
به خيال خودمان ميخواهيم كارواني چند صد نفره را به لندن بفرستيم تا پيشرفت چهار ساله ورزشمان را به رخ حريفان بكشيم اما همه ما ميدانيم در اين چند سال چه كرديم و چه كارهايي هم انجام ندادهايم.
با هر ورزشكاري كه حرف ميزنيم گلايه ميكند، انگار كه آنها المپيكياند و در اين روزهاي حساس بايد از اهداف بلند و آرزوهايشان حرف بزنند. متأسفانه اين روزها المپينهاي ايراني از لحاظ روحي- رواني كمترين شباهتي به رقباي خارجيشان ندارند. دوري از خانواده تمرينات سنگين و بيوقفه را تحمل ميكنند اما بيتوجهي و بيتفاوتي آقاياني كه دم از حمايتهاي همهجانبه ميزنند كاسه صبرشان را لبريز كرده. در حالي كه وزير ورزش و كلاً وزارتخانهنشينان هواي ورزش ايران را آفتابي توصيف ميكنند خودشان هم ميدانند واقعيت چيز ديگري است.
احتمالاً با نوشتن اين مطلب به تكرار مكررات و دامن زدن به مشكلات متهم ميشويم اما هيچ ورزشدوستي نميتواند حقايق را ببيند و دم نزند. در المپيك ۲۰۱۲ دو تكواندوكار المپيكي داريم و هر دو شانس مدال طلا هستند منتها اگر سراغ يوسف كرمي در تمرينات تيمملي برويد ميبينيد چه دل پري از مسئولان دارد: «كسي كه به فكر ما نيست، همان بهتر كه سر تمرينها نيايند.» كشتيگيران مليپوش هم دستكمي از تكواندوكاران ندارند. مثلاً كشتي ورزش اول ايران است ولي پاي عمل كه ميرسد اصلاً كسي سراغي از آنها نميگيرد. وزنهبرداران هم دستكمي از كشتيگيران ندارند با اين حال تصميم گرفتهاند فعلاً حرف دلشان را نزنند. به راحتي ميتوان تصور كرد وقتي وضعيت كشتي، وزنهبرداري و تكواندو كه اميدهاي مدالمان هستند اينگونه باشد اوضاع رشتههايي چون دو و ميداني، قايقراني، پينگپنگ و سايرين چگونه است.
از مشكلات هميشگي تا حاشيههاي جديد تا پيش از اين تمامي معضل تيمهاي اعزامي به بيپولي و عدم توجه مسئولان ختم ميشد اما همت بلند وزارت ورزش موجب شده تا تعليق و ترس از تعليق و جاماندن اجباري از المپيك روي سر المپينهايمان سايه بيندازد. تغيير مديريت يك فدراسيون آن هم در فاصله كوتاه تا المپيك به هيچ وجه منطقي نيست. منتها در ورزش ما بر خلاف آنچه مدعياش هستيم تنها چيزي كه به چشم نميخورد منطق است. سجادي دست راست وزير ورزش در اقدامي عجيب چند رئيس فدراسيون را بركنار كرد. در گير و دار اين تغييرات سجادي حواسش نبود كه دنيامالي رئيس پيشين فدراسيون قايقراني با ساير رؤساي بركنار شده كمي متفاوت است، او هنوز نايبرئيس فدراسيون جهاني كانو محسوب ميشود و همين كرسي مهم است كه تعليق اين رشته را در ايران رقم زده.
نامه تعليق دو بار براي ايران ارسال شده ولي آقايان همچنين پايشان را در يك كفش كردهاند و مصرند كه ما تعليق نشدهايم! اصرارهاي بيمورد و مصاحبههاي احساسي واكنشهايي است كه اين روزها از مسببان اين اتفاق ميبينيم. البته وزارتنشينان سكوت اختيار كردهاند و به فكر جلسه امروزشان در مجلس شوراي اسلامي هستند.
اگرچه دكتر عباسي و اطرافيانش تبحر خاصي در سرپوش گذاشتن روي مشكلات و مطلوب توصيف كردن شرايط دارند اما انتظار ميرود نمايندگان ملت در بهارستان مو را از ماست بيرون بكشند و حق ورزشكاراني كه اين روزها از شدت دلهره و اضطراب خواب و خوراك ندارند را بگيرند. معلوم نيست در ذهن سران ورزش چه ميگذرد كه يك دفعه چنين تصميمات مخربي را ميگيرند و اينچنين آشكار منافع خود را به منافع ملي ترجيح ميدهند.
احتمالاً برخي از همانها براي منحرف كردن اذهان عمومي پاي نتايج احتمالي سه قايقران المپيكي ايران را وسط ميكشند. بايد خدمت آن دسته از بهانهجويان عرض كرد ورزشكاران كشورمان با كمترين امكانات و با كمترين هزينه روز و شب ميكوشند تا افتخاري براي مملكت خود كسب كنند.
مدعيان ورزش بدانند پاي اعتبار و آبروي كشورمان ايران در ميان است، ايراني كه براي رسيدن به قلههاي افتخار همه نوع سختي را تحمل كرده و ميكند. ولي عدهاي معلومالحال اعتبار ايران عزيز را نشانه رفتهاند و كسي هم جلودارشان نيست.
در تعليق كانو شكي نيست اما تنها اميدمان به جلسه امروز وزير ورزش در مجلس شوراي اسلامي است چرا كه اگر اين شرايط ادامه پيدا كند هيچ بعيد نيست پاي كميته بينالمللي المپيك (IOC) هم به ميان بيايد و حساسيت آنها كار دست كل كاروانمان دهد. اين را هم بدانيد كه IOC با كسي شوخي ندارد و تاكنون كشورهاي زيادي را بابت اينگونه اتفاقات تعليق كرده است.