
محمدصادق دهنادي: چند روزي است كه در مجامع فرهنگي، هنري و فقهي، بحث اهانتهاي عدهاي از بيهنران و وابستگان به بيگانه در جسارت و اهانت به ساحت مقدس و مكرم حضرت امام علي النقي الهادي روحي فداه مطرح شده و جامعه با حساسيت خاصي ابعاد اين رفتار نابخردانه را در دنياي هنر و رسانه دنبال ميكند.
دو نفر از مراجع مسلم تقليد نسبت به اين فاجعه دردناك ابراز نگراني فرموده و در بيان كلي خود رفتار كسي كه چنين حركت زشت و ناجوانمردانهاي را انجام داده باشد را از مصاديق صب الائمه و ارتداد دانستهاند؛ عمل زشتي كه در آن به اعتقادات بيش از ۲۰۰ ميليون نفر از شيعيان جهان اهانت شده و ناجوانمردانه از اين بابت كه اين بار نوك پيكان تهاجم فرهنگي دشمنان ما به سمت امامي است كه نه تنها از سوي دشمنان، بلكه از جانب دوستان نيز غريب مانده است.
حلقههاي پيدا و پنهان يك سناريو
در چند ساله اخير اهانتهاي دشمنان به مقدسات ديني، جلوههاي هنري و رسانهاي به خود گرفته و قبل از همه وجود نازنين پيامبر رحمت (ص) توسط كاريكاتوريستهاي اروپايي و امريكايي مورد حمله قرار گرفت. در كنار پروژه وهابيت براي از بين بردن مزار امام هادي روحي فداه طي دو بمبگذاري بزرگ در شهر تاريخي سامرا يك رشته حملات فكري و تبليغاتي عليه معارف اين امام همام جريان دارد كه شايد بتواند در كنار تخريب گنبد و بارگاه و همچنين تحريك سخيفترين و كم عقلترين اوباش دنياي فرهنگ و هنر به جسارت به ايشان تداعي كننده يك موضوع پيچيدهتر باشد.
سالها پيش براي اولين بار، پدرخوانده روشنفكري
غرب پرست ايران يعني كسي كه خود را عبدالكريم سروش مينامد، زيارت جامعه كبيره كه بر اساس اسناد روشن، يادگار ماندگار حضرت امام علي النقي عليه آلاف التحيه و الثنا است را به عنوان مانيفست شيعه افراطي و شيعه غالي خوانده و از مفاهيمي كه در زيارت جامعه كبيره به عنوان مشخصات ائمه اطهار و نقشي كه براي ائمه در ساحت خلقت و در پيشگاه پروردگار ترسيم كرده بود، به شدت انتقاد كرد.
بدون آنكه بخواهيم سروش و دار و دسته فكرياش را به اتفاقات اخير و حتي بمبگذاريهاي وهابيت عليه مقام شامخ امام دهم مرتبط نماييم، ميتوان از اين بيان سروش دليل ضديت و حساسيت استعمار و استبداد را در مقابل يك امام معصوم به لحاظ تئوريك فهميد و درك كرد كه هجمه به يك امام معصوم در ميان ساير ائمه از سوي همه دشمنان و همچنين دوستان جاهل و نادان به هيچ وجه اتفاقي نيست و برعكس بر اساس شناختي است كه دشمنان از دين و معارف ما و همچنين از نمادهاي ديني ما دارند و ميدانند كه از بين رفتن وجهه يك امام، در جامعه ديني به چه معني است، بنابر اين اهانت اخير خوانندهاي نادان به امام هادي (ع) را نبايد به سادگي و بلاهت به يك اشتباه فردي وشخصي نسبت داد، بلكه بايدبا جسارت و تيزبيني از خود پرسيد كه چرا امام هادي؟چه ظريفهاي در معارف و آموزههاي اين امام وجود دارد كه بايد اين امام پيش از همه ائمه مورد تاخت و تاز ناجوانمردانه قرار گيرد.
سال هاست كه در باره امام هادي (ع)، اين پروژه در قالبهاي نقد و شبهه و مسخره و دلقك بازي دنبال ميشود تا جايي كه مردم حتي حاضر نشوند نام زيباي نقي را بر فرزندان خود بگذارند و روش ناجوانمردانه و بسيار مشكوك جوكسازي هم پيش از اين در اين مقوله فعال شده تا به صورت فرهنگي معرفت حضرت هادي (ع) از ديد نسل جديد خداي ناخواسته غير جدي و غير قابل بررسي شناخته شود. بنابر اين اهانت خواننده سخيف كنوني كه به ارتداد و خذلان وي در دنيا و آخرت منجر شده است، نه پرده اول، بلكه يكي از پرده هايي است كه مانند بمبگذاري حرم آن بزرگوار و فرزند نازنينش در پي مبارزه تمام قد با انديشه گرانسنگ امام هادي (ع) است.
كارنامه ما در دفاع از معتقدات اسلامي
اگر بخواهيم به انصاف و دقيق درباره نقش خودمان در مقابل اين هجمه پيچيده و تبهكارانه سخن بگوييم بيشك ميتوانيم خودمان را به دو دسته غافلان و بيتفاوتها تقسيم بندي كنيم.
دسته اول مربوط به كساني است كه در جهل مركب بدون آنكه ابعاد اين حركت پيچيده را درك كنند در صدد تشديد چنين فضايي برآمده ايم و دسته دوم نيز همه افرادي هستند كه در اين فضا به خواب خرگوشي و كبك وار خود همچنان ادامه ميدهند.
فضاي طعن و مسخره در حوزه نام مقدس امام نهم و دهم، بيشك ريشهاي بيست و چند ساله درتلويزيون و صحنههاي تئاتر دارد. هنوز هم نسل من از كودكي خودش، كاملاً به ياد دارد كه نام تقي در سالهاي دهه ۶۰ و ابتداي دهه ۷۰ براي چه سريالها و به تصوير كشيدن كدام كاراكترهاي شخصيتي به كار گرفته شده بود و به خاطر همين كج سليقگي به جاي اينكه جامعه تصوير ذهنياش از نام تقي، مشاهيري چون ميرزا تقي خان اميركبير، علامه محمد تقي جعفري و آيت الله محمد تقي بهجت فومني رضوان الله عليهم باشد، اذهان جامعه تصوير ذهني نامطلوبي را از كلمه تقي به خود گرفت.
در مورد كلمه نقي هم وضعيت بهتر از اين نبود. در يك تحليل محتوا در فيلم، سريال و نمايش كشور، به خوبي ميتوان نشان داد كه بهرهگيري از اسم نقي در مديوم تلويزيون و ساير اشكال هنري جامعه ما هم دقيقاً در راستاي همان حركت سخيف بيگانگان در مورد سبك كردن نامهاي مقدس حضرت هادي روحي فداه بوده و اكثر روستاييان، پيشه وران و افراد كم سواد و عامي به اين نام مقدس اسم گذاري شدهاند.
شايد اوج اين حركت نامطلوب و غفلت فاجعه بار را بتوان در سريال نوروزي پايتخت شبكه اول صدا و سيماي جمهوري اسلامي سراغ گرفت كه در آن كاراكتر طنز قصه يعني پنجعلي براي صدا كردن فرزند خود به مضحكترين وضعيت ممكن نام مقدس «نقي» را صدا ميزد و اين نوع صدا زدن «نقي» تا مدتها ورد زبان كودكان و نوجوانان و مردم كوچه و بازار بود.
بيانيهپراكني را متوقف كنيد
در سنگر مقابل، اما حركت و رفتار ما براي پاسداشت ائمه اطهار (ع) در وادي هنر چگونه بوده است؟ چيزي جز بيانيههاي تكراري و عمدتاً بيفايده يا محصولات سفارشي مركز موسيقي سيما براي بزرگداشت شهادت يا ولادت ائمه؟
در همين مدت كه حداقل در حوزه سايبري چند جوان باغيرت، با تعصبي خودجوش پيگير احياي معارف ديني امام نقي (ع) شدند و هفته آخر فروردين امسال را تبديل به دهه بزرگداشت حضرت امام علي النقي روحي فداه نمودند، چه كسي يك حركت سازنده و يك محصول ماندگار درباره حضرتشان توليد كرد. پرونده صدا و سيما كه در اين گونه مقولات اگر نگوييم سياه و شرم آور، بايد سفيد و بيحاصل شناخته شود. در كشوري كه حتي در زمان تعطيلات نوروزياش اگر لازم باشد، ركورد گينس را در اجراي برنامههاي بيمحتوا، چاپ كتاب يا حركات مختلف ميشكنند، سه ماه است براي مظلوميت زدايي از يك امام مظلوم، چه كار مهمي انجام شده است؟
چند نقاشي، چند اثر موسيقايي، چند داستان و داستانك، چند پيامك؟
اگر به خوبي به برخي از مسائل دقت شود، به وضوح اين رخوت و بعضا غفلت و بيبند و باري دينيمان را ميتوان از لابهلاي فرهنگ و هنر منفعت گراي ما ديد و بنابر همين ميتوان به خوبي حدس زد كه دشمن چگونه و در چه شرايطي به تحركات نامربوط خود در اين حوزه دل بسته است؟