
مؤسسه تحقيقاتي رند امريكا در مقالهاي كه به قلم چهار نفر از اعضاي برجسته اين مؤسسه (جيمز دوبين كارشناس امور سياست دفاعي و امنيت بينالمللي، داليا دايسا كاي پژوهشگر و متخصص ارشد مسائل سياسي، عليرضا نادر تحليلگر مسائل بينالملل با تمركز بر مسائل داخلي و سياست خارجي ايران و فردريك وراي، تحليلگر ارشد مسائل سياسي با تمركز بر حوزه خليج فارس) نوشته شده، آورده است كه امريكا و اسرائيل براي به نتيجه رسيدن با جمهوري اسلامي ايران درخصوص فعاليتهاي هستهاي و همچنين مسائل سياسي منطقهاي بهتر است كه نظاميگري را كنار گذاشته و به راه ديگري بينديشند.
اين مسئله حتي باعث ميشود كه امنيت اسرائيل نيز بيشتر تأمين شود. در اين مقاله آمده است كه اگر امريكا يا اسرائيل به هر شكلي به ايران حمله كنند، با دست خود زمينهاي را مهيا ميكنند كه تهران بيش از گذشته فعاليتهاي هستهاي را گسترش داده و زمينههاي هستهاي را تقويت كند. مسئله مهم اين است كه در حال حاضر همسايگان ايران از اين مسئله نگران نيستند كه ايران به آنها حمله كند بلكه آنها بيشتر ترس از نوع نفوذ جمهوري اسلامي در ميان ملتهاي خود دارند.
نويسندگان تأكيد كردهاند با توجه به اينكه جمعيت شيعه در كشورهايي همچون لبنان، عراق، عربستان سعودي و ديگر كشورهاي خليج فارس زياد است، تهران از اين قابليت برخوردار است كه در حوزه اجتماعي اين كشورها نفوذ داشته باشد. فلسطين نيز از ديگر كشورهاي منطقه است كه جمهوري اسلامي ميتواند ائتلافي ضدامريكايي و ضدصهيونيستي از مجموع آنها ايجاد كند. اين واقعيتي است كه اسرائيل نگران حمله و اقدام نظامي مستقيم ايران عليه خودش نيست بلكه بيش از آنكه به اين مسئله بينديشد، بيشتر نگران اقدامات حماس در فلسطين و حزبالله در لبنان است.
مجموع اين مسائل باعث شده تا نتوان به راحتي به حمله عليه ايران فكر كرد اما يك راه وجود دارد كه ميتوان از طريق آن روي جمهوري اسلامي تأثير گذاشت. اقدام همزمان در دو زمينه ديپلماسي و تحريم اقتصادي بسيار بهتر از حمله نظامي است بنابراين در برابر ايران از يكسو بايد ديپلماسي را تقويت كرد و از سوي ديگر فشار اقتصادي را زياد كرد. اين در حالي است كه اقدام نظامي باعث همبستگي داخلي، تقويت نفوذ منطقهاي و استفاده از پتانسيلهاي خاورميانهاي تهران ميشود.