
به گزارش جوان، اگر چه شيخ حمد بن خليفه آل ثاني امير قطر در سال ۱۹۹۵ با کودتا پدر خود را از قدرت برکنار کرد و بر مسند وي در کشوري کوچک با مساحت كمتراز ۱۲ هزار كيلومتر مربع تکيه زد اما در سالهاي گذشته به مدد سياست خارجي ژلهاي خود با وجود اختلاف با همسايگان توانست به بازيگري مؤثر در تحولات منطقه تبديل شود.
هر چند به زعم بسياري از ناظران سياسي بازيگري قطر در اين تحولات با مرکزيت قضيه فلسطين را حتي بهرغم بازيگرداني امريكا و مشارکت دهي نيابتي واشنگتن به دوحه ميتوان به مثابه سنگ بزرگي دانست که بلند کردن آن از ظرفيت واقعي قطر خارج است.
الجزيره؛ بازوي سياست خارجي قطر
با اين حال ميتوان ادعا کرد که قطر اين نقشآفريني را تا حد زيادي مديون سياست رسانهاي خود به خصوص با نزديک شدن به محور مقاومت ضد اشغالگري در ساليان اخير بوده است. سياستي که با ورود رسمي شبکه الجزيره به عنوان پيشاني سياست رسانهاي قطر در انقلابهاي اخير منطقه تقويت شد. اين سياست در جريان تسليح مخالفان ليبي از سوي قطر و تأييد دخالت ناتو در خاک آن کشور سؤال برانگيز بود اما در جريان نا آراميهاي سوريه عملا به ابزاري براي هجمه به جريان مقاومت ضد اشغالگري در منطقه تبديل شد.
در طول جنگ سال ۲۰۰۶ حزب الله لبنان با رژيم صهيونيستي، الجزيره با پوششدهي گسترده تحرکات ميداني جنگ به عنوان شبکهاي حامي مقاومت شناخته ميشد. پيشتر نيز اين شبکه اخبار کشورهاي تحت اشغال امريكا در منطقه يعني افغانستان و عراق را پوششي گسترده ميداد.
امري که افکار عمومي را تاحدي متقاعد کرده بود که قطر نقشآفريني مؤثري در تحولات مبتلا به منطقه دارد صرف نظر از اينکه در همان زمان اين کشور عملاً خاک خود را به عنوان پايگاه نظامي در اختيار امريكاييها گذاشته بود. پايگاه هوايي العديد يکي از بزرگترين مقرهاي فرماندهي نيروهاي مرکزي امريكا در منطقه است و در هنگام حمله نظامي سال ۲۰۰۳ عليه عراق مورد استفاده قرار گرفت.
هواپيماهاي ترابري سنگين و همچنين هواپيماهاي سي ۱۳۰ امريكا همچنان از اين پايگاه به منظور ارسال کمکهاي لجستيکي به نيروهاي نظامي در افغانستان نيز استفاده ميکنند.
به هر تقدير شبکه الجزيره نيز با وجود تاثيرگذاري آن در ملتهاي منطقه به خصوص در ارتباط با موضوع اشغالگري و بازتاب اخبار آن و همچنين حمايت آن از انقلابهاي منطقه به طور خاص درباره محور مقاومت و در راس آن طي ماههاي اخير در سوريه با تاکتيک اسب تروا به ستيز با مقاومت پرداخت.
همگرايي با واشنگتن و تل آويو در فلسطين
در سالهاي اخير با وجود نقش آفريني قطر در تحولات منطقه وجهه اين کشور با آشکارتر شدن همگرايي آن با سياستهاي امريكا به ميزان قابل توجهي مخدوش شد. انتشار اخباري مبني بر روابط پنهان سياستمداران قطري با رژيم صهيونيستي نيز به اين فضا دامن ميزد.
آخرين ماه سال ميلادي گذشته(دسامبر) سرزمينهاي اشغالي شاهد اعتراضات و انتقادات گسترده به اين همراهي با واشنگتن و تل آويو در جريان رقابتهاي ورزشي جام کشورهاي عربي در دوحه بود. در اين رقابتها نقشه فلسطين اشغالي به صورت ناقص تنها شامل کرانه باختري و غزه به نمايش گذاشته شده بود.
خبرگزاري فلسطين پرس در تاريخ ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱ گزارش داد که جوانان خشمگين فلسطيني با به راه انداختن راهپيماييها و تحصنهاي اعتراضآميز در انتقاد از اين اقدام دوحه، تصاوير امير قطر را به آتش کشيدند و خواستار عذرخواهي وي از فلسطينيها به علت تجزيه تعمدانه فلسطين روي نقشه منتشر شده در اين دوره از بازيها شدند. آنها تصريح کرده بودند که اين رفتار مسئولان برگزارکننده بازيها اقدامي هماهنگ شده و در راستاي طرح امريكايي خاورميانه بزرگ است.
از جمله شعارهايي که در اعتراضات جوانان فلسطيني شنيده ميشد اين شعارها بيش از همه جلب توجه ميکرد «امير قطر! فلسطين ملک پدري تو نيست» و «فلسطين از بحر تا نهر ۱۰۰ درصد فلسطيني است نه پمپ گاز پايگاههاي امريكايي در منطقه». اشاره معترضان فلسطيني به پايگاههاي پشتيباني هوايي امريكا در خاک قطر بود. آنها همچنين در واکنش به اقدام مسئولان قطري نقشهاي را در مقابل لنز دوربينهاي تلويزيوني گرفتند که در آن نقشه قطر در محاصره پايگاههاي امريكايي به تصوير کشيده شده بود.
سفارت قطر در امان پايتخت اردن هم در معرض اعتراضات و تحصن حاميان فلسطين قرار گرفت. رسانههاي فلسطيني به نقل از تحصن کنندگان گزارش دادند که اين اقدام با هدف اعتراض به سياستهاي قطر در قبال فلسطين و همچنين سياست الجزيره «در راستاي يهوديسازي رسانهاي فلسطين» انجام ميگيرد. نگراني مردم فلسطين از سياستهاي همسوي قطر با منافع امريكا و رژيم صهيونيستي بيراه نبود.
پيشتر يکي از شخصيتهاي بلند پايه اردني در مصاحبهاي با پايگاه خبري – تحليلي الحقيقه فلسطين گفته بود که تلاشهايي عربي با مديريت قطر، عربستان و واشنگتن در جريان است تا دولت اردن را وادار به اسکان آوارگان فلسطيني در خاک اردن کنند و به اين ترتيب موضوع بازگشت آوارگان به سرزمين اشغال شده خود را منتفي کنند.
اين شخصيت که خواسته بود نامش فاش نشود به نقل از معروف البخيت نخست وزير مستعفي اردن نقل کرده بود: واشنگتن و قطر مرا ناچار به استعفا کردند زيرا با اسکان آوارگان فلسطيني در خاک اردن مخالفت و بر حق بازگشت آوارگان فلسطيني اصرار کردم.
اما البخيت تنها کسي نبود که پرده از اين طرح مشترک امريكايي- قطري براي اسکان آوارگان در اردن بر ميداشت. در اواخر نوامبر گذشته مرکز حقوق پناهندگان فلسطيني اعلام کرد گزارشهايي در دست دارد که ثابت ميکنند تحرکات سري وسيعي براي اسکان پناهندگان فلسطيني در اردن، مناطقي از خليج فارس و حتي کانادا و استراليا در جريان است.
سمير احمد يکي از کارشناسان برجسته مسائل فلسطين در اينباره تصريح کرده بود: من نميگويم اين طرح قطر يا عربستان سعودي است بلکه معتقدم اين پروژهاي امريكايي – صهيونيستي براي نابود کردن آرمانهاي مردم فلسطين است و کشورهايي مانند قطر صرفاً ابزارهايي براي تسهيل سياستهاي اتخاذ شده در اتاق فکرهاي امريكا هستند.
استفاده ابزاري از قطر در اجراي سياستهاي منطقهاي امريكا و در راستاي منافع تل آويو تا آنجا پيش رفت که اين رويکرد به رونمايي نسخه جديدي از سياست قطر در قبال فلسطين منجر شد.
سالها پيش رسانههاي مصري از سفر محرمانه امير قطر به اسرائيل، بازديد وي از يک شهرک اسرائيلي و اختصاص مبالغي براي ساخت اين شهرک صهيونيستي از سوي او خبر داده بودند. اين خبر رسما تکذيب شد و حتي مقامات قطري تهديد کردند که رسانههاي مصري را به جرم نشر اکاذيب تحت تعقيب قضايي قرار خواهند داد اما چند سال بعد يک فيلم ويدئويي از سفر شيخ حمد بن خليفهآل ثاني امير و حمد بن جاسم نخست وزير قطر به تل آويو و استقبال زيپي ليوني وزير خارجه وقت اسرائيل از آنها در فرودگاه بن گوريون که شبکه الفيحاء آن را پخش کرد مانند بمبي در فضاي رسانهها منفجر شد اما رسانههاي وابسته به جريان به اصطلاح معتدل عربي مانند الجزيره و العربيه چيزي از اين سفر نگفتند اين در حالي است که فيلم منتشر شده نشان ميداد يکي از خبرنگاران الجزيره در اين سفر هيئت قطري را همراهي ميکرد.
از سوي ديگر تل آويو نيز براي تقدير از موضع قطريها و جلب حمايتهاي آن در فضاي عربي اقداماتي را انجام داده است. يکي از اين اقدامات حمايت از نامزدي قطر براي تصدي کرسي غير دائم شوراي امنيت در سال ۲۰۰۵ بود. موضوعي که الجزيره به آن در قالب استقبال جهاني از کانديداتوري قطر براي عضويت غير دائم شوراي امنيت پوشش رسانهاي مبسوطي داد.
با اين تفاصيل شايد پاسخ به اين سؤال آسان باشد که چرا دولت قطر حاضر است ميلياردها دلار براي تسليح مخالفان سوري و اعزام ارتشهاي عربي براي ساقط کردن دولت سوريه به عنوان يکي از اضلاع محور مقاومت هزينه کند، خاک خود را به ايستگاه تامين سوخت نيروهاي اشغالگر امريكايي و ناتو تبديل کند، اما براي آزادسازي فلسطين از اشغال صهيونيستها با وجود ادعاهاي سنگين در سطح رسانهاي اقدام و حمايتي نميکند.