
جشنواره بينالمللي تئاتر فجر هميشه متعجبان ميكند، گويا كسي نيست كه نظارتي دقيق روي نمايشها داشته باشد تا حداقل در جشنوارهاي كه به نام ايام شكوهمند پيروزي انقلاب اسلامي به تماشاي عموم در ميآيد نام ايران، اعتقادات ايراني و فرهنگ اسلامي و ملي ما زير سؤال نرود.
هنوز از ياد نبردهايم كه در سالهاي گذشته نمايشنامهاي را كه خيلي راحت خط قرمزهاي روابط اجتماعي ما را زير سؤال برد و كسي از بزرگان و مسئولين تئاتر هم پاسخگوي انتقادات صورت گرفته نشد. اما اين بار قصه بسيار متفاوتتر است توهين به يك شخصيت و يك نام بزرگ كه در ايران اسلامي بسيار ارزشمند و معتبر است.
هفته گذشته نمايشنامهاي از كشور فرانسه در محيط باز تئاتر شهر به نام اسبسوارها مقابل چشمان بهتزده تماشاگران اجرا شد كه در آن «علي دايي» براي يكي از مركبهاي بازيگران استفاده شده بود. البته اين اقدام زشت بلافاصله با برخورد تماشاگران حاضر روبهرو شد، هر چند مسئولين برگزاركننده و تهيهكنندگان و كارگردان نمايش مذكور توجيهاتي براي كار خود داشتند اما تذكر چند نكته مهم در اين ميان و لزوم برخورد قاطع با خاطيان لازم به نظر ميرسد.
۱- هر كشوري عقايد و اعتقادات خاص خود را دارد. شايد اروپاييها به زعم خود صدا زدن حيوانات به اسم سياستمداران و افراد شاخص اجتماعي خود را شوخي و فانتزي تلقي كنند اما در فرهنگ غني اسلامي و ايراني ما اين يك توهين و تحقير براي اشخاص به حساب ميآيد، توهيني كه به هيچ وجه جاي دفاع و توجيه ندارد.
۲- نام «علي» بيشك نام مقدس و بلندمرتبه نزد ما شيعيان و ايرانيان است، نامي كه پدرانمان با افتخار روي فرزندان خود ميگذارند و هميشه و همه جا بر تارك اين سرزمين تابيده است اينكه اين نام در مهد شيعه دنياي اسلام اينگونه خوشهدار شود عملي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذشت و در قبال آن سكوت كرد.
۳- دايي اسطوره فوتبال ماست كه بزرگ و كوچك فوتبال و حتي اهالي سينما و تئاتر ايران از او به بزرگي ياد ميكنند. دايي شناسنامه فوتبال ملي و باشگاهي ماست و سمبل فوتبال ايراني در جهان. پس طبيعي است كه نبايد اجازه داد به اين افتخار ملي در قالب يك نمايشنامه حتي خارجي اينچنين توهين شود چه رسد به آنكه اين نمايشنامه در تهران پايتخت امالقري جهان اسلام و تشيع نيز اجرا شود.
۴- توجيهات عوامل سازنده نمايش تنها براي خودشان موجه و كافي است آنها بهزعم خود ميتوانند اين نمايشنامه را در هر جايي و با هر اسمي كه مربوط به آن نقطه و مكان است اجرا كنند اما به كار بردن نام اسطورههاي ايران از نگاه ملت ايران در اين نمايشنامه تنها يك توهين است كه بايد با عذرخواهي رسمي و جلوگيري از نمايش دوباره همراه شود، البته در اين بين نبايد به سادگي از اشتباه و تقصير بزرگ دستاندركاران جشنواره تئاتر فجر كه اجازه اجراي اين نمايشنامه را دادند گذشت. چرا كه آنها به طور حتم متن نمايشنامه را قبل از اجرا مطالعه و با شخصيت هاي آن آشنا بودهاند و در عين آگاهي اجازه دادهاند تا با احساسات و عواطف مردم مسلمان و قهرماندوست ايران بازي شود. اگر هم اطلاعي نداشتهاند بايد در نحوه مديريت و اشراف آنها به نمايشهاي جشنواره ترديد كرد كه حتماً بايد مورد توجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گيرد تا ديگر شاهد چنين اهانتهايي به آداب و رسوم، اعتقادات باروها و شخصيتهاي محبوب كشورمان نباشيم.