کد خبر: 471138
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۶:۴۵
«جوان» گزارش مي‌دهد؛
محمدصادق دهنادي: شايد تا ۱۰ سال پيش، جمع آوري چند اسكناس بنفش ۱۰ توماني يا پيدا كردن دو ريالي و يك ريالي براي تلفن، كار بسيار ساده‌اي بود اما امروز نوجوانان ۱۰ ساله با حيرت به اسكناس‌هاي بنفش و سرمه‌اي ۱۰ و ۲۰ توماني نگاه مي‌كنند و وقتي سكه‌هاي درشت دو توماني دهه ۶۰ را مي‌بينند، ذوق مي‌كنند كه واقعاً آيا يك روزي با اين سكه مي‌شد يك مداد خريد؟ 

در كشورهاي جهان، كم و بيش افرادي هستند كه اين موضوع را مي‌دانند و هوشمندانه، سرمايه گذاري خاصي براي جمع كردن چيزهايي كه روزگاري يك يادگاري نوستالژيك مي‌شود، انجام مي‌دهند. آنها مقدار زيادي از اسكناس‌هاي هر دوره، وسايلي كه دانش‌آموزان بر آن مشق مي‌نويسند، برخي اسباب بازي‌هاي اختصاصي و. . . 
خريداري و انبار مي‌كنند و در موقع لازم به قيمت‌هاي گزاف مي‌فروشند. اما در ميان يادگاري ها، چيزهايي هم هستند كه متعلق به يك زمان خاص هستند و اين اتفاقات الزاماً هميشه تكرار نمي‌شوند يا در زمان اتفاق آن هم كسي به فكر آن نيست كه از آن يادگاري جمع كرده و براي زماني ارائه گنجينه نمايد. به طور نمونه گرچه زلزله بم يك فاجعه پر از تجربه براي ملت ما محسوب مي‌شود و در روزگاري ممكن است همه ما بخواهيم از نزديك با ابعاد آن آشنا‌تر باشيم، اما در زمان اتفاق افتادن كسي در پي جمع يادگاري‌هاي آن براي موزه‌اي كه بعداً بخواهد با همين نام شكل بگيرد نبوده است. مقوله جنگ نيز از همين موارد است. در كشورما شايد تا ۱۵ سال پيش، كم و بيش مي‌شد از نگاه كردن به در و ديوار بسياري از شهرها متوجه درگير بودن ملت و اجتماع با مقوله جنگ شد اما امروز كمتر شهري است كه بتوان از در و ديوار آن نشانه‌اي از جنگ تحميلي يافت، به طور مثال يكي از آثار واضح مظلوميت ايران در جنگ تحميلي، موشكباران شهرها بود كه در جاهاي مختلف به خرابي اماكن و شهادت بسياري از هموطنان ما منجر شد، اما امروز هيچ اثري از اكثر اماكن مورد تهاجم نيست. 

در تهران حداكثر يادمان موشكباران يك پايه يادبود است كه در جاهايي مثل پارك شهر براي يادآوري اصابت موشك نصب شده و در برخي از اماكن مهم‌تر مثل بيمارستان كودكان بهرامي كه در آن به خاطر اصابت موشك چند كودك و نوزاد به شهادت رسيده‌اند هم، مسئله فراتر از چند قاب رنگ و رو رفته يادگاري نيست. 

موزه يا موزه‌هاي شهدا
ظاهراًً در كشور ما بنياد شهيد و امور ايثارگران، نه از زمان كنوني بلكه از همان ابتداي دوران جنگ تحميلي مسئوليت تشكيل موزه شهدا را بر عهده داشته و آثار شهدا، به نحوي توسط اين نهاد شناسايي مي‌شده و در جاي لازم نگهداري نيز گرديده است، به صورتي كه سابقه اولين موزه شهدا در تهران، به سال ۱۳۵۹ يعني اولين سال شروع جنگ تحميلي بر مي‌گرد، اما واقعيت اين است كه وجود چيزي با عنوان موزه شهداي جمهوري اسلامي، مسئوليت پذيري مناسبي در مقابل عظمت جنگ تحميلي نبوده و نيست و دليل آن هم دقيقاً اين است كه مجموعه‌هاي موزه‌اي شاهد، اولاً گنجايش مناسب براي ارائه آثار شهدا را ندارد و به بيان مدير امور موزه‌هاي بنياد شهيد در موزه مركزي شهدا (واقع در تقاطع خيابان آيت‌الله طالقاني و فرصت) به ازاي هر هزار شهيد يك ويترين هم وجود ندارد و در همين نمايشگاه حداقل ۱۷ هزار اثر از شهدا و هنرمندان جمع آوري و فهرست نويسي شده كه هيچ‌گاه مجال نمايش پيدا نمي‌كند، ثانياً از مجموع موزه‌هاي ۱۷ گانه شهدا در استان ها، تنها همين موزه -موزه مركزي- امكانات استاندارد نگهداري، مرمت و پژوهش را داراست و در درجه سوم، از همه مهم‌تر بر اساس تعريفي كه بنياد شهيد از رسالت موزه‌هاي شهدا كرده است، گنجينه آثار شهدا مسئول ارائه آثار شهداي انقلاب و جنگ هستند و نه الزاماً مسئول حفظ اسناد، يادگاري‌ها و مسائل مختلفي كه از دفاع مقدس باقي مانده است. 

شايد همين نقايص سه‌گانه و از همه مهم‌تر اين مشكل آخري باعث شده باشد كه نهادهاي ديگري هم در اين زمينه احساس مسئوليت و دين نموده باشند و بخواهند با بيان و روايت خود به اين موضوع بپردازند و اين مسئله‌اي است كه در عين حسن، داراي معايبي هم است، به عنوان مثال گرچه در مركز استاندارد و بين‌المللي موزه شهدا، روزانه ده‌ها بازديد كننده داخلي و خارجي، از چريك عارف و دانشمند عظيمي مانند دكتر چمران تنها يك فتوكپي مدرك تحصيلي و يك عينك ملاحظه مي‌كنند، اما امروز شهرداري تهران اكثر آثار شهيد را در خانه پدري ايشان در يكي از پرحاشيه‌ترين محيط‌هاي تجاري كشور، يعني محله سرپولك بازار تهران جمع آوري كرده و افراد براي بازديد از آن ( اگر با خبر شده باشند) بايد مسير دشوار و پر تردد بازار را طي كنند و خود را از ميان بازار فروشندگان مواد شيميايي و بوهاي بسيار آزاردهنده آن و از كنار مسجد بهبهاني‌ها به خانه موزه شهيد چمران برسانند يا به عنوان مثال ديگر، گرچه از متفكر كبيري مانند شهيد مطهري به جز يك دست لباس در موزه شهدا نيست و شايد واقعاً ميراث اين شهيد به اين نحو نشان دادن كاري ناقص محسوب شود، باز شهرداري همت كرده و خانه موزه‌اي براي اين كار تأسيس كرده كه در عين مفيد بودن، كار را به شدت متشتت مي‌كند. 

متوليان پراكنده براي يك حقيقت واحد
امروزه، گرچه سازمان ميراث فرهنگي از موضوع جمع آوري و سرپرستي موزه‌هاي جنگ خودش را كنار كشيده و سطح همكاري‌اش را در حد مشاوره‌هاي فني در اين زمينه پايين آورده اما شهرداري‌ها به اختصاص خانه موزه و باغ موزه‌ها و پارك‌هاي دفاع مقدسي، بنياد شهيد با راه اندازي موزه‌هاي شهدا و بسيج و سپاه با راه اندازي نمايشگاه‌هاي مقطعي هر كدام به نحوي نشان داده‌اند كه مي‌خواهند در اين زمينه فعاليت مطلوبي داشته باشند اما واقعيت اين است كه در اين پراكندگي بي‌شك بسياري از آثار و حقايق مغفول واقع خواهند شد و ميراث فرهنگي جنگ تحميلي محكوم به نابودي تدريجي است.
 
امروز بيش از هر زماني بايد به فكر قرارگاه فرهنگي براي كشور بود و يكي از كارهاي اين قرارگاه هم انديشيدن درباره آثار دفاع مقدس است كه برايش يك بنياد كافي نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار