
تصور ميشد تغيير نام يک تابلو همه مشکلات را حل ميکند. گمان ميکردند اگر بر سردر ساختمان خيابان سئول، به جاي سازمان تربيت بدني نوشته شود وزارت ورزش و جوانان و ورزش هم به جمع وزارتخانهها اضافه شود، کار تمام است. شايد هم به همين دليل بود که شما را بر کرسي رياست آن نشاندند. شمايي که سابقه وزارت داشتيد و ميدانستيد که بايد به چه شکل در وزارتخانه مديريت کرد!
زمان زيادي تا يک ساله شدن وزارتخانه جديدتان نمانده، اما هنوز چم و خم کار دستتان نيامده! هنوز نميدانيد کجا آمدهايد و چطور مديريت کنيد! هنوز نميدانيد ورزش، ورزش است، حتي اگر بر سردر ساختمانش نام وزارتخانه ميخ شود.
تمام تصوراتتان شايد اين است که مثل همه وزارتخانههاي ديگر اگر به مشکلي برخورديد بايد راهي بهارستان شويد و رضايت و رأي دوباره چند نماينده را بگيريد! شايد تصور ميکنيد نهايت کارتان با چند نمايندهاي است که با دو رأي بالا و پايين و خوب صحبت کردن ميتوانيد فرصتي دوباره براي ادامه کار از آنها بگيريد.
تصوراتتان اما اشتباه است. جناب عباسي! جامعهاي که به آن پا گذاشتهايد، جامعه ورزش است و با تمام آن جاهايي که تا قبل از اين در آن مديريت کردهايد تفاوت دارد. درست است که اينجا هم مثل همه جاهاي ديگر با مردم سروکار داريد و بايد که براي آنها کار کنيد، اما اينجا ديگر قرار نيست فقط به نمايندگان ساختمان بهارستان جواب پس بدهيد و رأي آنها را بگيريد، اينجا بايد براي هر دخالت و اشتباه به کساني جواب پس بدهيد که همه دنيا به آنها جواب پس ميدهند و خوب يا بد، نه با کسي شوخي دارند و نه تعارف.
اين قانون ورزش است و همه دنيا هم آن را پذيرفتهاند و ديدهايم که هرکس از آن تخطي کرده، نتيجهاش را ديده! ما ديدهايم اما گويا شما نديدهايد که همچنان بر رويهاي که در پيش گرفتهايد، اصرار داريد.
قوانين جامعه ورزش با تمام آن جوامع يا وزارتخانههايي که تاکنون در آن بودهايد متفاوت است. اينجا قوانين کلي است نه شخصي و قابل تغيير. اينجا مثل وزارتخانههاي ديگر نيست که دست آخر هم اگر نتوانستيد نظر دوباره را جلب کنيد، از اين وزارتخانه به آن وزارتخانه برويد. اينجا در نتيجه اشتباه شما همه تنبيه و جريمه ميشوند.
ما يک بار طعم تلخ تعليق را چشيدهايم، شما اما حتماً که نچشيدهايد! تعليق فوتبال و ورزش مثل استيضاح در صحن مجلس يا جابجايي از اين پست به آن پست نيست! تعليق فوتبال و ورزش يعني نابودي ورزش يعني از بين رفتن و سوختن استعدادهايي که شايد نظير آنها را هيچ جاي دنيا نتوان يافت.
نميدانم نميدانيد يا نميخواهيد که بدانيد. سعي ميکنم به خودم بقبولانم که نميدانيد. که تصورش را هم نميکنيد اصرار بر ادامه اين راه چه بر سر ورزش ما خواهد آورد. هر چند که ندانستن هم نميتواند توجيه مناسبي باشد. اما اگر هم نابلد باشيد، آيا زمان زيادي را براي دانستن از دست ندادهايد؟
صحبتهايتان در رسانه ملي و در ايام تعطيل پايان سال و حرفهاي اخيرتان نشان ميداد که کم به اصحاب رسانه بياعتماد نيستيد و نسبت به آنها توهم توطئه داريد. اما اينگونه نيست. شايد يک سري اختلاف سليقههايي بين ما و شما باشد که خب خيلي طبيعي است که هر کس نظر خودش را داشته باشد. اما حداقل باور کنيد آنهايي که در اين مدت اينگونه سنگ فدراسيون فوتبال را به سينه زده و خواستار عدم دخالت وزارت ورزش در امور فدراسيون فوتبال شدهاند، نه با شما دشمن بودند و نه با وزارتخانهاي که رياست آن را در دست داريد.
فرق آنها با شما اين است که آنها يک بار اين تجربه تلخ را به اجبار از سر گذراندهاند و نتايج اسفبار آن را هم ديدهاند و بيم تکرار آن تجربه تلخ است که امروز به تکاپويشان انداخته است، نه توطئه و دشمني با شخص شما. و به دليل همين تجربه هم بود که وقتي خبر صدور مجوز يک ساله کفاشيان را مطرح کرديد، خيلي به اين مسئله خوشبين نبوديم و خيلي زود هم مشخص شد که اين بدبينيها پر بيراه نبود!
تا مدتها و قبل از اينکه خبر از صدور مجوز يک ساله براي کفاشيان به ميان بيايد، هر کجا که ميرفتيم، حرف از تعليق بود و اين نشان ميداد همه سايه اين اتفاق ناگوار را بر سر فوتبال و حال ورزش ميديدند و حس ميکردند جز شما.
بعد از صدور مجوز به نظر ميرسيد که بايد اوضاع آرام شود، اما گويا اين اول يک بازي پيچيده است و قصد داريد کارد را به استخوان کفاشيان برسانيد تا که او خود عطاي رياست در فدراسيون فوتبال را به لقايش ببخشد. اما جناب عباسي، شايد که نميدانيد و شايد هم. . . اما کفاشيان را چه شما به طور مستقيم کنارش بگذاريد و چه شرايطي را فراهم کنيد که مجبور به کنارهگيري شود، هيچ فرقي در اصل ماجرا ندارد و نتيجه هر دو کار، تعليق فوتبال است.
دوست داريم خوشبين به ماجراها نگاه کنيم. اما چطور ممکن است خوشبين باشيم که بعد از صدور مجوز يک ساله براي کفاشيان حرفهايي ميشنويم مبني بر اينکه کفاشيان خودش بايد به فکر درآمدزايي باشد، فدراسيون فوتبال بايد خواب بودجه گرفتن از وزارت را ببيند، استقلال هزينه هم دارد، فدراسيون فوتبال در بازاريابي نمره مردودي گرفته است و...
حرفهايي که جز براي تضعيف کفاشيان و فدراسيون فوتبال زده نميشود و در کل به اين معناست که فدراسيون فوتبال و کفاشيان بايد خواب حمايت مالي و... از سوي وزارت ورزش را ببيند. در حالي که انتظار ميرود وزارت ورزش و شخص شما به عنوان متولي ورزش، بيشترين حمايت را از فدراسيون فوتبال داشته باشيد و مانع رخ دادن اتفاقات ناگوار براي اين ورزش شويد. اما گويا شما به اين مسائل اهميت زيادي نميدهيد. راستي آقاي وزير دوره کاري کفاشيان چهار ساله است و اين مجوز يک ساله، يعني اگر خوشبينانه نگاه کنيم و اين يک سال به خير و خوشي بگذرد، بعد از يک سال، دوباره روز از نو و روزي از نو است و دردسرها دوباره به اوج ميرسد؟