
روز شمار المپيك ۲۰۱۲ لندن براي مطبوعاتيها، به معناي تكميل كردن اطلاعات براي چاپ مجلات و ويژه نامههاست، براي مردم، به معناي نشستن پاي تلويزيون و تماشاي رشادتهاي ورزشكاران ايراني و دعا كردن براي موفقيتهاي آنهاست و براي مسئولان، به معناي سفري تفريحي، گردشي، سياحتي و گرفتن عكسهاي يادگاري و... براي ورزشكاران كاروان المپيك اما اين روزشمار از ماهها و حتي سالها قبل و به محض به پايان رسيدن المپيك قبلي است كه آغاز شده است. روزشماري كه برخلاف ظاهر چهارساله آن، به سرعت سپري ميشد. سرعتي كه به همراه خود، فرصتها را هم ميبرد اما سختيها را همچون سنگهاي ته جوي، باقي ميگذاشت.
چند ساعت نشستن پاي تمرينات پرفشار، سخت و دور از امكانات ورزشكاران المپيك و نشستن چند دقيقهاي پاي درد دلهاي تمام نشدني آنها، اين سختي را بيش از پيش به نمايش ميگذارد. درد دلهايي كه در اكثر اوقات، مطرح كردن آن، شرايط ورزشكاران را سختتر و سختتر كرده و آنها را با توبيخ از سوي مسئولان مواجه ميكند.
تمرين در پاركينگ خانه بدون مربي و با ابتداييترين امكانات و عدم برگزاري اردوهاي تداركاتي مناسب و... تنها گوشهاي از مشكلات عديده زنان و مرداني است كه به سختي و با تلاشي چند ساله توانستهاند جواز حضور در رقابتهاي المپيك كسب كرده و اميدوار به افتخار آفريني با دست خالي براي كشورشان باشند.
ورزشكاراني كه تعدادي از آنها سابقه حضوري چند ساله در رقابتهاي المپيك را دارند و علاوه بر تجربه حضور در اين رقابتها، تجربههاي ديگري هم دارند. تجربهاي كه المپيكيهاي جديد با آن ناآشنا هستند.
تجربه متفاوت المپيكيهاي باتجربه اين است كه آنها ديگر مطمئن هستند وعدههاي پرداخت پاداشهاي اندك كه در زمان خوشحالي مسئولان داده ميشود صرفاً در حد همان وعده است و اگر قرار به عملي شدن هم باشد، بايد حتماً تا المپيك بعدي براي عملي شدن آن صبر كنند و اين چيزي است كه المپيكيهاي جديد و نفراتي كه براي اولين بار موفق به حضور در اين مسابقات شدهاند، از آن بياطلاع هستند!
تماس با المپيكيها در اين اندك روزهاي باقيمانده سختتر شده است. روزهايي كه بيشترين ساعات آن را تمرينات پر فشار پر كرده است. تمريناتي كه اكثرشان به صورت انفرادي و بدون حضور مربي و داشتن متدهاي تمريني روز دنيا برگزار ميشود. با اين وجود اين روزها، شوق و ذوق المپيكيهاي كاروان ايران و تلاشها و اميدواري آنها براي حضوري پر ثمر در رقابتهاي لندن بيشتر و بيشتر شده است.
به طوري كه ديگر كمتر به تفاوتهايي كه با همتايان خود در كشورهاي ديگر دارند و رقم پاداشهايي كه قولش را گرفتهاند فكر ميكنند. اما مشكلات عديده ورزشكاران ايراني در راه رسيدن به المپيك، تنها نبود امكانات و نداشتن مربي و وعدههاي عملي نشده مسئولان نيست.
بيتوجهي و ندانم كاريهاي مسئولان هميشه مدعي ورزش يكي ديگر از مشكلات ورزشكاران كاروان ايران در المپيك است كه حال جديدترين آن، قرار است به تعليق كاروان ايران بينجامد. تعليقي كه پرچم ايران را از المپيك حذف ميكند تا ورزشكاران كشورمان در رژه اوليه نتوانند با افتخار به حركت در آمدن پرچم ايران در لندن و به اهتزاز درآمدن آن بعد از كسب موفقيتهاي احتمالي در اين رقابتها چشم بدوزند!
مشكلي كه در روزهاي پاياني باقيمانده به آغاز المپيك، اعضاي كاروان ايران را به شدت نگران كرده است. اما اين نگراني، حتي امروز هم در چهره مسئولان هميشه مدعي كه همواره حرفي براي گفتن و توجيهي براي ارائه دادن دارند، ايجاد نكرده و حال كه با لجاجتهاي بيمورد خود باعث عملي شدن اين تعليق شدهاند، توپ را به زمين دشمن انداختهاند و آنها را مقصر ميدانند، حال آنكه خود اين فرصت را براي دشمن فراهم كرده و آب به آسياب حريف ريختهاند.
اين تعليق اما بايد هم براي مسئولان اهميتي نداشته باشد، چراكه نه چهار سال تمام بدون امكانات و در سختترين شرايط براي آمادهسازي خود تلاش كرده و عرق ريختهاند و نه در بدترين شرايط و تفاوتهايي فراوان نسبت به همتايان و رقباي خود موفق به كسب سهميه شدهاند و نه قرار است پاسخگوي چيزي باشند. تنها امكان رفتن به يك سفر تفريحي و سياحتي را از دست دادهاند كه به زودي ميتوانند آن را هم جايگزين كنند!
بحث تعليق اما امروز تأثير زيادي روي روحيه ورزشكاران كاروان المپيكي كشورمان گذاشته است و اين مسئله اگر در عملكرد آنها در لندن هم تأثيرگذار باشد كه چه بهتر؛ چراكه سوژه و بهانه خوبي براي مسئولان است تا جو را به سود خود تغيير داده و با قيافهاي حق به جانب، ورزشكاران را مورد توبيخ قرار داده و ندانم كاريها و اشتباهات خود را به دست فراموشي بسپارند!
روز شمار المپيك شروع شده و اين مسئله در بسياري از كشورها شادي و شور به پا كرده است اما در ايران، به واسطه سهل انگاريها و لجاجتهاي بيمورد مسئولان، باعث ايجاد تنش بين مردم و از همه مهمتر ورزشكاران كاروان المپيكي ايران شده است. كارواني كه تا به اينجاي كار داشتههاي خودش و نه مسئولان را برداشت كرده و حال، تمام رشتههاي ورزشكاران كاروان ايران در آستانه پنبه شدن است و كسي هم پاسخگوي آن نيست!