لبخند جادويي
هميشه يه كارايي ميكنم كه به ذهن هيچ كدوم از فوتباليستهاي وطني هم نميرسه، بازي صبا- پرسپوليس موقعيتي شد تا چاقترين پسر ايروني فوتباليست محبوبش رو از نزديك ببينه. علي كريمي بين دو نيمه يكي ديگه از كارهاي عجيب غريبش (تو فوتبال ايران) رو نشون داد و لباسش رو به پسر ۱۷۵ كيلويي اهدا كرد! جادوگر با يكي از اون كاراي عجيب غريبش لبخند رو به لبهاي اين پسر هديه داد.
فوتبال سركاري
اولين پنالتي رو كه گرفت تعجب نكرديم. سر دومين پنالتي بازم تعجب نكرديم و گفتيم ميخواد جبران كنه، سر سومي يك كم شاخ درآورديم و چهارمي رو كه نگو. مظفريزاده هم ركورد سوتهاي مشكوك رو شكست و هم ويسي رو مجبور كرد حرفهاي جالبي بزنه. طفلك سرمربي صبا بيشتر از همه نگران مردم فوتبالدوسته: «بيخودي مردم رو سركار گذاشتن. چه عيبي داره؟» از بيكاري كه بهتره داور اشتباه ميكنه، بازيكنا اعتراض ميكنن، مربيا احضار ميشن كميته انضباطي، كارشناسان داوري مسلسلوار كارشناسي ميكنن، روزنامهها تيتر ميزنن و آخرش هم آقاي عسگري ميگه: «توجهي به نظر كارشناسان نميكنيم.» از اين بهتر نميشه.
نابرده رنج گنج ميسر نميشود پشتكار يعني اين. اينقدر اومد تلويزيون كارشناسبازي درآورد تا بالاخره دل مديرعامل يكي از باشگاههاي ليگ برتري رو به دست آورد. مهدي تقوي تو استوديو ليگ برتر بود كه بهش خبر دادن صالح، سرمربي سايپا شده و آقاي مدير تقوي رو انتخاب كرده. جالبتر اينكه تقوي كارشناس از اين موضوع اظهار بياطلاعي كرده: «كسي چيزي به من نگفت!» عجب، پس يهو زد به سر آقاي مدير كه صالح رو بيرون كنه و شما از بيكاري نجات پيدا كني. خوبه والا، بدون مذاكره و بدون هيچ شرط و شروطي نه چك زدن نه چونه تقوي اومد رو نيمكت سايپا.