عاشق نبودم
ميگن پوشيدن پيراهن استقلال و پرسپوليس آرزوي خيليها بوده، خيليها كه حسرتش به دلشون مونده. يه عده كمي هم كه به آرزوشون رسيدن هميشه از عشق به سرخابيها گفتن. ما كه اون روزها نبوديم و حس پيشكسوتا رو نميتونيم درك كنيم ولي الان تو زمان ما خبري از عشق و عاشقي نيست و پول حرف اول رو ميزنه. مهرداد پولادي خودش رو كشت تا مسيها بذارن پرسپوليسي بشه: «عاشق پرسپوليس نبودم» عشق كيلو چنده، سفرهاي پهن بود تو هم كه با كرمانيها نميساختي بهترين موقعيت بود كه از شر شون راحتبشي از پرسپوليس بهتر هم كه نميشد پيدا كرد.

تازه داماد مصدوم
از خيلي وقتها پيش دلش ميخواست مليپوش باشه. منتها فكرش رو نميكرد كه كارلوس كرش پرتغالي نظر مثبتي روش داشته باشه. رضا نوروزي تو بازي با ايران پا به توپ شد ولي از شانس بدش بعد چند دقيقه مچ پاش آسيب ديد. آدم بدشانس به اين ميگن هم مصدوم شه و خونهنشين و هم جشن عروسياش بهش خوش نگذشت. «داماد با مچ ورم كرده ديده بودين؟» حالا يه كم كمتر ورجه ورجه ميكردي چيزي نميشد كه. جشن عروسي كه يه شبه بهتره به فكر بهبود مصدوميتت باشي. زياد كه طول بكشه يه موقع از ياد كرش ميريها.

جريمهام نكنيد
هر وقت حال نداره نمياد تمرين. به كسي هم اطلاع نميده. تازه مربيا هم كه صداشون درمياد دو قورت و نيمش باقي است. آرش برهاني واسه استقلال جلو الاتفاق يه گل زد و يه پاس گل فرستاد. همين مسئله دوباره هوايياش كرده. مهاجم بيدقت از فرصت استفاده كرد و گفت تا تنور داغه بذار يه روز نرم سر تمرين. منتها حالا كه شنيده ميخوان جريمهاش كنن بهونه آورده: «من با كمبودهاي باشگاه ساختم نبايد جريمهام كنن» چه ربطي داره شما فوتباليستها واسه يه لحظه بازي كردنتون هم پول ميگيريد چه برسه به اينكه گل هم بزني. تمرين چه ربطي به كمبودهاي باشگاه داره؟!