان خود را نثار انقلاب اسلامي كردند، تحمل سختيهاي كنوني چندان دشوار نيست، اگر چه در گذر نسلي ممكن است تغييراتي در ذائقه بخشي از جامعه ايجاد شده باشد ولي اكثريت مردم بر اصول و مباني نظام و دفاع از آن ايستادهاند و ايستادگي در اين عرصه را چون دوران دفاع مقدس مظهر آزادگي و عزت ايران اسلامي ميدانند. تجربه ۹ دي و حتي حضور در عرصه انتخابات اخير مجلس به رغم احساس آثار تورم و گرانيهاي اخير، مصداقي بر آن است. اگر چه آنها به رغم تحمل پيامدهاي تحريم،از دولتمردان خود انتظار خدمتگزاري بيمنت، عدم انفعال، تداوم روحيات عدالتخواهي و فسادستيزي و ... دوري از بگو مگوهاي كاذب سياسي را دارند.
۴ ـ شرايط ناخواسته كنوني بهترين بستر براي تحقق «اقتصاد مقاومتي» با اتكا به توليد ملي است و ميتوان آنها را موهبتي دانست كه «اجباراً» نصيب دولتمردان و تلاشگران عرصه صنعت و توليد شده است. ترديدي نيست كه پيشرفتهاي صنعتي و علمي و پژوهشي در ايران متأثر از اين تحريمها و محصول تلاش انديشمندان ايراني است كه قابليتهاي خود را در عرصههاي مختلف اثبات كردهاند و اگر نبود تحريمهاي گذشته، ما اكنون همچون دوران رژيم گذشته در تمامي عرصهها وابسته به بيگانه بوديم. گذشته و پيشينه تاريخي مردم ايران نشان داده است كه سرافرازي ايران اسلامي را در استقلال و ثبات سياسي و عدم وابستگي به بيگانگان ميدانند و اين رمز تحمل سختيهايي است كه ممكن است در اين مسير فرا راه او باشد.