
چندی پیش، بعد از پایان بازی دو تیم المصری و الاهلی، صدها طرفدار المصری، وارد زمین و با هواداران تیم رغیب درگیر شدند. درگیری خشونتباری که به کشته شدن ۷۴ نفر و زخمی شدن صدها نفر منجر شد. این اتفاق تا چند روز، توجه دنیا را به خود اختصاص داده بود و صفحات ورزشی، بینالمللی و سیاسی روزنامههای ورزشی و سیاسی و . . . را تحت الشعاع قرار داده بود. اتفاقی تلخ که از آن با عنوان روز سیاه فوتبال یاد شد و حتی سب بلاتر، رئیس فیفا هم در خصوص آن عکس العمل نشان داد.
اما برخلاف اظهارات بلاتر و سايرين، سیاهترین روز فوتبال شاید آن روزی باشد که عدهای از جوانان ایلام و چوار، اقدام به برگزاری یک مسابقه دوستانه بین دو تیم چوار و جوانان ایلام کردند. بازی که بر خلاف همه بازیها، با سوت داور به پایان نرسید. بلکه با حمله ناجوانمردانه هواپيماهاي بعثي تمام شد؛ پایانی خون آلود و دردناک!
قرار بود به همت هزاوه، بخشدار وقت چوار، بیست و سوم بهمن ماه سال ۱۳۶۵ یک روز شاد و با نشاط برای جوانان ایلام و چوار باشد. اما رژیم بعث عراق، به جوانان بی دفاعی که در حال فوتبال بازی کردن بودند هم رحم نکرد و زمین خاکی چوار و ورزشکارانش را ناجوانمردانه به خاک و خون كشيد!
بمباران موشکی که با شهادت ۱۵ ورزشکار و تماشاگر این بازی و زخمی شدن دهها نفر دیگر پایان یافت. اتفاقی تلخ و نادر در فوتبالی که همواره از آن به نماد صلح و دوستی یاد میشود، جان جوانان و دوستداران این رشته را به بیرحمی هر چه تمامتر گرفت، اما کسی از آن به عنوان روز سیاه فوتبال یادی نکرد!شاید چون این اتفاق در یک بازی دوستانه رخ داد یا چون بازی در شهری کوچک با ۴۲۰ کیلومتر مرز مشترک با عراق بود، برگزار شد یا شاید سیاست این بود که بدان پرداخته نشود!
۲۵ سال از این ماجرای تلخ میگذرد. اما برای مردم چوار و ایلام، این اتفاق هرگز نه فراموش میشود و نه حتی کهنه! اما برای خیلیها این اتفاق، سالهاست که تمام شده و به دست فراموشی سپرده شده است!برخی هم که شاید تعدادشان خیلی هم کم نباشد ، از این اتفاق بی خبر هستند و برای عده ای هم شاید تفاوت چندانی نداشته باشد!
اما تلخ ترین قسمت ماجرا این است که خودمان هم آن را به دست فراموشی سپردهايم؛ بله ساعت ۱۶ روز بیست و سوم بهمن ۱۳۶۵ مردم فوتبالدوست چوار و ایلام، دور تا دور زمین خاکی، برای تماشای جوانان شهرشان نشسته بودند. نیمه اول بازی با پیروزی ۲ بر یک جوانان ایلام به پایان میرسد و نیمی از ورزشگاه خوشحال و خندان هستند و نیم دیگر امیدوار به جبران نتیجه در نیمه دوم . نیمه دومی که کسی نمیداند قرار نیست هرگز به پایان برسد. نیمه دوم آغاز میشود و شادی و نشاط باردیگر فضای زمین خاکی چوار را فرا میگیرد. اما دقیقه ۶۰ بازی، آسمان زمین سیاه میشود و موشکهای هواپیماهای عراقی، زمین را خونین میکنند تا این بازی، هرگز به دقیقه ۹۰ نرسد و با خون جوانان ایلام وچوار، در دقیقه ۶۰ متوقف شود!
فاجعهای دردناک در فوتبال که بیشترین کشته را در یک واقعه عمدی در فوتبال دارد! هواپیماهای عراقی، دانسته زمین و خاک مقدس چوار و جوانان بی دفاع آن را به خاک و خون کشیدند! قبل از بمباران، یک هواپیما برای شناسایی منطقه میرود و زمین خاکی چوار را که خوب میداند قرار است میزبان جوانان فوتبالیست منطقه باشد، انتخاب میکند؛ بمبارانی که آنقدر وحشیانه بود که چهرهای از شهدای این میدان مقدس برای شناسایی باقی نمانده بود!
اما ای کاش این واقعه تلخ را بر برگهای تاریخ و تقویم خود حک میکردیم تا مظلومیت جوانان چوار هرگز و در هیچ کجای دنیا فراموش نشود و روز سیاه فوتبال مشخص شود. روز سیاهی که با مظلومیت دردناک جوانان عاشق فوتبال چوار و ایلام به پایان رسید!
آخرین عکس یادگاری جوانان ایلام و چوار، هرساله بر در و دیوار این شهرها خودنمایی میکند و خاطره تلخ آن روز سیاه را یادآور میشود. اما چرا این عکسها تنها به دیوار خاطره مردم چوار و ایلام زده میشود؟