برخي ديگر اينگونه ارزيابي كردند كه غرب اگر چه از نتيجه سياستهاي تحريمي راضي نيست ولي در عين حال سياست تحريم ـ مذاكره را كنار نگذاشته و قصد دارد با ادبيات ديگري كه نام آن را پيشرفت، راهحل مشكل، تأمين منافع همگي، شفافسازي ميگذارد، همان اهداف استكباري و فشار و تحميل اراده و حذف حقوق مشروع هستهاي ايران را دنبال كند.
آنچه در بغداد و طي دو روز مذاكرات فشرده دوجانبه و چندجانبه نشان داده شد و سپس نيز در مواضع رسمي خانم كلينتون يا گزارش آمانو و تصويب طرح تحريمي جديد ايپك در كنگره و سناي امريكا منعكس گرديد، نشان ميدهد كه ديدگاه دوم در تفسير رفتار غربيها به حقيقت نزديكتر است. خانم اشتون و كلينتون از يك كليد واژه مفهومي استفاده كردند و آن هم مذاكره براي اجراي قطعنامههاي شوراي امنيت و راهبرد تحريم ـ مذاكره بود.
آنچه در آناليز گزارش آمانو خودنمايي ميكند و در ۱۱ صفحه براي آن تلاش نموده اين نيست كه آمانو و امريكا و غربيها، اعتقادي به حقوق هستهاي ايران ندارند، چه پنج درصد و چه كمتر و يا بيشتر. آقاي آمانو صراحتاً به ليستي از مطالبات كه آن را الزامآور براي ايران نيز ميداند، اشاره ميكند كه نه تنها شامل برچيدن زنجيره هستهاي و غنيسازي در ايران است بلكه پذيرش پروتكل الحاقي و كد ۱/۳ و تعليق كليه فعاليتهاي هستهاي و غنيسازي را به عنوان بخشي از خواستههاي خود قلمداد ميكند.
اگر آمانو تلاش ميكند تا خواستههاي خود را جداي از برنامه ۱+۵ تعريف كند ولي به خوبي آشكار است كه روياي توهمي آمانو و غرب اين است كه تمامي ظرفيتهاي علمي ـ تكنولوژيك و قابليتهاي ايراني را تهي كرده و سپس در مقابل ايران با دستهاي خالي نشسته و روي موضوعات ديگر مذاكره كنند كه عملاً تحريمهاي غيرقانوني و يا ظرفيتهاي ژئو پلتيك منطقهاي نيز در اين توهم و رويا قرار دارند.
اگر مدل رفتاري آنها كه از گزارش آمانو و مصوبه كنگره امريكا مشخص است، پس مذاكره در بغداد و حتي در مسكو براي همكاري نيست بلكه براي تحريم بيشتر و تسليمپذير كردن نظام اسلامي است و قصد همكاري از مذاكره در دستور كار آنها نيست.
راهبرد و ادبيات ايران اسلامي تهديد در مقابل تهديد، تحريم در مقابل تحريم و همكاري در مقابل همكاري است. اگر پاشنه آشيل امروز و فرداي اوباما و غرب و شاهرگ حياتي آنها در قيمت انرژي و مسئله بحران مالي است كه تمامي صاحبنظران و مقامات اقتصادي براي آن نسخه شفابخش يا چشمانداز اميدواركنندهاي ندارند، بايد به غرب تفهيم شود كه يك گام اضافي ايران در تحريم نفتي ديگر شركاي شما در كنار محكم كردن تحريم نفتي اروپا به اجرا درآيد و شما با قيمت نزديك به ۲۰۰ دلار با هزينههاي بنزين سرسام آور، شهروندان امريكايي وغربي را در يك شورش گسترده و سرنوشتساز ملاقات كنيد، غربيها به خوبي ميدانند كه افزايش و شوك قيمت نفتي براي روسها يك موهبت است و براي چينيها هم ميتوان فرمول رضايتمندانهاي قرار داد و آنگاه هر گونه شوك طبيعي و غير طبيعي در حوزه نفتي، شما را به آخرالزمان خواهد رساند.
شمارش معكوس در عربستان آغاز شده و بسياري از حوزه هاي نفتي مورد اتكاي شما در آستانه بيثباتي امنيتي و اجتماعي است. حال اگر اخلاق ۲۰۰ ساله استكباري به شما اجازه نميدهد كه ادبيات خود را تغيير دهيد و مذاكره براي همكاري را با سرمشق ايراني بازنويسي و تكرار ندهيد، بايد مسئوليتهاي خشك سري خود را نيز بپردازيد و به استقبال بازتاب بيمسئوليتي خود نيز برويد.
اگر نشست مسكو صرفاً براي اين است كه سناريوي امريكايي به فرجام برسد و شما در مسير ادامه تحريم، گام برداريد اساساً اين نشست بايد مورد بازنگري دقيق در ايران قرار گيرد و اينگونه نباشد كه ادبيات استانبول۲ و پذيرش غنيسازي هستهاي و چارچوبهاي NPT به خواستههاي غير قانوني آمانو و امريكا و انگليس و منافع رژيم صهيونيستي مبدل شود و به عنوان پيشرفت، گفتوگوهاي سازنده و شفافسازي نامگذاري شود كه صدالبته با اجراي خواستههاي نامشروع و غير قانوني امريكا و آمانو و غرب، كسي كه پيشرفت خواهد داشت و منافع ملياش تأمين ميگردد، ايران نيست و بلكه با تسليم شدن، رضايت آنها را تأمين ميكند.