کد خبر: 464320
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۶:۲۳
نگاهی منتقدانه به وضعیت رادیو در آستانه هفتاد و دومین سالگرد تاسیس

علی تهرانی فرد |  دو ویژگی رادیو این رسانه فراگیر را نسبت به سایر رسانه ها «سرآمد» می سازد، نخست سرعت انتقال پیام و دوم در دسترس بودن رادیو. بدین ترتیب در صورتی که از این دو ویژگی در کنارهم با استفاده از ظرفیت های موجود و بهره برداری از فرصت ها به بهترین شکل ممکن استفاده شود، آنگاه رادیو به سرآمدی مطلوب دست خواهد یافت. این اصل مهم و تثبیت شده ای برای تمام شبکه های رادیویی در جهان است. 

اما این روزها نه تنها این اصل مهم در رادیو رعایت نمی شود، بلکه شواهد موجود نشان می دهد که رادیو در ایران پس از سال ها فراز و نشیب و تغییرات مدیریتی در انزوایی تاریخی گرفتار شده است و مسائل گوناگون از جمله ، تغییرات زود هنگام مدیران، محدویت های موجود بر سر راه جوانان علاقه مند به فعالیت در این رسانه و سیاست گذاری های نادرست برای جذب حداکثری مخاطب، رادیو را به رسانه ای دست و پا شکسته تبدیل کرده است. راديو در ایران در شرایطی برای برگزاری جشن تولد هفتاد و دومین سالگردش آماده می شود که این روزها بسیاری از جوانان رادیوهای بیگانه و شبکه های اینترنتی صدا محور را به دهها شبکه رادیویی فعال در کشور ترجیح می دهند و از برخی برنامه های شبکه های رادیویی بیگانه استقبال می کنند! 

* مسند ریاست در رادیو عمر کوتاه دارد
شاید اولین ومهمترین دلیلی که رادیو را از مخاطب دور کرده است، تغییرات پی در پی و عمر کوتاه مدیریت در شبکه های گوناگون رادیو باشد. به جرات می توان گفت که از زمانی که دکتر حسن خجسته از معاونت صدا در رسانه ملی خداحافظی کرد، با تغییر سیاست ها و اتخاذ تدابیر جدید، هر ساله شاهد جا به جایی مدیران شبکه های رادیویی بوده ایم. تغییراتی که در برخی موارد تاثیرات مثبت و یا منفی در روند کاری یک شبکه رادیویی داشته است. 

هرچند که برای افزایش راندمان کاری یک واحد سازمانی و استفاده از تجربیات و نوآوری های جدید تغییرات درسطح مدیران اجتناب ناپذیراست، اما این تغییرات در رادیو به گونه ای بوده است که در برخی موارد مدیرانی غیرمرتبط با فعالیت های یک شبکه رادیویی بر مسند ریاست تکیه زده اند. 

هر واحد سازمانی برمبنای تفکرحاکم برآن اهداف خاصی را دنبال می کند، رادیوهم از این قائده مستثنی نیست و اصول و ضوابط حاکم بر آن در وهله اول توسط معاون صدا و در مرحله بعد توسط مدیران شبکه های رادیویی تعیین می شود. مدیرانی که برای اثربخش بودن برنامه هایشان باید درمدت زمان مشخص در یک شبکه رادیویی فعالیت داشته باشند. اما متاسفانه در چند سال گذشته این رویه رعایت نشده است و تعدادی از مدیران شبکه های رادیویی در ماه های آخر سال و یا اوایل سال جدید تغییرکرده اند.! 

*سیاست های یک بام و دو هوا برای جذب نیرو
برای افرادی که مدتی در رسانه ملی و معاونت های این رسانه فعالیت داشته اند، این موضوع ملموس و قابل درک است، در سال های گذشته جذب نیرو در رسانه ملی همواره با مشکلات گوناگونی همراه بوده است و سیاست های یک بام و دو هوا برای جذب نیرو نه تنها باعث کوچ تعدادی از کارمندان با تجربه از رسانه ملی شده است، بلکه به دلیل نبود استراتژی واحد برای جذب و جایگزینی نیروها، درحال حاضر سیل عظیمی از جوانان مشتاق به کار دررادیو پشت درهای رسانه ملی در انتظار روزنه ای برای ورود به این سازمان هستند.
سیاست های نادرست در حوزه نیروی انسانی و جذب افراد جوان، متخصص و کارآمد حتی شبکه های رادیویی را هم با مشکل مواجه کرده است ، به صورتی که به دلیل تعدد شبکه های رادیویی برخی مدیران به اجبار برای پر کردن برنامه ناچار شده اند از کارمندان و برنامه سازان خود همزمان در دو یا چند شبکه استفاده کنند. تعدد کاری برخی برنامه سازان، پیامد های منفی آشکاری در کیفیت و نوع برنامه ها داشته است. 

نکته قابل توجه در این موضوع زمانی مشخص می شود که تعدد کاری بالای برخی گویندگان و کارمندان رادیو از یک سو و تامین نبودن این افراد از لحاظ مالی و درآمدهای پایین در حوزه صدا باعث گرایش بسیاری از گویندگان و کوچ آنها از معاونت صدا و به معاونت سیما شده است. مشاهده بسیاری ازگویندگان خوش صدای رادیو در برنامه های سیما مصداق بارز این گفتار است. گویندگانی که برای کار و درآمد بیشتر از رادیو به تلویزیون آمده اند و حتی در برخی موارد هزینه های بالایی هم برای زیبایی چهره و داشتن اندامی مناسب در برابر دوربین متحمل می شوند. 

اما این سیاست های نادرست، به همین جا ختم نمی شود، در حال حاضر بسیاری از عوامل ثابت برنامه ها که به صورت روزانه باید در شبکه های رادیویی حضور داشته باشند، نه تنها قراردادی با سازمان صدا و سیما ندارند، بلکه برای بسیاری از نیروها کارت تردد هم صادر نمی شود و به صورت روزانه با آفیش و مجوز مدیران وارد می شوند. این افراد زمانی که نسبت به این وضعیت اعتراض می کنند، با پاسخ هایی مبنی بر دلایل حفاظتی و حراستی مواجه می شوند.! 

*ثروث صدای جوانان به هدر می رود!
این در حالی است که بسیاری از دختران و پسران جوان در کشور دارای ثروت عظیم و مانگاری به نام «صدا»هستند، ثروتی که باید به بهترین شکل ممکن پرورش یافته و ازآن استفاده شود. اما متاسفانه نه تنها روزنه ورود جوانان علاقه مند به حرفه گویندگی در رادیو بسته است، بلکه در این میان افرادی هم هستند که خواسته یا ناخواسته از عشق دختران و پسران جوان و علاقمند به این هنر و مشابهات آن همچون اجرا و صداپیشگی در رادیو سوءاستفاده می کنند و لطمات جبران ناپذیری را به این ساده دلان و بی خبران از هیاهو و آشوب در این وادی بی قانون می زنند. از کلاهبرداریهای مالی تا سوءاستفاده های جنسی و موارد دیگر که بیشتر اینها از طریق فراخوان توسط مراکزی بی سامان برای برگزاری کلاسها و تست های واهی و پوچی است که غرق شدن در منجلاب عاقبت آنهاست. 

*رادیو و آرشیوی که وجود ندارد!
رادیو در ایران با گذشت بیش از هفتاد سال از عمرش هنوز آرشیو جامع و کاملی ندارد، بسیاری از بزرگان و گویندگان با سابقه رادیو که به قول معروف در رادیو مویی سپید کرده اند، نسبت به نبود آرشیو جامع رادیو انتقاد دارند و نگران هستند که روزی به دلیل تغیرات پی در پی مدیریتی و جا به جایی های فیزیکی در بخش ساختمان های رادیو آرشیو های موجود هم همانند لوازم اداری به تدریج از بین برود و در آینده ای نه چندان دور نه از گویندگان قدیمی خبری باشد و نه از صدای ماندگار آنها! فراموش نکنیم این صداست که می ماند. 

رادیو، مخاطب و دیگر هیچ...
راديو با تمام مشکلات مدیریتی و درون سازمانی و وضعیت این روزهایش تنها یک امید برای ادامه حیات دارد که باید بیشتر از گذشته به آن توجه شود. امیدی به نام «مخاطب».
معاونت صدا در رسانه ملی، درسال هایی نه چندان دور با توجه به ويژگي قابل دسترس بودن و سرعت بيان به هنگام رويدادها، در مقايسه با تلويزيون همواره جايگاه بي‌بديلي را درميان مخاطب خود داشت. اما این روزها هر چقدر که مشکلات زندگی مردم و گسترش بی حد و مرز شبکه های اینترنتی و ماهواره ای هم بیشتر می شود، به همان نسبت مخاطب رادیو کمتر می شود. 

این درحالی است که برنامه های در اصطلاح گفت و گو محور به برنامه های روتین رادیو تبدیل شده است، سردبیران رادیو برای اینکه برنامه خود را در اصطلاح « پر» کنند، برنامه های گفت وگو محور را انتخاب می کنند و در مدت زمان پخش برنامه به جای پخش آیتم های تولیدی و مبتکرانه، ترجیح می دهند تا بیشتر زمان برنامه را با گفت وگوی گوینده و یا کارشناس مجری با یک میهمان و یا ارتباط با خط ارتباطی پخش کنند. 

اين برنامه‌ها برخلاف توقع مخاطب تنها با هدف بيان مشكلات و معضلاتي كه گريبانگير مردم جامعه است و در حد دريافت پاسخ از مسوولان درخصوص چرايي يك رخداد پخش مي‌شود، نه عمل به گفته‌ها. متاسفانه اين گونه برنامه‌ها بيشتر مسئول‌ محور است تا اجتماع ‌محور! در صورتي كه در برنامه‌هاي گفتگو محور مسئولان زيرمجموعه خرد جمعي هستند. 

به همین دلیل رادیو در سال های گذشته به آفت «مخاطب زدگی» دچار شده است، چرا که مخاطب علاقه دارد، یک برنامه رادیویی با ریتم تند و جذاب پخش شود و تنها پخش موسیقی و یا صرف یک گفت و گوی رادیویی نباشد. برای مثال می توان به معدود برنامه های موفق در رادیو مانند برنامه «جمعه ایرانی» اشاره کرد که مبنای اصلی پخش آن استفاده از تکنیک های مبتکرانه و ریتمیک با آیتم های متنوع است که مخاطب را جذب می کند. 

البته برای از بین بردن آفت مخاطب زدگی در سال های گذشته برنامه هایی هم از سوی مدیران رادیو تدوین و اجرایی شده است، اما هر کدام از این برنامه ها مقطعی بوده و اثرگذاری کوتاه مدت درحوزه جذب مخاطب داشته است. برای مثال از زمانی که رادیو جوان فعالیت خود را به عنوان یک شبکه رادیویی آغاز کرد، عملکرد برنامه سازان رادیو جوان با ساخت برنامه هایی متفاوت، باعث اقبال قابل توجهی از جوانان به رادیو شد. 

این اقبال جوانان همزمان با راه اندازی رادیو فرهنگ، استقبال فرهیختگان و نخبگان و اقشار گوناگون جامعه را به همراه داشت و رادیو در مسیری قرارگرفته بود که تداوم آن می توانست آینده ای روشن را برای این رسانه در ایران رقم بزند. اما اقبال جوانان و استقبال نخبگان دوام چندانی نداشت، چرا که با تغییرمدیران و ابلاغ سیاست های جدید رویکرد کلی رادیو جوان تغییر کرد و برنامه های رادیو فرهنگ دچار روزمرگی شد. این روزها دیگر نه از آن برنامه سازان جوان و مبتکر رادیو جوان خبری است و نه از آن شاعران و نخبگانی که در رادیو فرهنگ محفل شعر و ادب تشکیل می دادند و تا پاسی از شب مخاطب را با خود همراه می کردند. 

بسیاری از نیروهای جوان و با استعداد رادیو به دلیل سیاست های نادرست و مشکلات موجود برای امرار معاش از رادیو خداحافظی کردند و عطای شیرینی کار در رادیو را به لقایش بخشیدند. 

باید کاری کرد
به هرروی با گسترش ارتباطات و تولد شبکه های ماهواره ای جدید درعرصه رسانه که با استفاده از تکنیک ها و نوآوری ها تلاش می کنند تا مخاطب را جذب کنند، چنانچه سیاست های موجود در رسانه ملی برای حوزه صدا به همین شکل ادامه داشته باشد، دیگر جایی برای عرض اندام رادیو باقی نمی ماند. در حقیقت درایران پیچ رادیو دیگر نمی پیچید!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار