
روز اولي كه حضرت آدم رحمتاللهعليه پدر بزرگوار نسل بشر با پيوند خود با حضرت حوا اولين جامعه مدني را بنيان گذاشتند، نقاط مشترك زيادي آنها را بههم نزديك كرد و در كنار هم نگه داشت. اينطور بود كه اولين نظريه جامعهشناسي در ساختارشناسي كاركرد جوامع شكل گرفت. آن نظريه به نقل مضمون اين است: «هر جامعه به واسطه اشتراكاتي ميان اعضا متولد ميشود، شكل ميگيرد و رشد ميكند.»
در هر دوره تاريخي بهانههاي با هم بودن نظريههاي جامعه شناختي را شكل داد، تا رسيد به امروز كه موجوديت فردي كاملاً كاركرد خود را از دست داد و فرد به عنوان عضوي از يك جمع قابليت تعريف گرفت و به همين واسطه افراد به دنبال علتهاي مختلفي براي باهم بودن گشتند و اينگونه بود كه به تعداد سلايق بشري، علت براي كنار هم بودن پديد آمد. زنده ماندن، توليد نسل، وابستگي عاطفي، امرار معاش، رفع نيازهايي با دامنه وسيعتر، مقابله با خطرات، تشكيل گروههاي كاري، نياز به اتكا و پرستش موجود برتر، اعتقادات، سنن، رسوم،... و در نهايت آشنايي با مفهوم تعالي كه همزمان با آمدن اديان الهي و پذيرفتن اين نكته كه سعادت هر جامعه وابسته به سعادت افراد آن جامعه است و بالعكس، از جمله علتهايياند كه طي سالها و قرون افراد را كنار هم گردآورده و جوامع را ايجاد كردهاند.
امروزه نيز دلايل گوناگوني كانونهاي بشري را كنار هم نگه ميدارند و گسترش صنعت ارتباطات به اين امر كمك ميكند. يكي از اين دلايل ميل به ترقي است كه شرايط موجود دستيابي به آن را جز در ميان جمع امكان پذير نميكند.
با وجودي كه اين ميل و به عبارت بهتر نياز، افراد را به زندگي در كنار يكديگر متمايل ميكند، از طرفي با نياز آنها به رسيدن به آرامش روحي و فردي در همهمه اجتماعي متناقض نيست و دقيقاً اينجاست كه نقش معنويت در جامعه امروز نمايان ميشود.
حجتالاسلام و المسلمين اميربهاءالدين علائينژاد، كارشناس مسائل ديني نيز بين دينمداري و جامعهپذيري پيوندهاي ناگسستني ميبيند و ميگويد: يكي از بحرانهايي كه امروزه شهروندان دهكده جهاني در عصركنوني كه عصر تكنولوژي نام دارد، با آن دست به گريبانند، بحران تشويشها، نگرانيها و يأس و نااميديهاست كه بشريت را فراگرفته؛ انسانهاي عصر ما اگرچه در وصول به راههاي آسماني، تخصص و دانش پزشكي و اختراعات و ابتكارات پيشرفت زيادي كردهاند اما در همين عصر و در كشورهاي پيشرفته دلمردهاند، احساس پوچي ميكنند و مأيوسند و اگر فرد مأيوس شد، جامعه مأيوس ميشود و اين سبب كاهش رونق كار و تلاش ميشود.
جنبشهاي ضد نظام سرمايه داري كه در سراسر دنيا به راه افتاده دليلي بر همين مدعا است. وقتي در بحبوحه فراغت از دين و معنويت، كار و تلاش گروهي سبب فربگي گروهي و نداري روزافزون گروه ديگر شود، يأس رشد ميكند و جامعه به بدبيني ميرسد و ساختار و كاركرد خود را از دست ميدهد.
خداوند رحمت را برخود لازم و واجب كرده و يكي از چند راه بهرهمندي از رحمت خدا، اصلاح ميان مردم است؛ بين زن و شوهر، دو برادر، همسايهها و رفيقها و تفرقه و كينه انسان را از رحمت خدا دور ميكند.
افرادي كه كار دستشان است و نيروهايي كه در ارتباط مستقيم با مردم هستند مثل پليس، مأمورين خدمات شهري، كارمندان بانكها وقتي از ديد مؤدت با مردم برخورد كنند و باعث ناراحتي مردم نشوند؛ علاوه بر اينكه به رحمت خدا نزديك ميشوند، خوشرفتاري را در جامعه رواج ميدهند و اين امر علقهها را بين افراد جامعه افزايش ميدهد.
راه ديگر رحم به ديگران است. پيغمبر فرمود: به هر آنچه در زمين است رحم كنيد. نسبت به گلها، گياهان، درختان و حيوانات. اين كار نيز افراد يك جامعه را نسبت به سرنوشت خود حساس ميكند و بيتفاوتي از ميان مردم ميرود و دلها به هم نزديك ميشوند.
يك انسان معنوي، نسبت به ساير افراد، رحمت، سخا و كرامت دارد و گرهاي از گرههاي مردم را باز ميكند و باري از دوش آنها برميدارد، نه اينكه باري بگذارد. اين امر نه تنها جامعه را به تعالي ميرساند روح فرد را نيز تلطيف و ارضا ميكند. بسيار ديدهايم عده زيادي در جلسهاي كنار هم نشستهاند و با اينكه جسمشان كنار هم است اما دلهايشان از هم دور است و اين آفت يك جامعه مترقي است.
به طور كلي گرايش به معنويت انسان را به حدود و حريم خود قانع و پايبند ميكند و در قانونپذير بودن افراد و سازگاري آنها در جامعه با ديگران مؤثر است.
كسي كه قانون معنويت را رعايت كند، به خودش اجازه نميدهد زيرآب كسي را بزند و از كارش بدزدد. هيچوقت به ديگران بددهني نميكند. از راه حرام كسب مال نميكند. غيبت نميكند. تهمت نميزند، سخن ناروا به زبان نميآورد و اين همه به يك همگرائي و همدلي ميان افراد منجر ميشود و تفرقه از ميان آنها رختميبندد.
آثار اين همگرايي معنوي در جامعه به ايجاد آرامش و تمركز در افراد ميانجامد كه اين آرامش و تمركز مقدمه انجام كارهاي مثبت است و به بالا بردن كيفيت و كميت بازده كاري جامعه كمك بسزايي ميكند. نكتهاي كه در سال توليد ملي و حمايت از سرمايه و كار ايراني بسيار حائز اهميت است.