
با وجود اين، مدتي است كه تنش سايه سنگيني بر اين رابطه سايه انداخته تا آن حد كه چشمانداز روشني براي برطرف شدن آن ديده نميشود. تنش بين دو كشور به صورتي درآمده كه دعوت امريكا از آصف علي زرداري، رئيسجمهور پاكستان براي شركت در اجلاس اخير ناتو در شيكاگو هم نتيجهبخش نبود و دو طرف در گفتوگوهاي خود به جاي برطرف كردن تنش موجود بيشتر زبان گلايه نسبت به طرف مقابل را به كار بستند.
روزنامه نيويوركتايمز آن موقع نتيجه حضور زرداري در شيكاگو را به اين صورت توصيف كرد؛ «رئيسجمهور پاكستان، آصف علي زرداري، در اثر يك دعوت آشتيجويانه كه ۱۱ ساعت قبل از آغاز اجلاس ناتو در شيكاگو از وي شد، به ايالات متحده سفر كرد اما اين مسافرت نه براي امريكا و نه براي پاكستان نتايج خوب و مساعدي را در پي نداشت». در واقع، حضور زرداري اين نتيجه مشخص را آشكار كرد كه شكاف عميق بين دو كشور تا آن حد است كه حتي دعوت آشتيجويانه امريكا و پاسخ مساعد او نيز نميتواند تأثيري بر آن بگذارد. به اين خاطر بود كه يكي از مقامات كاخ سفيد بعد از ملاقات هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه امريكا با زرداري گفت؛ «اين ملاقات را بايد از اين منظر ديد كه آيا حفظ پاكستان به عنوان يك متحد به سرمايهگذاري آن ميارزد؟!»
علل تنش بين دو كشور اقدام امريكا در فرستادن نيروهاي ويژه خود براي كشتن اسامه بن لادن، رهبر القاعده يكي از علل ايجاد تنش اخير بود. باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا اول ماه مي۲۰۱۱ و طي يك كنفرانس مطبوعاتي خبر يورش يگانهاي ويژه نيروي دريايي امريكا به اقامتگاه اسامه بن لادن در ابوتآباد پاكستان و كشته شدن بن لادن را اعلام كرد. اعلام اين خبر به مثابه يك پيروزي سياسي براي اوباما بود چراكه او كاري را انجام داده بود كه جورج بوش در آن ناكام مانده بود اما به همان ميزان موفقيت سياسي براي اوباما، اين عمليات يك شكست سنگين سياسي را براي زرداري و دولت پاكستان در پي داشت.
مردم پاكستان شوكه شدند وقتي كه شنيدند نيروهاي امريكايي بدون اجازه و حتي اطلاع مقامات پاكستاني دست به چنين يورشي زدهاند و عواقب اين حس در ميان سياستمداران و گروههاي سياسي ديده شد كه انتقادهاي تند خود را عليه امريكا و دولت پاكستان تشديد كردند.
انتقاد اين گروهها به امريكا به دليل تجاوز آشكار نيروهاي امريكا به خاك اين كشور بود و انتقاد آنان به دولت پاكستان به دليل كوتاهي دولت در برابر اين اقدام امريكا و ديگر حملاتي است كه امريكا بدون اجازه دولت پاكستان و رضايت مردم اين كشور به خاك پاكستان انجام ميدهد. حجم انتقادها در كل به تشديد احساسات ضدامريكايي در پاكستان منجر شد و حتي به مجلس پاكستان نيز كشيده شد. معلوم است كه دولت پاكستان نيز نميتوانست نسبت به اين وضعيت ساكت بنشيند و چارهاي جز مشاركت در آن نداشت.
اين يورش به قدر كافي تنش بين پاكستان و امريكا را به وجود آورده بود كه چند ماه بعد و با حمله هوايي نيروهاي ناتو به مقر سربازان پاكستاني به اوج خود رسيد. پاكستان در برابر اين حمله از امريكا درخواست عذرخواهي رسمي كرد اما پاسخي جز تأثر مقامات امريكايي نشنيد و اين پاسخ سرد امريكاييها باعث شد تا پاكستانيها هم در مقابل راه ارسال تداركات نيروهاي ناتو از خاك خود را ببندند. از آن زمان تاكنون، تلاش امريكا براي بازگشايي اين راه ناكام مانده و بعد از اجلاس شيكاگو نيز گفتوگوهاي دو طرف به نتيجهاي نرسيد و پاكستانيها همچنان مصّر به بستن راه تداركاتي هستند.
در واقع، آن دو واقعه و حملات يك طرفه هواپيماهاي بيسرنشين امريكا به خاك پاكستان چنان جو ضدامريكايي در پاكستان ايجاد كرده كه دولت پاكستان اگر هم بخواهد باز نميتواند درخواست امريكا براي بازگشايي راه تداركاتي ناتو را باز كند. اين موضوع به نحوي در گفتوگوي زرداري با كلينتون مطرح شد به صورتي كه زرداري به وزير امور خارجه از دشواريهاي خود در مواجه با احزاب سياسي پاكستان سخن گفت و بر اين موضوع تأكيد كرد كه كوتاهي امريكا در عذرخواهي از پاكستان كار را براي او بسيار دشوار كرده است.
متحد يا دشمن؟! هر چند كه هيلاري كلينتون در ديدار خود با زرداري سعي كرد تا اندازه زيادي تداوم روابط گذشته بين دو كشور را به نمايش بگذارد اما زير سايه سنگين تنش، ترديدي در واشنگتن نسبت پاكستان ايجاد شده است. يك نشانه اين امر در سخنان اخير لئون پانتا، وزير دفاع امريكا ديده شد كه در روزهاي اخير گفت كه امريكا ديگر به آخرين حد صبر نسبت به پاكستان رسيده كه در برخورد با گروههاي شبهنظامي در خاك خود اقدام جدي انجام نميدهد.
اين سخن وزير دفاع امريكا حاكي از آن است كه مقامات ارشد امريكايي همانند گذشته به طرف پاكستاني به ديده آن متحدي نگاه نميكنند كه هر آنچه را بخواهند انجام دهد. هر چند كه دولت امريكا كمكهاي اقتصادي خود به پاكستان را به دليل قطع راه تداركاتي ناتو معلق كردند اما از اين سخن پانتا و سخنان مشابه از سوي ديگر مقامات امريكايي ميتوان دريافت كه تعليق اين كمكها بيشتر به دليل همين نگاه و تلقي نسبت به پاكستان است.
بايد توجه داشت كه پاكستان بعد از رژيمصهيونيستي و مصر سومين كشور دريافتكننده كمكهاي امريكا است به نحوي كه پاكستان از سال ۲۰۰۲ بالغ بر ۱۸ ميليارد دلار از امريكا كمكهاي مالي در زمينههاي اقتصادي و نظامي دريافت كرده است. امريكا در پي تنش حاكم بر روابط دو كشور يك بازنگري اساسي در اين كمكها كرد و براساس اين بازنگري بود كه مجلس سناي اين كشور رأي به قطع كمك ۳۳ ميليون دلاري و تعليق ۲۵۰ ميليون دلاري كمك نظامي به پاكستان داد و همچنين پرداخت اين كمكها را منوط به موافقت پاكستان به بازگشاهي راه تداركاتي ناتو كرد. آنچه به نظر ميرسد اين است كه قطع اين كمكها باعث تجديد نظر دولت پاكستان در تصميم خود نشده و از طرف مقابل نيز ترديدها نسبت به همراهي پاكستان و احياي روابط گذشته بيشتر از قبل شده است.
تغيير صحنه در پاكستان
تقابل بين دو كشور و تداوم تنش باعث بروز يك رابطه فرسايشي شده است كه با وجود نياز پاكستان به كمكهاي امريكا اما بايد گفت آثار مخرب اين رابطه فرسايشي بيشتر متوجه امريكاست تا پاكستان. بيش از هر چيز موقعيت مهم ژئوپلتيكي پاكستان است كه در اين موضوع نقش اساسي دارد چراكه پاكستان علاوه بر اشراف بر اقيانوس هند و حضور مؤثر در صحنه افغانستان و مرز مشترك با هند، روابط ويژهاي با چين دارد كه براي امريكا اين روابط از اهميت خاصي برخوردار است.
نقش پاكستان در لشكركشي يك دهه امريكا به منطقه بسيار اساسي بوده است و بايد گفت كه در نقشه امريكا براي تغيير استراتژي خود به سوي حوزه پاسيفيك، پاكستان همين نقش را دارد. روشن است كه تداوم و حتي شدت تنش موجود نميتواند هم به جهت كوتاهمدت و هم بلندمدت به نفع امريكا باشد و مانع مهمي در راه تحقق اهداف امريكا براي تغيير استراتژي خود است. از اين جهت است كه اين كشور احتياج به تغيير در صحنه سياسي پاكستان دارد. يكي از گزينههاي موجود براي امريكا براي دستيابي به اين هدف بازگرداندن پرويز مشرف به صحنه سياسي پاكستان است.
پرويز مشرف از سال گذشته به طور جدي براي بازگشت به صحنه سياسي پاكستان تلاش ميكند و براي تحقق اين امر از تمام ابزارهاي موجود و از جمله نيروهاي لابيگر خود در امريكا نيز استفاده ميكند. روزنامه امريكايي واشنگتنپست در اواخر سال ميلادي گزارشي را منتشر كرد كه بنابر آن، پرويز مشرف روابط ويژهاي با برخي از نهادهاي لابيگر در كنگره امريكا برقرار كرده و از طريق همين نهادها توانسته نشستهايي با برخي از چهرهاي بانفوذ مجلس سنا از جمله كارل لوين، رئيس كميته نيروهاي مسلح سنا و جان مك كين داشته باشد.
رابط مشرف در اين زمينه شخصي به نام رضا بخاري است كه يك كارچاقكن پاكستاني- امريكايي و از حاميان مشرف است. بخاري در اين مدت روابط گستردهاي با مقامات امريكايي برقرار كرده و از ماه دسامبر سال گذشته تا فوريه سال جاري حداقل دو بار با مارك گروسمن، نماينده ويژه امريكا در افغانستان و پاكستان ديدار داشته است. او در اين ديدارها نه تنها در مورد روابط پاكستان با امريكا و نقشههاي مشرف در اين زمينه گفتوگو كرده بلكه از طرف امريكايي درخواست حمايت از مشرف براي انتخابات آينده پاكستان كرده است.
اين تحركات نشان ميدهد كه امريكا به مشرف به عنوان يك گزينه مهم براي تغيير اساسي در صحنه سياسي پاكستان مينگرد و مشرف نيز به دليل سابقه سياسي خود و نداشتن حمايت در ميان گروههاي سياسي و بدنه اجتماعي پاكستان، حساب ويژهاي بر حمايت امريكا باز كرده است. به هر حال، امريكا براي تغيير در تنش موجود همانند گذشته به يك ژنرال نه چندان خوشسابقه روي آورده تا تحت لواي انتخابات او را به قدرت برساند و به اين وسيله، مسير تنش موجود را به سوي احياي روابط گذشته منحرف كند.