کد خبر: 468364
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۶:۲۰
«جوان» گزارش مي‌دهد؛

فرهاد همتي: پيمان همكاري‌هاي راهبردي امريكا و افغانستان كه مذاكرات آن ‌از حدود يك‌سال پيش آغاز شده بود سرانجام ۱۲ ارديبهشت با سفر شبانه و مخفيانه باراك اوباما به افغانستان به امضاي دو طرف رسيد. 

محتواي توافقنامه استراتژيك امريكا و افغانستان
درباره اين توافقنامه كه در چند روز گذشته با اظهار نظر‌هاي متفاوتي از سوي مردم و صاحبنظران سياسي افغانستان روبه‌رو شده است نكات تأمل‌برانگيز فراواني وجود دارد كه در اين نوشته به چند مورد آن اشاره مي‌شود: 

۱- نام كامل اين پيمان تحت عنوان «موافقتنامه همكاري‌هاي درازمدت استراتژيك بين افغانستان و ايالات متحده امريكا» است كه در ۹ صفحه، هشت بخش و۳۲ بند تدوين شده است. براساس روند قانونگذاري و اجرا، سند پيمان راهبردي پس از امضاي رئيس‌جمهوري افغانستان، به مجلس نمايندگان و مجلس سناي اين كشور مي‌رود و در صورت تأييد، از سوي رئيس‌جمهور حامد كرزاي به مرحله اجرا درمي‌آيد. همچنين در ديگر سو در امريكا، پس از امضاي باراك اوباما، رئيس‌جمهور امريكا به سناي آن كشور فرستاده مي‌شود و پس از تأييد در سنا و تبادل اسناد نافذ مي‌شود. پيمان راهبردي از سال ۲۰۱۴ تا سال ۲۰۲۴ (۱۳۹۳- ۱۴۰۳) قابل اعتبار است. 

۲- اگرچه برخي از تحليلگران غربي در چند روز گذشته تلاش كردند اين توافقنامه را تا حدودي به اصطلاح برد –برد براي دوكشور ارزيابي نمايند اما به اعتقاد تحليلگران افغاني و كارشناسان سياسي نوع نگارش محتواي اين توافقنامه مبهم است و طرف مقابل مي‌تواند با توجه به اين ويژگي توافقنامه، عملكرد خود را تفسير به رأي نمايد و از آنجا كه دولت افغانستان با توجه به شرايط خاص خود ضعيف‌تر از دولت امريكاست، طبيعتاً در تفسير و پيگيري مفاد اين توافقنامه از قدرت برتري برخوردار نخواهد بود و به همين دليل هم است كه مبهم بودن محتواي اين توافق در آينده به ضرر مردم افغانستان رقم خواهد خورد و اين موضوعي است كه در واكنش‌هاي احزاب و گروه‌هاي سياسي در چند روز گذشته به وضوح ديده مي‌شود. 

۳- اگرچه در فصل اول اين توافقنامه به برابري و حقوق مشترك دوكشور امريكا و افغانستان تأكيد شده است اما در ديگر بخش‌ها، اين حق كنسولي يا كاپيتولاسيون براي اتباع امريكايي در نظر گرفته شده است. به بيان ديگر همه افراد امريكايي كه به بهانه‌هاي مختلف بعد از امضاي اين توافقنامه در افغانستان حضور يابند و مرتكب جرمي در در افغانستان بشوند، سيستم قضايي افغانستان با توجه به اين بند توافقنامه حق بررسي اين پرونده را نخواهند داشت. 

۴- آبان ماه سال گذشته حامد كرزاي با دعوت از ريش سفيدان افغانستان به لويي جرگه عنعنوي، موضوع اين قرارداد را در اين نشست مورد بحث و بررسي قرار داد. اگرچه شكل‌گيري اين نشست آن زمان به لحاظ حقوقي از سوي احزاب و گروه‌ها به خاطر مغايرت آ ن با قانون اساسي مورد انتقاد جدي آنها قرار گرفت اما همين افراد گزينش شده از سوي رئيس‌جمهور افغانستان در پايان نشست خود با صدور بيانيه‌اي بيش از ۷۰ مورد پيش شرط – خط قرمز- براي امضاي توافقنامه استراتژيك امريكا و افغانستان تعيين كردند كه دولت در تدوين اين قرارداد بايد آنها را مدنظر خود داشته باشد. اگر با نگاه خوشبينانه به اجراي اين مفاد نظري بيفكنيم فقط دو مورد از اين پيش‌شرط‌هاي مطالبه شده ازسوي لويي جرگه عنعنوي از سوي دولت اعمال و بقيه به فراموشي سپرده شده است و از اين زاويه، امضاي اين قرارداد ازسوي حامد كرزاي تأمل‌برانگيز به نظر مي‌رسد. 

۵- در كنار اين موارد، از يكسو رمضان سال گذشته ۶۰۰ نفر از علماي اين كشور مخالفت خود را باامضاي اين قرارداد اعلام كرده بودند و از سوي ديگر طبق ماده سوم قانون اساسي افغانستان، هيچ قانوني نمي‌تواند مخالف احكام اسلامي تدوين شود. در چنين شرايطي امضاي اين قرارداد هم خلاف قانون اساسي و هم مخالف احكام اسلامي به نظر مي‌رسد موضوعي كه احزاب و گروه‌هاي افغانستان نيز در واكنش‌هاي خود به آن اشاره كردند. 

۶- نكته ديگري كه مي‌توان به اين مجموعه اضافه كرد در اين توافقنامه نامي از گروه طالبان برده نشده است. در توافقنامه يادشده تلاش شده است موفقيت در مبارزه با القاعده را در مقايسه با طالبان به صورت برجسته‌اي ذكر نمايند. تحليلگران در اتخاذ چنين روشي از سوي امريكا به دو نكته اشاره مي‌كنند: 

نكته اول اينكه، اين توافقنامه در سالگرد مرگ بن لادن امضا شده و به همين خاطر دولتمردان امريكا تلاش كردن از اين موضوع بهره‌برداري سياسي نمايند و به اين وسيله كارنامه‌اي موفق از خود نشان دهند. 

نكته دوم اينكه مقامات امريكا به اين دليل نامي از طالبان در توافقنامه افغانستان و امريكا نبردند كه اولاً در ۱۱ سال گذشته نتوانستند اين گروه را در افغانستان شكست بدهند تا آنجا كه روساي كميته اطلاعات سنا و كنگره امريكا، در سفري كه هفته گذشته به كابل داشتند، به اين موضوع اذعان كردند كه به رغم افزايش ۳۳ هزار نفري نيروهاي امريكايي در افغانستان، طالبان نسبت به سال‌هاي گذشته قوي‌تر شده است. 

دوم اينكه دولت امريكا با توجه به شرايط اين كشور در افغانستان از سال گذشته مجموعه گفت‌وگو‌هايي را به صورت مخفي و آشكار با طالبان آغاز كرده است و به همين دليل در توافقنامه استراتژيك افغانستان و امريكا نامي از طالبان نبرده تا بتواند به گفت‌وگو‌هاي خود با اين گروه ادامه دهد. اين نكته از اين نظر حائز اهميت است كه امريكا و ناتو طبق تصميمات نشست ناتو در ليسبون پرتغال تا ۲۰۱۴ نيروهاي خود را از افغانستان خارج خواهند كرد و به اصطلاح موفقيت ناتو و امريكا در افغانستان با مذاكرات اين كشورها با گروه طالبان گره خورده است، مذاكراتي كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري امريكا با جديت بيشتري از سوي كاخ سفيد دنبال مي‌شود. 

۷- براساس بند يك از بخش هشتم اين توافقنامه، دولت افغانستان حق فسخ يك‌جانبه قرارداد را تحت هيچ شرايطي ندارد و اگر دولت افغانستان قصد تغيير بخشي يا لغو كامل اين قرارداد را داشته باشد اين درخواست در شرايطي قابل اجراست كه دولت امريكا نيز خواسته كابل را بپذيرد در چنين صورتي، اين توافقنامه تا يك‌سال پس از آن معتبر خواهد بود. 

مخالفان توافقنامه استراتژيك افغانستان و امريكا
اگرچه در يك‌سالي كه موضوع امضاي توافقنامه امريكا و افغانستان به صورت آشكارتري در افغانستان مطرح شد، مخالفان آن به معايب و محاسن پيش‌نويس آن اشاره كردند اما اين انتقادها بعد از امضاي اين توافقنامه جدي‌تر شده است. به طور كلي مخالفان امضاي اين توافقنامه را مي‌توان به ‌دو دسته مخالفان داخلي و خارجي تقسيم‌بندي كرد. 

۱- مخالفان داخلي:
الف) ائتلاف ملي افغانستان و جبهه ملي افغانستان:
ائتلاف ملي افغانستان و جبهه ملي افغانستان كه به عنوان بزرگ‌ترين ائتلاف ضد دولت در افغانستان از آن ياد مي‌شود، بسياري از احزاب و گروه‌هاي مخالف دولت را در خود جاي داده است. اين ائتلاف‌ها در چند روز گذشته با نشست‌هاي متعدد و صدور بيانيه‌هاي رسمي اين توافقنامه را خلاف منافع ملي افغانستان و به نوعي استعماري ارزيابي كرده‌اند. نكته قابل ذكر در رويكرد بزرگ‌ترين اپوزيسيون افغانستان اينكه توافقنامه استراتژيكي امريكا و افغانستان را در رديف معاهده گندومك يعقوب خان و انگليس و معاهده ديوراند عبدالرحمان خان با انگليس قرار دادند موضوعي كه مردم افغانستان آنها را هنوز از ياد نبرده‌اند و نسبت به ذهنيت منفي دارند. 

ب)گروه طالبان:
گروه طالبان را نيز مي‌توان از مخالفان اين توافقنامه نام برد. اگرچه اين گروه در چند ماه گذشته بساط گفت‌وگو با امريكا را با شرط و شروط‌هايي پهن كرده است اما اين گروه در اولين واكنش مخالفت خودرا با امضاي توافقنامه استراتژيك امريكا و افغانستان اعلام كرد و به اين نكته تأكيد كرد كه اين توافقنامه ارزش حقوقي ندارد وصرفاً خوراكي است براي رسانه‌هاي غربي تا از اين سوژه تبليغاتي براي انتخابات رياست جمهوري امريكا استفاده نمايند و در نهايت بر اين نكته پاي فشردند كه اين توافقنامه بعد از كرزاي، سرنوشت معاهده كمونيست‌ها (افغان) با اتحاد شوروي را پيدا خواهد كرد. 

۲- مخالفان خارجي: 
الف)كشورهاي همسايه

صرف نظر از مخالفت احزاب وگروه‌هاي داخلي افغانستان، كشور‌هاي همسايه اين كشور نيز مخالفت خود رابا امضاي اين توافقنامه به انحاي مختلف نشان دادند. كشورهاي پاكستان، ايران و هند هركدام به دلايل خاص خودشان امضاي اين توافقنامه را از يك طرف خلاف منافع ملي خود واز طرف ديگر آن را در جهت بي‌ثباتي منطقه ارزيابي مي‌كنند. 

آنچه وجه مشترك نظر همسايگان افغانستان در قبال اين توافقنامه است اين نكته است كه حضور دائمي و تردد نيروهاي امريكايي در پهنه جغرافياي افغانستان مي‌تواند ناامني در مرزها با همسايگان را گسترش دهد. چراكه ماهيت خود حضور مي‌تواند باعث افزايش رويكردهاي تهاجمي در مناطقي از افغانستان گردد كه هنوز بحران‌زا هستند. 

ب)روسيه وچين:
امضاي يك پيمان راهبردي بلندمدت از سوي امريكا و افغانستان وراي تأثيرات داخلي و منطقه‌اي مي‌تواند تأثيرات بين‌المللي گسترده همراه با طيفي از ملاحظات امنيتي رابه همراه داشته باشد چراكه با اجراي اين پيمان، دسترسي به فضاي افغانستان منحصراً در اختيار امريكا قرار گرفته و اين كشور تبديل به يك قدرت نظامي در افغانستان خواهد شد و چنين حضوري مي‌تواند به طور طبيعي روسيه و چين را هم در عرصه رقابت‌هاي امنيتي وارد سازد. به همين دليل با وجود روابط گسترده‌اي كه برخي كشورهاي منطقه با امريكا دارند، اما اين كشورها نيز با حضور بلندمدت امريكا و به ويژه ايجاد پايگاه نظامي دائمي در خاك افغانستان مخالف هستند. با توجه به شرايط جديد جهاني روسيه، چين و به نوعي هند حاضر به پذيرش نقش رهبري امريكا به عنوان يك عنصر ژئوپليتيكي فرامنطقه‌اي را نمي‌پذيرند و بي‌دليل نيست كه خبرگزاري شينهوا با وجود حضور امريكا در افغانستان، از ابهام در آينده اين كشور سخن مي‌راند.
 
اين برداشت كشورهاي منطقه وچين وروسيه در شرايطي است كه بسياري از تحليلگران يكي از دلايل لشكركشي نظامي امريكا به افغانستان در ۱۱ سال گذشته را تسلط برمنطقه و در نظر گرفتن چين وروسيه ارزيابي مي‌كنند وامضاي توافقنامه استراتژيك امريكا وافغانستان باعث خواهد شد تا فضاي جنوب آسيا نيز در آينده‌اي نزديك به رقابت‌هاي قدرت‌هاي بزرگ منطقه تبديل شود. 

نتيجه‌گيري:
به گواهي تاريخ، افغانستان سرزمين مرگ ابرقدرت‌هاست. به اعتقاد بسياري از تحليلگران غربي باتوجه به حضور ۱۱ ساله امريكا در افغانستان وكشتار بي‌دفاع مردم اين كشور و در نهايت تحميل قراردادهاي ظالمانه به مردم افغانستان، دور از انتظار نيست كه سرنوشت امريكا به سرنوشت انگليس و شوروي سابق در اين كشور منجر شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار