
علي طالبزاده: براساس اطلاعات رسيده برخي از كارمندان بانكها به ويژه دولتي و نيمهدولتي براي اينكه بتوانند درآمد و حقوق خود را افزايش دهند به دنبال راههاي پيشرفت هستند. اين كارمندان عزيز بانكي راه پيشرفت را در سپردههاي مردم در بانك خود يافتهاند.
روش كار چگونه است؟
كارمند بانك با بررسي حسابهاي چاق و تقريباً راكد كه سپردهگذار تنها اقدام به سپردهگذاري به اميد دريافت سود بانكي كرده است، به صاحب حساب پيشنهاد خود را مطرح ميكند. پيشنهاد چيست؟ كارمند مذكور به صاحب حساب ميگويد شما پولت را به من قرض بده با سود ۳۰ درصد و وقتي خواستي اين پول را برداشت كني دو هفته زودتر اطلاع بده تا به حسابت واريز كنم.
كارمند بانك خوب ميداند كه سود ۳۰ درصدي وسوسهانگيز است و براي اينكه صاحب حساب را راضي كند نوشتهاي ميان خود و مشتري رد و بدل ميكند و با اين جمله كه من كارمند رسمي بانك هستم و بسيار ميتوانم در بانك كمكت كنم صاحب سپرده سنگين را راضي ميكند.
مهراني يكي از افرادي كه پول درشتي در بانك نيمه دولتي دارد، ميگويد: چند وقت پيش كارمند بانك با پيشنهاد سود بالاتر از نرخ سود رايج بانكي به من پيشنهاد داد كه پولم را در اختيارش بگذارم و وقتي خواستم پولم را بگيرم يك ماه زودتر به وي اطلاع دهم.
اما كارمند با اين پول چه ميكند؟
كارمند بانك پس از برداشت از حساب فرد طرف مقابل اين پول را در بازار سكه، دلار يا مسكن سرمايهگذاري ميكند و بدون اينكه سرمايه اوليهاي داشته باشد، اقدام به كسب و كار و دلالي ميكند. با اين روش كارمند به سود بالايي دست مييابد و پرداخت سود ۳۰ درصدي به صاحب حساب مشكلي ايجاد نخواهد كرد. كارمند بانك كافي است در زمانهايي كه قيمت سكه يا دلار پايين ميآيد در اين دو بازار سرمايهگذاري كند و تنها پس از يك يا دو ماه آنها را بفروشد. شما تصور كنيد با مثلاً ۴۰۰ ميليون تومان چقدر سود نصيب فرد ميشود. در بازار مسكن نيز سود خوبي خوابيده و كارمند با همكاري دوستان يا آشنايان اقدام به ساخت و ساز يا خريد و فروش ساختمان ميكند كه تقريبا صد درصد سود نصيبش خواهد شد.
بانك چه بلايي سرش ميآيد؟
در شرايط فعلي كه هر روز بر تعداد بانكها و مؤسسات مالي مجاز و غيرمجاز افزوده ميشود و هر لحظه ورود پول به بانكها سخت و سختتر ميشود، خروج پول و سپردهها آن هم توسط كارمندان خود بانكها معضل جدي به شمار ميآيد. بانك در اين شرايط با خروج سپردههاي درشت و سنگين مواجه خواهد شد و بازار دلالي و ساخت و ساز دچار سوداگري خواهد شد.
از طرفي فعاليت اصلي كارمند بانك تحتالشعاع كار و فعاليت بيروني قرار ميگيرد و بانك از دو طرف دچار زيان خواهد شد، از يك سو سرمايهها از بانك خارج ميشود و از طرفي فعاليت كارمند ديگر به مانند روال سابق نخواهد بود.
متأسفانه در شرايط كنوني شايد مقررات كافي براي برخورد با اين حركت نباشد چراكه صاحب حساب با رضايت خود پول را به كارمند بانك ميسپارد و خود ريسك كار را قبول خواهد كرد اما صاحبان حساب بايد توجه داشته باشند كه در اين شرايط هر لحظه امكان كلاهبرداري يا ضرر و زيان وجود دارد.