
حميدرضا افتخاري: توجه كنيد فقط دو ماه تا آغاز المپيك لندن باقي مانده است و دو فدراسيون المپيكي ايران كه حداقل يكي از آنها داراي عملكرد درخشاني در طول فعاليتش بوده است بدون رئيس ميشوند و دو سرپرست براي هدايت فدراسيونهاي قايقراني و دوچرخه سواري انتخاب ميشوند.
تازه خبرهاي پشت پرده حاكي از آن است كه سه فدراسيون ديگر هم همين روزها بدون رئيس ميشوند كه يكي از آنها جزو فدراسيونهاي مدالآور در المپيك قبلي بوده است. اين نوع نگاه به ورزش ناشي از چه تفكري است؟ آيا جز اين است كه بايد از تفكرات بخشي و محدود نشأت گرفته باشد. با كدام استدلال و با كدام منطق رئيس فدراسيوني كه عملكردش هر روز منحني رشد را طي كرده است بركنار ميكنيم و كسي را به جاي او مينشانيم كه از آن رشته و حتي مديريت در آن هيچ سررشتهاي ندارد.
وزارت ورزش و جوانان بايد پاسخگوي اين عملكرد سؤال برانگيز خود باشد در حالي كه طي دو روز گذشته تمام مسئولان وزارت ورزش راه پاسخگويي را بسته بودند و تمام تلاشها براي ارتباط با اين آقايان به درهاي بسته منتهي ميشد.
مديريت ورزش در تمام دنيا داراي الگويي واحد است و پيروي از اين الگو كه ثبات و توسعه پايدار را سرلوحه قرار داده است موفقيت را در پي خواهد داشت. اين در حالي است كه وزارت ورزش و جوانان ما دنبال تصويب طرحي است كه بازنشستگان در ورزش نباشند و از سوي ديگر يك رئيس بيش از دو سال اجازه رياست بر فدراسيوني را نداشته باشد.
قبول كه در برخي جاها رياست مدت دار بر فدراسيونها باعث ركود شده است اما بايد قبول كرد كه اين مشكل از جايي ديگر است و بدنه مديريتي آن رشته اجازه ركود را داده است. در واقع هر رئيس ديگري هم كه بيايد همان راه را پيش ميگيرد. وزارت ورزش و جوانان به جاي اينكه راههاي ارائه مشورت را باز كند و رئيس را مجري طرحهاي كارشناسي بدنه كند به دنبال محدود كردن است تا شايد يك نفر پيدا شود و بر اساس بلوغ فكري و توان ذاتي خود راه چارهاي براي زماني محدود پيدا كند و عجيب اينكه در اين مورد خاص هم وقتي رئيسي با اين خصوصيات پيدا ميشود مانع از حركت او ميشوند و تنها به دلايل و سلايق شخصي او را بر كنار ميكنند. هنوز از خاطر نبردهايم در حالي كه واليبال ايران سرمست از آقايي در واليبال آسيا بود در راهروهاي وزارت ورزش دنبال جانشين براي رئيسش بودند.
به راستي راهي كه ميرويم در ورزش به تركستان كه چه عرض كنم به خراب آبادي ختم ميشود كه جز نابودي به همراه ندارد. عجيب به نظر ميرسد كه وزارت ورزش با آن همه يد بيضا و آن سازمان عريض و طويل چطور متوجه نشده است كه اين حركت در آستانه المپيك تنش زا است و ورزش را دچار مشكل ميكند. هنوز كشتي از شوك تغيير مديريت بيرون نيامده است آن وقت رئيس فدراسيوني را كه براي اولين بار پنج سهميه المپيك دارد ميفرستيم خانه، آن هم بدون دليل كاش ميگفتند دليل بركناري اين روسا چيست و كاش در گفت و گوهاي خصوصي وقتي درباره تغييرات در راه از آنها پرسيده ميشد خنده معني دار تحويل نميدادند.
ورزش ايران هنوز طعم روحيه دادنهاي رئيسجمهور را زير دندان داشت كه با حركت نابخردانه وزرات ورزش كامش تلخ شد. اميد كه اين تغييرات كمترين اثر سوء را در نتايج المپيكي ايران داشته باشد.