
اتفاقي كه مدتها همه انتظارش را ميكشيدند سرانجام افتاد. جودو ايران بيش از يكسال بود كه با بحران دست و پنجه نرم ميكرد، مشكلات فني و باختهاي پيدرپي جودوكاران از يكسو و حواشي بيپايان اهالي جودو، بازيكنان و سرمربي از سوي ديگر تنها گوشهاي از بحراني است كه بر جودو كشور گذشته. منتها با تمامي اين مشكلات و حواشي مسئولان وزارت ورزش كاسه صبرشان خيلي دير لبريز شد و آنقدر به رئيس پيشين فدراسيون فرصت دادند تا عملاً كسي اميدي به كسب مدال المپيك نداشته باشد.
***
بهمنماه ۸۸ عليرضا اميني سرپرست وقت فدراسيون پس از راه ندادن آرش ميراسماعيلي به مجمع انتخابات موفق شد از رأيدهندهها رأي اعتماد بگيرد و با خيال راحت مديريت ضعيفش را ادامه دهد. اميني و دوست صميمياش حاجيوسفزاده براي آنكه منتقدان را ساكت كنند، جيرو ايتاليايي را به ايران آوردند و سكان هدايت تيمملي بزرگسالان را به دستش سپردند. با آمدن جيرو بحث اعزام مليپوشان به مسابقات بينالمللي بهبودي چشمگير پيدا كرد اما بحرانيتر شدن اوضاع رئيس فدراسيون و نايب رئيسش (رشيدي) با اخراج سرمربي ايتاليايي حاشيهاي تازه خلق كردند، به ويژه آنكه رشيدي مدعي شد جيرو موادمخدر مصرف ميكرده! پس از آن نوبت محمدرضا رودكي تنها المپين جودو بود كه اعتراضش را به وضعيت موجود نشان دهد. خداحافظي سنگينوزن المپيكي ايران، آقايان را كمي به تكاپو انداخت و هر طور بود رودكي را راضي به بازگشت كردند.
در اين ميان وزارت ورزش بالاخره صداي زنگ خطر را شنيد و به اتفاقي كه مدتها انتظارش را داشتند جامه عمل پوشاند؛ عليرضا اميني بركنار شد و محمدعلي رستگار حكم سرپرستي فدراسيون جودو را گرفت. خوشبختانه سرپرست جديد آشنايي كامل با جودو دارد، در تيمهاي نوجوانان، جوانان و بزرگسالان عضويت داشته، مسئول كميتههاي آموزش، مربيان و مسابقات جودو بوده و سال ۸۳ نيز دبير فدراسيون بوده است. تحصيلات دانشگاهي رستگار نيز حسابي به چشم ميآيد، كارشناسي ارشد رياضي و دكتراي مهندسي اقتصاد!
مهمترين سؤالي كه پس از خواندن سوابق محمدعلي رستگار در ذهن ايجاد ميشود، اين است كه سرپرست جديد بر چه اساسي انتخاب شده؟ در دو سال گذشته اميني همواره به اينكه عضوي از خانواده جودو است مينازيد و از آن به عنوان سپر مقابل منتقدانش استفاده ميكرد و اتفاقاً جزو جامعه تحصيلكرده نيز محسوب ميشد. منتها جز ناكامي و پسرفت چيزي عايد جودو و فدراسيون متبوعش نشد. رستگار نيز دقيقاً اين خصوصيات را دارد با اين تفاوت كه از سال ۸۳ تاكنون هيچگونه پست مديريتي و همكاري با جودو ايران نداشته. حالا به يكباره از سوي حميد سجادي، معاون وزير عهدهدار سرپرستي فدراسيون جودو شده است.
تنها ۱۵۶ روز تا المپيك لندن زمان باقي است و از آن مهمتر اينكه جودوكارانمان فقط تا ارديبهشت ۹۱ وقت دارند تا هر طور شده سهميه المپيك بگيرند. با در نظر گرفتن اين شرايط حساس اينكه چرا مديري با تجربه براي اين فدراسيون پرحاشيه انتخاب نشده سؤالي است كه بايد وزارت ورزش پاسخگوي آن باشد.
تيمملي جودو فعلاً در پراگ به سر ميبرد و پس از بازگشت آنها بايد منتظر تغيير و تحولاتي اساسي باشيم چراكه نفرات قبلي از رئيس و نايب رئيس گرفته تا مدير تيمهاي ملي و بقيه امتحان خود را پس دادهاند و قطعاً نميتوان بيش از اين وقت را تلف كرد. به ويژه كه رستگار در روز معارفه، جودو را به ماشيني تشبيه كرد كه براي رسيدن به يك هدف مشخص حركت ميكند. اين در حالي است كه جودو مدتهاست از حركت ايستاده و نه تنها حركت نميكند بلكه مسير پسرفت را در پيش گرفته.
***
خسرو دلير، سرمربي تيمملي مدت كوتاهي است كه عهدهدار اين سمت شده. دلير كه مدتها در تيم كوراش فعاليت داشت با حواشي كه پيش آمد و عذر جيرو ايتاليايي را خواستند پذيرفت هدايت مليپوشاني كه اميد كمي به كسب سهميه المپيك دارند را بپذيرد. تغيير و تحولات مديريتي اما كار دلير را سختتر كرده، چراكه احتمال هرگونه تغييري وجود دارد و هيچ بعيد نيست بعد از بازگشت تيمملي از جام جهاني چك، رستگار و ميراسماعيلي (نايب رئيس جديد) ديگر نظري براي همكاري با دلير نداشته باشند. سرمربي فعلي هم انگار خودش ميداند براي راضي كردن سرپرست جديد كار سختي در پيش دارد: «در شرايط فعلي در مورد تغيير و تحولات صحبتي نميكنم. پس از بازگشت از چك در اين مورد اظهارنظر ميكنم. بهتر است فعلاً به مسابقات فكر كنيم.»
اصليترين موضوع حال حاضر جودو كسب تنها يك سهميه آن هم از نوع سهميه قارهاي است و ديگر هيچ. شرايط آنقدر بحراني است كه رودكي اميد اصليمان در المپيك بارها و بارها نسبت به عدم نتيجهگيري در لندن هشدار داده است.