
ملكان درباره شخصيت اصلي كتاب «گفته بودي به هر حال» به «جوان» ميگويد: شخصيت اصلي اين كتاب يكي از زنان امروزي جامعه ما محسوب ميشود و كشمكشهاي روحي و رواني او در رابطه با زندگي مشترك، قبل از ازدواج و اجتماع پيرامون موضوع اصلي اين كتاب است. اين زن در كشمكش با احساسات دروني و بيروني خود به سر ميبرد. زني كه در وضعيتهاي مختلف زندگي قرار ميگيرد و در مواجهه با آدمهايي مانند پدر، شوهر، مادر و عشق، درونيات خود را به صورت اكسپرسيونيستي تصوير ميكند.
هيچ يك از موضوعاتي كه براي داستانهاي كوتاه اين كتاب انتخاب شدهاند، برجسته و شاخص نيستند. در واقع حادثه در داستانها تعديل يافتهاند و خصوصيت روانشناسي آن بارز است. اين امر اتفاق نويي است كه در اين داستانها رخ داده است.
نويسنده درباره درونمايه داستانهاي كوتاه كتاب «گفته بودي به هر حال» ميگويد: اين داستانها داراي يك درونمايه مشترك هستند؛ درونمايه همه آنها زني است كه براي گذر از سنت و رسيدن به مدرنيته با يكسري جنجالهاي روحي و رواني رو به رو ميشود. در واقع هر داستان بازتابهاي بيروني و درگيريهاي روحي اين زن را به تصوير ميكشد و از طرفي هر داستان به طور مستقل درونمايههاي متنوعي را در خود دارند.
داستانها اغلب بدون هيچ اتفاق برجستهاي به شيوه انواع تداعيها و جريان سيال ذهن در زاويه ديدهاي متعدد روايت ميشوند. از نظر محتوا به داستانهاي وضعيت- موقعيتي چخوف پهلو ميزنند و به لحاظ ساختار از همينگوي، جميز جونز و ويرجينيا وولف تأثير گرفتهاند.
يكي از شاخصههاي اصلي اين مجموعه داستانها، زبان تصويرشان است. فضاي دروني و بيروني زن شخصيت داستان به شيوه اكسپرسيونيسم و امپرسيونيسم تصوير شدهاند. اشاره به دو داستان «زن برفي» و «مرد سرخابي»؛ زن برفي از ديدگاه مرد زن را به تصوير ميكشد و در «مرد سرخابي» از ديدگاه زن مرد را ميبينيم.
ملكان از آنجايي كه دانش آموخته سينماست سعي داشته است از سينما كمك بگيرد و فضايي را ايجاد كند تا مخاطب هنگام خواندن گمان كند، فيلم ميبيند.
ملكان ميگويد: ايجاز و سفيد خواني در گفتوگوها و روايت سهمي را براي انديشه و ذهنيت خواننده قائل است و حضور او را در داستانها به مشاركت ميطلبد.
اين نويسنده درباره جذابيت اين داستانهاي كوتاه ميگويد: جذابيت داستانها در عجين بودن با زندگي روزمره است كه حين بياتفاقي و بيحادثه بودن در انتهاي داستانها با يك حادثه روبهرو ميشويم و اكثر داستانها يك پايان باز دارند و سعي كردهام با انتخاب پيرنگ باز در برخي از داستانها مخاطب را به فكر فرو ببرد و با پايان هر داستان، داستاني تازه در ذهن مخاطب آغاز ميشود.
نويسنده در پايان از خانم عكاس «كيميا رهگذار» نام ميبرد كه عكس روي جلد «گفته بودي به هر حال» را طراحي كرده است. جالب است بدانيد آدمها موضوع اصلي عكاسهاي او هستند. رهگذار داستانهاي كتاب «گفته بودي به هر حال» را خوانده و بر اساس موضوع آنها عكس انتخاب كرده است و معتقدم عكس روي جلد بسيار با مفهوم كتاب سازگاري دارد.