
مهدي زنجانچيان: گاهي يك فرهنگ رفتاري يا پنداري برخاسته از آداب و سنن اجتماعي است. در برخي از زمان ها، يك قانون بشر ساخته اقتضاي يك رفتار عمومي را مينمايد و در پارهاي از زمان ها، اقتضاي سواد و تحصيلات عمومي نوعي فرهيختگي است.
از دير باز در سرزمين ايران، يكي از مهمترين مباني فرهنگي در كشور ما، دين و آموزههاي معرفتي ديني بوده است. در ميان آموزههاي ديني برخي بيشتر و بعضي كمتر مورد توجه بودهاند و اتفاقاً فاصله ما تا جامعه اسلامي دقيقاً همين فاصلهاي است كه جامعه ما با برخي از ابعاد كمتر شناخته شده اسلامي دارد.
بي ترديد از اين شاخصهاي فرهنگي فراموش شده يا حداقل كمتر ديده شده اسلام در فرهنگ ما، بحث مدارا و انتقاد پذير است.
در قرآن كريم يكي از خصوصيات اصلي و امتيازات پيامبر اكرم (ص) كه باعث نائل شدن پيامبر شده، آن است كه رسول اعظم اسلام(ص) شخصيتي است كه تاب انتقادات و حتي بيانصافيها را دارد و بسيار دلسوزانه و نرم به برخورد با مردم ميپردازد.
در احاديث نيز به طور واضحتر از انتقاد پذيري و مدارا ياد شده و اهميت آن در كنار عباداتي مانند نماز ( كه ستون دين است) قرار داده شده است.
در روايت معتبر از رسول خدا(ص) ذكر شده كه فرمودند: خداي من به مداراي مردمان امرم كرد، همانطوري كه به نماز امر نموده بود.
از طرف ديگر، انتقاد پذيري در ادبيات اسلامي به عنوان يكي از شرايط عقل و خرد بر شمرده ميشود، چنانكه روايت شده: لاتعاتب الجاهل فيمقتك، و عاتب العاقل يحببك «از نادان انتقاد مكن كه با تو دشمن ميشود و از عاقل انتقاد كن تا تو را دوست بدارد.»
در هفتههاي اخير چه از جانب ارگانها و نهادها و چه طرف افراد و اشخاص اين عدم مدارا و عدم انتقادپذيري دردسر ساز شده است، از جمله حكم محكوميت كاريكاتوريستي كه به خاطر كشيدن كارتوني از يك نماينده مجلس شوراي اسلامي به شلاق محكوم شد و اتفاقاً چنين اتفاقي دستمايه سوء استفاده رسانههاي بيگانه گرديد، حال آنكه بعد از فشار افكار عمومي و همچنين جرايد، نماينده مزبور مجبور به پس گرفتن شكايت خود شد. از ديگر اتفاقات مرتبط به موضوع انتقاد پذير نبودن ما، ميتوان به جريان تعليق و تحولات برنامه هفت تلويزيون و تعطيلي مكرر برنامه هايي چون پارك ملت، مثلث شيشه اي، ديروز، امروز، فردا و. . . در صدا و سيما اشاره كرد كه همه به خاطر يك بخشي كلاً تعطيل گرديد.
يادمان هست كه در مسخرهترين نوع واكنش ها، در زمان پخش سريال «مرد هزار چهره» در نوروز چند سال قبل، حتي اداره ثبت احوال يكي از استانهاي كشور ضمن صدور اعلاميه از اينكه كاراكتر اين سريال به عنوان يك كارمند ثبت احوال معرفي شده، انتقاد كرده بود.
در جريان فيلم شوكران نيز انجمن پرستاران و در بسياري از سريالهاي ديگر، ادارات و صنوف و. . . به كارهاي نامعقول مشابه دست زده بودند كه همه اينها به خاطر عدم انتقاد پذيري از سطح فردي و اجتماعي است.
واقعيت اين است كه جامعه ما دچار بيماري بسيار مهلك و خطرناك خود بيعيب پنداري است و به همين دليل مداراي اخلاقي در چنين وضعيتي بسيار پايين است و جامعه سرشار از سوء تفاهم هايي است كه ميتواند هر لحظه، همه چيز را آبستن يك فاجعه فرهنگي و اجتماعي نگه دارد.
در اين ميان نقش رسانه ها، براي زشت نشان دادن بيمدارايي و كم تحملي براي فراگير كردن فرهنگ مدارا از سايرين حساستر است و مدارا نداشتن از نشانههاي فرهيختگي هر جامعه يعني فرهيختگان و ارباب رسانههاي جمعي از ديگران زشتتر و كريهتر است.