
هنوز هيچكس شباهت رانتخواري را با وبا تشخيص نداده است و شايد بتوانيم آن را سل يا حتي سرطان از نوع مسري(!) بناميم اما به نظر ميرسد رانت خواري بيش از اينكه مرضي فردي باشد يك بيماري اجتماعي است و دامنگير جوامعي ميشود كه ساختار مناسبي براي اداره امور خودشان ممكن است نداشته باشند؛ دايره شيوع آن هم دقيقاً مشخص نيست. اين ممكن است در حد يك اداره، سازمان يا حتي در سطح خانواده وجود داشته باشد.
در همين راستا وزير سابق آموزش و پرورش در گفتگو با خبرنگار اجتماعي روزنامه «جوان» بر اين باور است كه هرنوع امتيازي كه افراد به خاطر وابستگي يا خويشاوندي خود با مسئولان و منابع قدرت، بخواهند برخلاف حق از آن بهرهمند شوند، به نوعي «رانت» محسوب ميشود و با توجه به اينكه روح نظام اسلامي «عدالت» است، قطعاً چنين چيزي قابل قبول نيست كه عدهاي به صرف وابستگي به مسئولان، از امكانات و امتيازهاي ويژهاي برخوردار شوند كه ديگران به آن امكانات دسترسي ندارند.
وي معتقد است كه در حديث هم آمده هيچ حكومتي ضعيف نشد، مگر اينكه قانون براي ضعفا اجرا شد، ولي در رابطه با اغنيا و قدرتمندان اجرا نشد. اما اينكه آيا بنده هم در دوران مسئوليتم اسير رانت شدهام يا نه، بايد بگويم كه بله، به طور طبيعي اين مشكل وجود داشت چون قبح اين مسئله ريخته شده و براي توجيه آن، گاهي اوقات از برخي واژهها مثل «شفاعت» يا «واسطه شدن» استفاده ميكنند.
فرشيدي ميگويد: خيليها در برابر اين پديده آسيبپذير شدهاند؛ در واقع گويا رانت و رانتخواري به يك انتظار عمومي تبديل شده است كه هركسي به آن تمكين نكند، انگشتنما ميشود! من خودم در دوران وزارتم و مثلاً در رابطه با انتصابها، كميتهاي را تشكيل داده بودم و سعي ميكردم هركسي را كه از بيرون به بنده پيشنهاد ميدهند، براي بررسي به اين كميته معرفي كنم و تلاش ميكردم كه تحت فشار قرار نگيرم، اما متأسفانه برخيها به خاطر تلاشي كه در انتخابات براي نامزدها داشتند، ميخواستند نتيجه آن را در انتصابات برداشت كنند.