فاطمه رحيمي: در فرهنگ اسلامي ايامالبيض هر ماهي داراي فضيلتهاي بيشماري براي عبادت است و اين از معجزات اسلام است زيرا به عقيده روانشناسان، بر اساس آزمايشهاي متعدد در شبهاي بدر كامل به دلايل مختلف زمينه براي ديوانه شدن، جرم و جنايت و رفتارهاي ناهنجار بشر، بسيار مساعدتر است و شايد به همين دليل بوده كه پيشوايان ديني سعي كردهاند در اين زمان مناسب تر، آدمي را به سمت خدا بيشتر بكشند تا بشر از دستبردهاي طبيعي محفوظ و مصونتر بماند.
در ميان ماه ها، ايام البيض سه ماه رجب، شعبان و رمضان داراي اهميت خاص و خارق العاده تري است، به نحوي كه توصيه شده در اين ميان افراد با اعتكاف در مساجد جامع (و نه گوشه كنار خانقاه و مسجد گمنام كه شائبه عزلت و انزوا داشته باشد) در دل بازار ومحل اجتماع عموم مردم اعتكاف بكنند و در ميانه روزگار پر اشتغال و پر تلاطم اندكي به خود بينديشند.
در كشور ما اعتكاف ايام البيض ماه رجب به بركت پيروزي انقلاب اسلامي، به عنوان يك فرهنگ پذيرفته شده، قابل احترام و اتكا در جامعه ايراني عموميت فوقالعادهاي يافته است. گرچه اعتكاف در اصل از اعمال مستحب اسلامي است اما از معدود مستحبهايي است كه در دل خود امور واجب دارد. افراد بايد در اعتكاف روزه بگيرند. اشتغال افراد هنگام اعتكاف به برخي امور حرام است.
هرگونه تمتع حسي حرام است و از همه مهمتر وقتي وارد اين عبادت سه روزه شدي و دو روز در اين عبادت مستحب طاقت آوردي، ماندن تو در روز سوم ديگر واجب ميشود و بايد سومين روز را نيز پشت به روزمرگي كني و الا كفاره بايد بدهي و جريمه بايد بشوي.
اعتكاف گرچه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، بيشتر محدود به برخي روحانيون و زهاد و عباد بود، اما امروزه بسياري از جوانان و نوجوانان نسل انقلاب و امام آن را بهتر از نسلهاي قبلي آن ميشناسند و مساجد بزرگ دانشگاههاي كشور پر است از صداي قرآن و دعا و آشتي آدم رسانه زده امروز با خود و خداي خودش.
شايد اگر جامعه جهاني به جايي نرسيده بود كه حتي نماز و روزهاش به رسانه وصل شود و رسانه به او بگويد نماز بخوان يا امساك كن و رسانه به او بفهماند، بايد افطار كند، اهميت اعتكاف آنقدري كه امروز مشخص است در فرهنگ و رفتار عمومي خود را نشان نميداد.
جامعه رسانه زده، بيش از جامعه صنعتي، بيش از جامعه كشاورزي و بيش از همه زمان ها، از يكي از نيازهاي شخصي و اجتماعياش محروم است و آن خلوتي است كه همه ما براي شدن، براي بودن و براي يافتن از آن كمبهرهايم. اعتكاف، گرچه در درون خودش، پارامترهاي كنترل كنندهاي است كه اين خلوت به در خود فرو رفتن منجر نگردد، اما با اين حال نبايد فراموش نمود كه عبادتي است كه در كنار همه ابزارهايي كه براي نزديكتر شدن ما به سپهر بيمنتهاي قرب الهي دارد، وسيلهاي براي خودشناسي، خوديابي و خويشتن باني است.
خداوند در قرآن كريم( ابتداي سوره شمس) ۱۱ قسم بزرگ ياد ميكند تا دو اصل مهم زندگي بشري را اعلام دارد و اين دو اصل آن است كه به تحقيق رستگار شده آن كس كه خودش را تزكيه كند و به تحقيق ورشكسته و خسارت ديده است، آن كس كه خود را در آلودگي خفه نمايد و اين امري است كه در اعتكاف و حج بيش از ساير عبادتها روي آن كار ميشود و بشر با التزام به آن سعي ميكند، در پس همه اشتغالاتي كه به زندگي عمومي او مانند ساير جانداران مربوط ميشود، چند روزي به اين فكر كند كه به جز خورد و خواب و خشم و شهوت كه شير و ببر و اسب هم دارند، من چه دارم؟چه ميكنم و به كجا ميروم؟خوشا به حال چنين اعتكاف هايي!