اين سخن ژنرال «عاموس يادلين» رئيس سابق اطلاعات نظامي اسرائيل و رئيس كنوني مركز پژوهشهاي امنيت ملي اسرائيل درباره مذاكرات ايران و ۱+۵ در خصوص موضوع هستهاي ايران است.
او ميافزايد: بايد دو نكته را در نتايج مذاكرات مشاهده كرد؛ اول خروج اورانيوم غني شده در پنج سال اخير از ايران و دوم توقف كار تأسيسات قم. اين دو اقدام بهتر از حمله نظامي به ايران است.
به اين اظهار بايد سخن اخير اويگدور ليبرمن، وزير خارجه تندروي رژيم صهيونيستي را هم افزود كه در گفتوگو با راديو «صداي اسرائيل» گفته است: اسرائيل به هر توافقي كه قدرتهاي بزرگ با ايران حاصل كنند احترام ميگذارد.
هر چند در كنار اين اظهارات كه نسبت به سخنان مستقيماً جنگ طلبانه گذشته اسرائيليها ژستي ديپلماتيكتر دارد، موضوع «گزينه نظامي روي ميز تلآويو» هم مطرح شده است اما ذكر چند نكته درباره توان بالقوه و بالفعل رژيم صهيونيستي ميتواند به درك درجه تب واقعي اسرائيل درباره مذاكرات و ميزان جديت اين رژيم در عملي كردن تهديدهاي ادعايي كمك كند.
۱- اسرائيليها ميدانند كه ورود به ساعت صفر براي حمله به ايران هستهاي آن هم بدون اجازه و هماهنگي امريكا و كشورهاي
اروپايي- چيزي كه نتانياهو آن را خيانت غرب به اسرائيل و گفتوگوهاي در گوشي با تهران ميخواند- نميتواند از حد رسانهاي و جنگ رواني آن فراتر برود، به ويژه اينكه اسرائيل در چند جبهه از لبنان و فلسطين و سوريه- كه دوره نقاهت پس از تنشهاي اخير داخلي را ميگذراند- در محاصره است و حتي اراده سياسي ائتلافسازي داخلي براي حمله به ايران هم برايش متصور نيست. به اين موضوع بايد گزارشهاي اخير ژنرالهاي اسرائيلي مبني بر ۱۰ برابر شدن قدرت نظامي حزب الله به نسبت جنگ ۳۳ روزه را هم ضميمه كرد.
۲- اسرائيليها ميدانند تاكنون در تاريخ سياسي امريكا سابقه نداشته است كه توسل به گزينه نظامي عليه ساير دولتها در آستانه انتخابات رياستجمهوري ايالات متحده مطرح شده باشد و بالعكس هر چه دولتها به انتخابات در آن كشور نزديكتر ميشدند، آرامش در قضاياي خارجي و توسل به راهكارهاي ديپلماتيك براي ثبت مسالمتآميز موفقيتهاي سياسي بيشتر شده است. وانگهي نگرانيهاي امريكا از امكان جنگ در منطقه در شرايط حاضر كه اهداف راهبردي ايالات متحده و همپيمانان آن در دسترستر از هميشه است (نگاه كنيد به افغانستان، عراق و پايگاههاي امريكا در خليجفارس به ويژه بحرين) بيش از هر دوران ديگري ميتواند بحرانهاي اقتصادي را به سطح بكشاند و به آن دامنهاي نامحدود ببخشد. از اين رو تهديدهاي اسرائيل تنها در چارچوب سياست فشار- مذاكره امريكا قابل تحليل است.
۳- اسرائيليها به خوبي واقفند كه اروپا بيش از هر زمان ديگري از تشتت آرا در خصوص همراهي يا عدم همراهي با نگرانيهاي تلآويو قرار دارد. آثار هرگونه رويارويي با موضوع هستهاي ايران ميتواند هزينههاي سنگيني در ابعاد اقتصادي- سياسي و امنيتي براي اروپاييها به دنبال داشته باشد. مهمترين نگراني اروپا در سايه بحران اقتصادي و تشنج حوزه يورو، افزايش قيمتهاي نفت صادراتي به قاره سبز خاورميانه است و سقوط رؤساي جمهور يونان و فرانسه از اولين علائم اين بحران روبه تشديد بود. اسرائيليها آگاهند كه به اين امر بايد روي كارآمدن روسايي مانند فرانسوا اولاند را افزود كه از مخالفان اعمال گزينه نظامي عليه ايران است و تلاش ميكند براي ترميم هر چه زودتر زخمهاي اقتصاد رياضتي، نيروهايش را به سرعت از افغانستان بيرون بكشد.
۴- اين عبارت مانند هذياني در كابوس صهيونيستها تكرار ميشود كه «اگر بزرگترين و قويترين دولت دوست عربي در منطقه به زودي تبديل به دشمن شود چه؟» به اين نگراني، مجله فارين پاليسي امريكا به خوبي تحت عنوان «بيخوابي در اورشليم» اشاره ميكند و مينويسد كه سياستمداران اسرائيلي درباره نتايج انتخابات رياستجمهوري مصر طيفي از سناريوها را بررسي ميكنند كه بهترين آن «بد» است.
يورام ميتال مدير مركز پژوهشهاي خاورميانه در دانشگاه بن گوريون اسرائيل ميگويد تغيير در روابط مصر و اسرائيل بزرگ و عميق خواهد بود. مصر در آستانه تجديدنظر در سياستهاي امنيتي و خارجي است و سياستمداران اسرائيلي هراس بيسابقهاي از اين موضوع دارند.
فارين پاليسي مي نويسد اسرائيل دلايلي واقعي براي نگراني دارد. از بين پنج كانديداي برتر انتخابات رياستجمهوري مصر چهار نفر خواهان تجديدنظر در توافق صلح با اسرائيل شدهاند. محمد مرسي نامزد اخواني گفت: اين توافقنامه مرده و به خاك سپرده شده است و بايد براي خاكسپاري آن رفراندوم برگزار كرد. مرسي به روحانيون مصري گفته است اين بار خلافت اسلامي را بايد در اسرائيل برپا كنيم! عبدالمنعم ابولفتوح هم دائماً از اسرائيل با عبارت «رژيم صهيونيستي»نام مي برد و حمدين صباحي ميگويد كه در سايه حكومتش «ديگر مصر پدر معنوي اسرائيل در منطقه نخواهد بود» عمر و موسي هم كه تاكنون دست كم در كلام با اسرائيل چالشهايي داشته، ناچار خواهد بود – در صورت انتخاب- حداقلي از مطالبات اسرائيل ستيزانه مصريها را برآورده كند حتي احمد شفيق با وجود ارادت عملي خود به اسرائيل، تلاش ميكند از برگه مخالفت با اين رژيم به نفع خود استفاده كند و «ساقط كردن دو هواپيماي اسرائيلي در سال ۱۹۶۰» را به عنوان افتخاري براي خود محفوظ ميداند.
اسرائيليها اين را هم خوب ميدانند كه «سينا» خط مقدم جبهه مصر جديد اسلامگرايان در تقابل با سياستهاي متجاوزانه اين رژيم خواهد بود. آنها واقفند كه حركت مصر به سوي اسلامگرايي در قرائت اسرائيلي آن به معناي حركت اسرائيل به سوي تغيير نظريههاي امنيتي و التهابهاي جديد در پيرامون خواهد بود. زخمهايي كهنه كه در صورت هرگونه اشتباه راهبردي از سوي تلآويو ميتواند سر باز كند.