
عباس حاجينجاري: پس از برگزاري مذاكرات ايران با گروه ۱+۵ در استانبول، رسانهها به نقل از شركتكنندگان در مذاكرات آن را سازنده و مثبت قلمداد و بر ادامه آن در مرحله دوم، در سوم خردادماه در بغداد، تأكيد كردند.
در زمينه چرايي حصول به توافقات اوليه در نشست استانبول، اگرچه گمانهزنيهايي از سوي رسانههاي غربي مطرح ميشود و برخي ميكوشند آن را محصول اثرگذاري تحريمها بر ايران عنوان كنند، اما نوع واكنشها، از آغاز مراحل اوليه مذاكرات تا مراحل پاياني آن، نشان از يك تغيير جدي در نوع و نحوه تعامل غرب با ايران دارد.
كمتر از دو هفته پيش از آغاز مذاكرات، هيلاري كلينتون وزير خارجه امريكا در موسسه نظامي ويرجينياي امريكا از سردرگمي امريكا در مقابل ايران پرده برداشت و گفت كه وضعيت كنوني بسيار دشوار است و هيچ راه كاملاً واضحي براي مقابله با ايران وجود ندارد.
اين حيرت و سردرگمي كلينتون را روزنامه آلماني هامبورگرابندبلت آشكارتر بيان ميكند، آنگاه كه با اشاره به هراس اوباما از شكست مذاكرات هستهاي ۱+۵ با ايران، مسئله ايران را كابوس اين شبهاي اوباما دانسته و مينويسد: رئيسجمهور امريكا به شدت از شكست مذاكرات ايران با غرب وحشت دارد.
اما شايد سخنان گري سيك، مشاور اسبق امنيت ملي امريكا در گفتوگو با سيانان را در آستانه اين مذاكرات تغييري عينيتر از چرايي تغيير راهبرد غرب در گفتوگوهاي استانبول بدانيم، آنگاه كه با اشاره به دستاوردهاي هستهاي ايران ميگويد: ۱۶ سال تشديد تحريمها عليه ايران عملاً به يك راهكار شكستخورده تبديل شده است.
هنگامي كه تحريمها آغاز شد، برنامه هستهاي ايران در مراحل ابتدايي، بدون حتي يك سانتريفيوژ قادر به غنيسازي اورانيوم بود، اما امروز، ۱۶ سال پس از تحريمهاي هرچه شديدتر، آژانس انرژي اتمي گزارش ميدهد كه ايران داراي يك برنامه اساسي هستهاي با حدود ۸ هزار سانتريفيوژ در حال كار در دو سايت عمده و ذخيره حدود پنج تن اورانيوم غنيشده با غلظت كم است. اين امر گواه يك راهكار شكست خورده است.
اما در كنار دستاوردهاي هستهاي ايران در فاصله نشست قبلي تا نشست استانبول، شكست راهبرد امريكا در مواجهه با ايران در ماههاي اخير را بايد ريشه اصلي اين تحول دانست.
امريكاييها در طول ماههاي اخير با تأكيد بر اينكه هدف اصلي آنها از تشديد تحريمها و فشارها افزايش نارضايتي عمومي مردم ايران است؛ نكتهاي كه سال گذشته اوباما و ديويد پترائوس رئيس سازمان سيا رسماً بر آن تأكيد و يادآور شده بودند كه افزايش تحريمها براي افزايش نارضايتي مردم ايران است، آنها تلاش داشتند محصول اين فشارها و نارضايتيها را در گسترش اعتراضات سياسي و ايجاد آشوب اجتماعي و فاصله گرفتن مردم از نظام اسلامي بهرهبرداري كنند.
محصولي كه به طور طبيعي ميتوانست از نگاه آنها به تسليم مسئولان نظام اسلامي در برابر نظام سلطه بينجامد. اما به رغم تصور آنها، حضور شكوهمندانه مردم ايران در راهپيمايي ۲۲ بهمن و پس از آن مشاركت بالاي مردم در انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي، نشان داد كه به رغم تصور دشمن، سختيها و فشارها نه تنها به فاصله گرفتن مردم از نظام نينجاميده، بلكه مردم در عين تحمل فشارها، به دليل شناخت ريشههاي آن، آگاهانه با تحمل آن، صحنهاي ديگر از اقتدار ايران اسلامي را رقم زدند.
به طور قطع تحول در نحوه تعامل غرب با ايران و استقبال از مذاكرات و تأكيد بر تداوم آن در نشست بغداد را بايد محصول ايستادگي مردم و دولتمردان در برابر فشارها و تهديدات غرب دانست، چرا كه براي نظام سلطه راه ديگري جز اين باقي نمانده است.