کد خبر: 460754
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۵:۴۴
كندوكاوي در راه‌هاي برون رفت از بحران هاي اخلاقي عرصه ورزش و لزوم توجه به مسائل جوانان
محمد عليكرمي
اين پديده ناخوشايند چندي است قصد قربت نموده تا به مثابه ويژگي جدايي‌ناپذير، بدل به عادت مألوف برخي رشته‌هاي ورزشي خاص شود. تا چندي قبل پژواك تظلم‌خواهي صاحبان اخلاق تنها در فوتبال شنيده مي‌شد اما اين عنصر نامطلوب ظاهراً داراي كمالات ناشناخته جديد الكشفي از جمله اپيدمي نيز هست. پرده‌برداري از نمايش‌هاي نازيباي رخ داده توسط برخي در كشتي و بسكتبال گواه روشني است براين كشف تازه. در كنار پرداختن به اين دغدغه، مباحثي چون ورود بيش از حد و خارج از عرف پول به ورزش، تركتازي دلالان در عرصه ورزش و نيز موضوع بسيار مهم جوانان كه در ساختار جديد به ورزش الصاق شده، دستمايه گفت‌وگوي ما با آقاي سيد باقر پيشنمازي معاون فرهنگي و تربيتي وزارت تازه تأسيس ورزش و جوانان قرار گرفته است.

برنامه جنابعالي به عنوان معاون فرهنگي - تربيتي وزارت تازه تأسيس ورزش و جوانان براي سر و سامان دادن به وضع بحراني و نابهنجار اخلاقي در ورزش كشور شامل چه راهكارهايي بوده و حول چه محوري مي‌گردد؟
بسم‌الله‌الرحمن الرحيم. ما اجمالاً معتقد هستيم چون انسان، انسان را تربيت مي‌كند نه تجهيزات و ابزار منهاي انسان، در بين عواملي كه روي ورزشكاران مؤثر است، اثرگذارترينش را مربي مي‌دانيم و مربي در عرصه ورزش خيلي نفوذ كلام بيشتري دارد نسبت به مربي در مدرسه و ورزشكاران ما خيلي از مسائل را با نظر مربي انجام مي‌دهند از جمله حتي نوع غذاهايي كه بايد مصرف كنند، مقدار استراحتشان حتي بعضاً مدت‌ها در يك اردوي ورزشي تمرين كردن و اردو را ترك نكردن كه ممكن است چند هفته طول بكشد و از اينها مهم‌تر شخصيت مربي، اخلاق مربي، رفتار و سير و سلوك مربي، غذا خوردن و حرف زدن مربي، عاطفه مربي، اينها روي شخصيت ورزشكارها اثر مي‌گذارد. تا زماني كه ورزشكار ما نوجوان است دريافت بيشتري دارد و اثر‌پذيرتر است. آنجايي كه سنش بالاتر مي‌رود ميزان اثرگذاري مربي كاهش پيدا مي‌كند. ما در عرصه‌ كارهاي فرهنگي - تربيتي - ورزشي، مربي محوري را در دستور كار خودمان قرار داده‌ايم و مطالعاتمان را براي آموزش‌هاي گوناگون در اين زمينه آغاز كرديم. از آموزش‌هاي حضوري تا غير حضوري، از آموزش‌هاي مستقيم تا غير مستقيم و به دليل اينكه جامعه مربيان هم تعدادشان خيلي زياد است ما در يك نظام سلسله مراتب درختي ارتباطمان را با اين مجموعه برقرار مي‌كنيم.
اين برنامه نسبتاً جامعي را كه شما فرموديد در چارچوب يك چشم‌انداز، آينده‌نگر و دراز مدت است و طبيعتاً زمان زيادي لازم خواهد داشت، اما من مي‌خواهم عرض كنم الان تقريباً ديگر روزي نيست كه در ورزش كشور مشكلات اخلاقي وجود نداشته باشد، مخصوصاً در فوتبال به دليل ابتلاي عمومي آن و جديداً در كشتي ورزش اول كشورمان، بسكتبال و واليبال، آيا يك برنامه كوتاه مدت و اورژانسي در عرض‌ همان برنامه بلندمدتتان در نظر گرفته نشده تا اگر اين صحنه‌هاي زشت و نازيبا به كل برچيده نمي‌شوند به حداقل خود برسند؟
انسان چيزي نيست كه خم رنگرزي باشد مثلاً شما يك فردي را كه امروز بداخلاقي كرده، اين شخص را بياوريد در فضاي يك مسجد و سخنراني برايش بگذاريد و از مسجد هم كه بيرون آمد بشود عمار ياسر و ابوذر غفاري. اصلاً اين انسان، حركت و تغيير به جهات فرهنگي و تربيتي در انسان خيلي كندتر و از گياه است. كار اساسي آن است. يعني يك نظام كاشت، داشت و برداشت دارد بدون برو و برگرد.
به برنامه كوتاه مدت اعتقاد داريد؟
قبول دارم منتها كوتاه مدت اثرات كوتاه مدت هم مي‌دهد، ببينيد فرق كاشتن يك درخت گردو با گل همين است. گل زود به عمل مي‌آيد تا دو هفته بعد، دو هفته بعد هم از بين مي‌رود منتها در همان يكي دو هفته انسان لذت مي‌برد از عطرش، رنگش ولي از بين مي‌رود و دوباره بايد يك چيز ديگر كاشت، درخت گردو زمان مي‌برد ولي وقتي به عمل آمد آن سايه، ميوه، چوب و ساير محاسني كه خداوند برايش قرار داده مؤثر است. در كوتاه مدت عمدتاً مسائل انضباطي مي‌تواند مديريت بكند و شايد منشور اخلاقي تعريف شده، آيين‌نامه‌ انضباطي مي‌تواند تشديد شود.
به اين كارهاي سلبي در كوتاه مدت معتقد هستيد؟
بله به عنوان يك مسكن.
خب جواب نداده، منشور اخلاقي هم در فوتبال هست و هم در كشتي، كميته‌هاي انضباطي در همه رشته‌هاست اما مي‌بينيم هيچ اتفاقي نيفتاده و بدتر هم شده است؟
رفتاري كه خداوند با ما دارد و خودش ما را آفريده مي‌داند نقاط ضعف‌‌مان چيست. فرصت و تهديد چيست، همان نظام خوف و رجاست، خدا يك جاهايي تهديد مي‌كند، براي ما انضباط دارد در قرآن، يك جاهايي هم تشويق و ترغيب مي‌كند، مي‌خواهد ما را بين خوف و رجا تربيت كند و بياورد بالا شما هر چقدر هم آيين نامه انضباطي بگذاريد از انضباط خدا كه محكمتر نيست. همان نظام انضباط خدا در قرآن، تهديد به جهنم به عذاب اليم، به خالدين فيها، يا از شدت عذاب مردم را هست مي‌بيني اين يك تعبير ديگري است در قرآن با وجود همه اينها باز عده‌اي تخلف و گناه مي‌كنند نه تنها در پنهان، بعضي‌ها در آشكار هم اين كار را مي‌كنند. شما تا زماني كه كار اساسي را در تربيت انجام ندهيد، برنگرديد به دوره ابتدايي، همان آش است و همان كاسه. مشكل ورزش اين است كه رسانه‌اي مي شود يعني آگرانديسمان مي‌شود، بزرگ‌نمايي مي‌شود.
در ويترين است؟
بله ولي به معناي اين نيست كه در حوزه ورزش آسيب‌هاي فرهنگي ما بدتر از جاهاي ديگر است. در كوتاه مدت بله، تذكر، تشويق و انضباط است و گاهي دو سه تا مسئله هست. گاهي اوقات تشويق هم مؤثر است، شما به يك نفر مي‌گوييد در اين دوره از مسابقات اگر شما كارت زرد نگرفتيد بالاخره اين قدر پاداش داريد و هر كس هم كارت زرد گرفت از اين پاداش محروم مي‌شود. چرا ما يك طرح‌هايي هم داريم مثل طرح جامع فرهنگي ميادين ورزشي، عنصر زمان مكان، ورزشكار، تماشاچي، عوامل انساني، تأثير نيروي انتظامي.
يعني همه اينها ديده شده است؟
بله، اين الان مطالعاتش شروع شده است حتي پيش نويس اوليه‌اش تهيه شده و فعلاً از پرطرفدارترين ورزش شروع شده، ما در مورد ورزش فوتبال آماده كرديم ولي خب نيازمند مشورت با صاحبنظران هست. من خودم مدتي قبل رفتم ورزشگاه آزادي ديدار استقلال و مس و اصلاً به همين هدف كه شرايط را ببينم، ظرفيت‌هاي آنجا، امكاناتي كه وجود دارد، از تماشاچي‌ها تا ليدر تماشاچي‌ها تا ال‌سي‌دي كه آنجا ظرفيت كار تبليغي دارد حتي بين ۲ نيمه بازي و ظرفيت‌هاي ارسال پيام.
اين رفتن به ورزشگاه‌ها عادت هميشگي‌تان است؟
به اقتضاي مسئوليتم بله. به نظرم از راه دور نمي‌شود گمانه‌زني كرد، بايد رفت در صحنه و اوضاع را ديد تا تصميم گرفت. ببينيد اين يادداشت‌هاي من است از اين ديدار، شعرسازي و شعارسازي براي هواداران، ورود به عرصه آگهي‌هاي بازرگاني، آنجا فقط آگهي‌هاي بازرگاني است اما مي‌تواند آگهي‌هاي فرهنگي هم باشد، استفاده از ال‌سي‌دي ورزشگاه در بين ۲ نيمه و ملودي در شعارها. اينها كمك مي‌كند در همان طرحي كه در حال تدارك هستيم در موقع ويرايش و آماده سازي بتوانيم بهتر تطبيق بدهيم. فعلاً از فوتبال شروع كرده‌ايم. در برنامه‌هايمان علاوه بر اينكه با برخي چهره‌هاي ورزشي و پيشكسوتان نشست داشتيم در برنامه‌‌مان هست كه با كانون هواداران هم به زودي انشاءالله نشست‌هايي داشته باشيم.
اداره فرهنگي ما از خيلي از نويسندگان و برنامه‌سازان ورزشي دعوت براي جلسه مشورتي داشته‌اند و تبادل نظرهايمان شروع شده است. براي كوتاه مدت مثلاً برنامه‌‌‌مان اين است كه وقت تماشاگر نبايد هدر برود. الان طرح الكترونيكي شدن فروش بليت را وزارت ورزش در دست دارد آقاي دكتر سجادي مأموريت پيدا كرده‌اند از طرف وزير كه تمهيداتش را فراهم كنند و علاقه‌مندان بتوانند از طريق اينترنت و از داخل خانه‌شان بليت خودشان را تهيه كنند.
ببينيد همين كار اشاره به نظم و انضباط در سيستم اداره ورزش كشور است. سئوال من همين است نظم گرفتن اموري از اين دست مانند فروش الكترونيكي بليت، چقدر مي‌تواند در با اخلاق‌بودن تماشاگر مخصوصاً فوتبال تأثيربگذارد؟
قطعاً بعضي از رفتارهايي را كه ما ا لان آنها را نابهنجار مي‌دانيم معلول يك سري عوامل سلبي در محيط ورزشگاه است يعني اگر آن عوامل سلبي مديريت و يا برداشته شود. ممكن است تعداد رفتار نابهنجار فوق‌العاده كاهش پيدا كند و يا ديگر در يك تعداد قابل توجهي نباشد. تماشاگري كه بعضاً از روز قبل مي‌ايد و يا بايد ۴ - ۵ ساعت به انتظار بنشيند تا زمان شروع مسابقه برسد به جهاتي كه نياز به تغذيه، ملاحظات بهداشتي و مسائل ديگر وارد قطعاً‌ روي اعصابش فشار مي‌آيد، بعداً اگر تيمش نتيجه دلخواهش را بدست نياورد، ممكن است واكنش‌هايي نشان دهد و اين به اقتضاي سنش هم است چون در سن هيجان و غليان و اينهاست. اين مسائل بايد احصاء شود يعني بحث مديريت زمان يكي از عناويني است كه در طرح ما ديده شده، ملاحظات مكان هست، پيام‌هايي كه اين مكان دارد و مي‌تواند پيام‌هاي سلبي و يا ايجابي باشد، وضعيت نظافت و زيبايي ورزشگاه، معطل نشدن افراد براي تهيه بليت، اينها همه عواملي است كه بالاخره اگر تأثيرات سلبي‌اش منجر به رفتارهاي نابهنجار مي‌شود قطعاً مديريت و از بين بردن اين عوامل سلبي مي‌تواند بسياري از اين معضلات فرهنگي را مديريت كند. من نمي‌گويم به صفر مي‌رساند ولي مي‌خواهم بگويم اينها هر كدام در جاي خودش يك اثري دارد.
اينكه فرموديد در طرح جامع فرهنگي ميادين ورزشي اول از فوتبال شروع كرده‌ايد به اين معناست كه براي هر ورزش جداگانه طرح را پيش مي‌بريد؟
بله. چون فوتبال پرطرفدارتر است به همين دليل در اولويت ساماندهي قرار گرفته است. بعد به سراغ ورزش‌هاي ديگر خواهيم رفت.
شما در صحبت‌هايتان نقش عمده‌اي را به مربيان اختصاص داديد در اين ميان پس كار كرد مديران ورزشي چه مي‌شود؟
ببينيد من نابهنجاريها را به عهده مربيان نگذاشتم براي كارهاي ايجابي در عرصه فرهنگي مربيان موثرترين واسطه و رابطه ما مي‌توانند با ورزشكاران باشند و لذا در حوزه مسائل ايجابي و مثبت عرض كردم نقششان خيلي مهم است.
يعني از طريق مربيان مي‌خواهيم وارد كار ايجابي شويم يعني اگر قرار باشد يك فضا و يك عطر جديدي در فضا ايجاد شود مربي مي‌تواند اين كار را انجام دهد نه اينكه من سخنران ببرم براي ورزشكاران، سخنراني كند. مربي كه محشور با ورزشكار است. مشغول تمرين دادن است. در مسير رفت و آمد بعضاً با هم هستند، خارج از تمرين با او مأنوس است و بالاخره ديدارهاي مستمري در طول هفته دارند.
پس شما براي اين بحران‌ها علت يابي نمي‌كنيد؟
من باز مي‌گردم به عرض اولم. بخش عمده‌اي برمي‌گردد به زمان اصلي تربيت كه دوره كودكي و نوجواني است امروز نه تنها در ورزش در عرصه‌هاي ديگر هم داريم، بحران‌هايي كه ايجاد مي‌شود حتي در حوزه مسائل سياسي، بخشي از اينها برمي‌گردد به زمان شكل‌گيري شخصيت يك انسان حتي در بخش مسائلي كه ممكن است در حوزه ادبيات، كلام، لباس، معماري نابهنجار توصيف شود، اينها همه برمي‌گردد به نگرش اين انسان، انساني كه در فصل رويش به او توجه نشده است مثلاً يك باغبان مناسبي نداشته حالا كه شاخه يك طور ديگري روييده ما مي‌خواهيم اين راه را به اصرار به شكل ديگري دربياوريم خب الان براي اين كار ديگر دير است.
برنامه‌تان براي ساماندهي ورود بيش از حد و خارج از عرف پول به ورزش‌هاي قهرماني خصوصاً فوتبال چيست؟
ببينيد توليد ثروت در اسلام چيز بدي نيست، نحوه رفتار من با اين ثروت مسئله ايجاد مي‌كند يكي از بزرگان ما مي‌فرمود زهدي كه در مورد حضرت امير عليه‌السلام مطرح مي‌شود در مورد مصرف بوده، يعني حضرت در مصرف زاهد بوده‌اند اما در توليد زهدي نداشتند. علت اينكه دور تا دور مدينه تبديل به باغ شد و اين باغ‌ها بعداً وقف شد، حضرت زمين‌هاي باير را داير كردند، نخل كاشتند، مثمر شد بعداً وقف كردند براي خدمت به جامعه پس حضرت ثروت توليد كردند منتها اميرالمؤمنين مي‌داند با ثروت چگونه عمل كند. اين انسان وقتي به ثروت مي‌رسد چون آن تربيت اوليه نشده رفتار غيرمتعارفي را در برابر ثروت انجام مي‌دهد. اينكه ما بگوييم اصلاً در ورزش حرفه‌اي ما پول نباشد خب اين ورزشكار بلند مي‌شود مي‌رود يك كشور ديگر.
ببينيد كسي نگفت پول نباشد، بلكه خارج از عرف نباشد اين يكي و دو به‌نظر شما فوتبال ما توليد ثروت مي‌كند؟ به‌نظر نمي‌رسد اينطور باشد.‌ فوتبال فقط مصرف مي‌كند و اين پول‌ها هم عمدتاً متعلق به بيت‌المال است چون باشگاه‌ها متعلق به دولت‌اند و از بيت‌المال ارتزاق مي‌كنند، چيزي هم برنمي‌گردانند، بدهي‌هاي ميلياردي باشگاه‌هاي پرسپوليس و استقلال را ببينيد؟ اين چه توليد ثروتي است؟
ببينيد اينجايي كه مي‌گوييد پول دولتي مي‌گيرند جاي بحث است و قابل قبول.
اصلاً بحث اصلي هم همين است، آقاي فلاني بيايد پول شخصي خودش را بريزد در فوتبال كسي كاري ندارد، ما بحث‌مان بر سر پول بيت‌المال است؟
به همين دليل مجلس شوراي اسلامي در جايگاه قانونگذاري در برنامه پنجم توسعه تخصيص اعتبار براي ورزش حرفه‌اي را ممنوع اعلام كرده است. ورزش ما بايد گذر كند از اين حالت ارتزاق دولتي به درآمدهايي كه بايد خودش براي خودش كسب كند. آن چيزي را كه من گفتم بد نيست. كسب ثروت توسط ورزشكار است. خب او اينجا پول نگيرد مي‌رود در كشور ديگري و بابت ورزشش پول مي‌گيرد.
خب بله اينطور است ولي بي‌حد و حصر و خارج از عرف نيست؟ اينجا، بازيكن به چه حقي يك ميليارد طلب مي‌كند. آن هم از پول بيت‌المال در حالي كه شايد حداقل تقيد رعايت ظواهر اخلاقي و شرعي را كه زيبنده نظام و جامعه اسلامي است را نمي‌كند؟
چون همان كار تربيتي انجام نشده است.
تأسف‌آورتر اين است كه مديران ورزشي هم به اين امور دامن مي‌زنند؟
اينكه چرا ما پول را از دولت مي‌دهيم جاي اشكال دارد و فرق مي‌كند با آن جايي كه مي‌گوييد چرا ورزشكار از بيت‌المال طلب مي‌كند. ورزشكار از بيت‌المال طلب نمي‌كند. مي‌گويد شما باشگاه هستيد حالا خصوصي و يا متعلق به هر سازمان اقتصادي، من بالاخره حق‌الزحمه‌ام اين مقدار است، چون شغل ديگري ندارم حتي بعضي وقت‌ها تحصيلم را هم كنار گذاشتم و بايد براي دوره بازنشستگي‌ام هم فكري بكنم. آنهايي كه از بيت‌المال مي‌دهند مخاطب سؤال شما هستند.
مبلغ خارج از عرف را او مشخص مي‌كند؟
شما مي‌توانيد او را نگيريد و او مي‌رود جاي ديگر آن پول را به دست مي‌آورد پس براي او غيرمتعارف نيست، او مي‌گويد اگر در ايران نشد مي‌روم در همسايه ايران اين پول را به دست مي‌آورم.
شما اين را مي‌پسنديد؟
نه ما نمي‌پسنديم ولي الزام بازيكن به اينكه در ايران هم باشد نه منطق اسلامي دارد و نه قانوني. ما بايد ببينيم در گردش كارمان ديگر كجاست كه به آنجا مي‌رسيم. يعني چرا اين بازيكن به لحاظ تربيتي در شرايطي است كه برايش فرق نمي‌كند كه براي كشور خودش بازي كند يا كشور ديگر. ما خيلي افراد ديگري هم داشتيم كه جاي ديگر هم دعوتشان كرده‌اند كه حتي در تيم ملي كشور ديگري باشند اما نرفتند يعني مي‌توانند پول بهتري بگيرند.
به نظر مي‌رسد نقش مدير در اين برهه خيلي قابل توجه است؟
بحث را بايد تفكيك كنيد، يك بخشي كه چرا ورزشكار مي‌گويد اين مقدار اگر ندادي من مي‌روم و ديگر اينكه چرا از بيت‌المال پول داده مي‌شود اين يك بحث مستقل است و برمي‌گردد به حوزه مديران. اين را اگر هم به عنوان يك اشكال تصور بكنيم، مجلس آمده و بالاخره به اين اشكال توجه كرده.
از بدترين اتفاقات اخير رخ داده در ورزش مخصوصاً باز هم در فوتبال، بحث جنجالي دلالي است آيا برنامه‌اي براي خاتمه دادن به اين موضوع داريد؟
اين معاونت با اين اسم اگرچه در سازمان تربيت بدني بوده ولي در فضاي جديد و ادغامي كه صورت گرفته رويكرد متفاوتي دارد كه نقش خودش را به حالت جدي ان‌شاءالله ايفا كند. در همين رابطه يك اقدام ضروري و مقدماتي يا پيش‌نياز ما مطالعه روي حدود اختيارات ما و نهادهاي مؤثر در اين موضع است يعني اختياراتي كه فدراسيون‌ها دارند، اختياراتي كه باشگاه‌ها دارند، معيارهاي انتخاب مربي، درجه‌بندي مربي و الان چون اختيارات اصلي در حوزه انتخاب ورزشكار و عضويتش در باشگاه حتي برنامه‌ريزي مسابقات در نهادهاي غيردولتي مثل فدراسيون، سازمان ليگ، باشگاه و جاهاي ديگر تعريف شده است، قدم اول اين است كه حيطه اختيارات خودمان را در اين آيين‌نامه‌ها برويم بازنويسي و بازسازي كنيم، بعد از اينكه توانستيم نقشمان را به عنوان يك نقش مرجعي تعريف كنيم بعد از آن است كه مي‌توانيم ورود كنيم در حوزه تصميم‌گيري فدراسيون ، باشگاه، سازمان ليگ آنجا نظر خودمان را به عنوان مرجع مسائل حاكميتي در بخش ورزش اعمال كنيم.
يك مقدار هم بپردازيم به بخش جوانان. سؤال اينجاست ورزش با اين حجم گسترده و عظيمي كه دارد و با تمام برنامه‌هاي بزرگ و كوچكي كه متوليانش انجام مي‌دهند تا به يك سرانجامي برسد باز هم بسياري از كارها بر زمين مي‌ماند حالا ما آماده‌ايم يك سازمان عريض و طويل ديگري را كه متولي بحث بسيار مهمي به نام جوانان است را هم به‌آن الصاق كرده‌ايم. وزارت ورزش و جوانان چه برنامه‌اي براي بخش جوانانش دارد؟ آيا اصلاً مسائل ورزشي حرفه‌اي وقت رسيدگي به امور جوانان را براي شما باقي مي‌گذارد؟
سؤال خوبي را شما مطرح كرديد و جاي بحث هم دارد. اولاً اينكه ما تصور كنيم مسائل ورزش مسائل جوانان نيست، نه اينطور نيست. اتفاقاً بخش اعظم ورزش مسئله جوانان است و اتفاقاً سلامت و نشاط، كارآمدي و اميد جوانان به آينده، بخشي از آن برمي‌گردد به همين سلامت، شادي و نشاط و ورزش كه از لوازم دوران جواني است. اگرچه مسئله‌اي اگر تبديل به قانون شد ديگر جايي براي چانه‌زني و بحث در مسئله نيست و مجلس هم معمولاً با مطالعه، تحقيق و با دعوت كارشناسان توسط مركز پژوهش‌ها، مطالب را مي‌شنود، نقاط ضعف و قوت را مي‌شنود و بالاخره سبك و سنگين مي‌كند و يك طرف را به عنوان طرف مرجع انتخاب كرده و مي‌پذيرد. اين فقط يك ادغام بين دو سازمان نبود، يك دگرگوني در حوزه ورزش هم بود. ورزش قبلاً مأموريتش فقط تربيت بدن بود الان به اقتضاي مسائل اعتقادي ما دامنه‌اش فراتر از تربيت بدن است، بحث وجود انسان مطرح است يعني هر جايي كه ورزيدگي موضوعيت دارد پس اين تصميم ورزش فقط ادغام جوانان در امور ورزش نبود، خود ورزش را هم مي‌خواست متحول كند.
پس اولويت با ورزش بوده است اگر قائل به برخي تبانيات و جدايي‌ها ميان ورزش و جوانان باشيم؟
ما در حوزه هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي بايد مقايسه كنيم و ورزش را هم از جوانان جدا نبينيم انصافاً. الان نقدهاي كه دراين حوزه مي‌شود نوعاً به اين صورت است كه ورزش را مستقل از بحث جوانان مي بينند و مي‌گويند پس چرا جوانان يا سازمان ملي جوانان بماهو جوانان مطرح نمي‌شود يعني مستقل به اين دليل كه قبلاً بحث منشور تربيتي و اوقات فراغت و هويت مطرح بود و الان مطرح نيست و يا كمتر مي‌شنويم. البته در اين موارد هم كارهاي جديدي را در حال انجام دادن هستيم در حال فكر و مطالعه هستيم. قبلاً‌هم كارهاي خوبي در اندازه‌هاي مطالعاتي و برنامه‌‌ريزي صورت گرفته كه اينها را نمي‌شود انكار كرد ولي سازمان ملي جوانان قبلاً فقط نقش راهبردي داشته است يعني يك ريلي كه روي آن ريل بشود با جوانان ارتباط داشت آنطور كه وزارت علوم با دانشجويان در مقاطع مختلف سر و كار دارد، براي سازمان ملي جوانان قبلي نبود. يا آموزش و پرورش براي دوره‌هاي ابتدايي- راهنمايي و متوسطه برنامه‌ريزي كه مي‌كند مخاطبانش را دارد و همه بايد از روي ريل عبور كنند و عبور هم مي‌كنند. در ورزش و در بحث قهرماني تا حدودي اين هست. در همگاني كمتر، يكي از بحث‌هايي كه ما در حال پيگيري هستيم همان ايجاد دريل است، يعني به نوعي با جوان ملاقات كنيم.
ما گفتيم از سال آينده براي بودجه، براي هر استان حداقل دو تا مجتمع فرهنگي هنري ورزشي تعريف بشود همچنان كه سال‌هاي قبل از انقلاب چنين مراكزي وجود داشت مثل خانه جوانان هلال‌احمر كه كارهاي ورزشي و مهارتي انجام مي‌داد.
اين هنري كه عنوان فرموديد يك جور موازي كاري با فعاليت‌هاي ارشاد نمي‌شود؟ مثل كانون‌هاي فرهنگي هنري مساجد؟
اگر موازي‌كاري مهندسي شده باشد اشكالي ندارد چون تقاضا چندين برابر عرضه است. شما در اوقات فراغت هر مقدار فضا اختصاص بدهيد باز هم تقاضا سرريز است..
من جواب سؤالم در مورد بحث مهم ازدواج در بخش جوانان را از شما نگرفتم؟
يك كارناتمامي كه از قبل مانده و تعقيب نشده بود بحث مراكز تخصصي ازدواج و خانواده بود كه در ۳-۲ هفته اخير در رسانه‌ها حتماً با آن مواجه شديد. اين موضوع را در همين فرصت كوتاه تأسيس وزارتخانه، طرحش را به دليل الزامات قانوني كه وجود داشت هم در قانون تسهيل ازدواج و هم ماده ۴۳ برنامه پنجم توسعه، هم طرحش را آماده كرديم و هم آيين‌نامه‌اش را براي دولت فرستاديم. در اوايل همين ماه و تصورمان بر اين است كه اين آيين‌نامه تصويب شود و دو وجه دارد يكي متوقف كردن مراكز بدون پروانه‌اي كه با استاندار دها فاصله جدي دارند، يكي هم صدر پروانه براي افراد داوطلبي كه مي‌خواهند چنين مراكزي را تَأسيس كنند و يكي از اقداماتي كه تسهيل مي‌كند مسئله ازدواج را در كلان شهرها البته در شهرهاي كوچك مردم همديگر را مي‌شناسند و مي‌توانند با جست‌وجو و تحقيق در اين زمينه تصميم بگيرند اما در كلانشهرها به اقتضاي وسعت شهر بعضاً اينها ناشناخته مي‌مانند. در مسئله طلاق كه عنوان كرديد ما تصورمان بر فرصت‌سازي است براي افراد متخصص در امر مشاوره كه كمك كنند به منطقي‌تر شدن تصميم‌گيري براي ازدواج.
اين امر مي‌تواند مقدار زيادي از ازدواج‌هاي غير همطراز و غير كفو جلوگيري كند. خانواده‌ها متفاوتند. بعضي‌ها با فرزندانشان صميمي‌اند و حتماً در ازدواجش مشورت مي‌كند بعضي از خانواده‌ها هم اينطور نيستند يعني رابطه‌اي بينشان نيست و يا خداي نكرده فاصله است. دسترسي به اينچنين مراكز و مشاوراني براي قسم دوم از اين خانواده‌ها يك نوع فرصتي ايجاد مي‌كند كه فرضاً پدر و مادري كه نفوذ كلام در انتخاب همسر براي فرزندشان را ندارند حداقل به شخص ثالثي كه مشاور هست مراجعه كنند مشاور هم اينطور نيست كه همه مسئله را حل كند بالاخره تسهيل مي‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار