نيويورك تايمز: آيا آنطوري كه نيوت گينگريچ (نامزد جمهوريخواهان) اين هفته وعده داد، ايالات متحده قادر است طي ۸ سال رياست جمهوري او، در كره ماه مستعمره ايجاد كند و براي رفتن به مريخ يك سيستم نيروي محركه جديد راه بيندازد.
به نظر ميرسد از نقطه نظر تكنولوژيك پاسخ به اين پرسش مثبت، از لحاظ اقتصادي داراي چون و چراي زياد و از لحاظ سياسي بسيار سخت است. آقاي گينگريچ با ارائه يك پيشنهاد بلندپروازانه درباره چشمانداز فضا، بحثهاي داخلي را به اين مسئله كشيد كه اولويتهاي ملت (امريكا) و ناسا بايد چه چيزهايي باشد. البته آقاي گينگريچ درباره مأموريتهاي بدون سرنشين ناسا كه خيليها معتقدند علم بيشتري توليد و باعث خرج كردن پول كمتر ميشود، صحبتهاي اندكي كرد. به نظر ميرسد آنچه باعث شور و شوق طولاني مدت او به فضا شده، آمال و آرزوهاي او و مرزهاي اقتصادي است كه او براي خودش ترسيم كرده، نه (علاقهمندي) به دانش.
گينگريچ در سخنراني روز چهارشنبهاش گفت: «من از اين نقطه نظر و باور رومانتيك كه فضا واقعاً بخشي از سرنوشت ما است، به اين مسئله نگاه ميكنم.» او همچنين با مزاح به يكي از طرحهايش در ابتداي ورود به مجلس نمايندگان اشاره كرد كه براساس آن، ميتوان با ايجاد يك مستعمره در كره ماه، جمعيتي حدود ۱۳ هزار نفر را در آن ساكن كرد.
بنابراين هيچ جاي تعجب نداشت كه رقباي جمهوريخواه آقاي گينگريچ در بحثهاي انتخاباتي روز پنجشنبه ايجاد مستعمره در كره ماه را در دوراني كه (امريكا) با رياضت بودجهاي روبهرو است، احمقانه و مايه اتلاف بودجه قلمداد كردند. ميت رامني رقيب آقاي گينگريچ گفت كه معتقد است ايجاد يك پايگاه در كره ماه صدها ميليون دلار هزينه خواهد داشت: «بنابر اين من ترجيح ميدهم كه همين جا در داخل امريكا خانه بسازم.» ران پل هم گفت: «من فكر ميكنم كه ما بايد به فكر اين باشيم كه بعضي سياستمداران را به آن بالا بفرستيم.» جان مك كين هم گفته: «من فكر ميكنم ما بايد گينگريچ را به فضا بفرستيم!»
(براي ساختن پايگاه در ماه) فناوري، بخش كوچك مشكل است. اعزام فضانوردان به ماه در سال ۲۰۲۰ و ايجاد يك مقر دائمي در آنجا، هدف جورج بوش، آخرين نامزد جمهوريخواهان نيز بود و ناسا هم براي رسيدن به اين هدف دست به ايجاد راكتها و فضاپيماهاي جديد زد. با اين حال، با توجه به مسئله پول و زمان، تعداد اندكي اعتقاد داشتند كه ناسا قادر خواهد بود موفقيت ۴۰ سال قبل خودش را يك بار ديگر تكرار كند.
... پول يك مشكل اصلي در اين زمينه تلقي ميشد. وقتي برنامه جديد ناسا كه با نام «صورت فلكي» شناخته ميشد، نتوانست به اندازهاي كه وعده شده بود بودجه بگيرد، روند توسعه آن هم عقب ماند. همان موقع يك بررسي كارشناسي نشان داد كه اگر برنامه «صورت فلكي» بخواهدطبق زمانبندي اوليه خود عمل كند، ۱۵۰ ميليارد دلار پول لازم دارد. در نتيجه، دولت اوباما هم آن را لغو كرد.
اجراي يك برنامه جديد شبيه به همان برنامه «صورت فلكي» و راكتهاي جديد، به همان اندازه گران خواهد بود، ولي مطالعات جديد ناسا نشان داده كه ناسا از راكتهاي كوچكتري هم ميتواند استفاده كند كه با ايستگاههاي تأمين سوخت در مدار همخواني بيشتري داشته و طي يك دهه به فضا برسد.
به علاوه آقاي گينگريچ از تغيير وضع موجود در ناسا از جمله تسريع در كارها، پذيرش ريسك بيشتر و جذب شركتهاي خصوصي به نقشهاي محوري در آن هم صحبت كرده است. به طور مثال گينگريچ معتقد است كه ميتوان براي ۱۰ درصد بودجه ناسا جايزه تعيين كرد، درست مثل جايزه ۲۵ هزار دلاري كه «چارلز لينبرگ» به خاطر پرواز از يك سو به سوي ديگر آتلانتيك برنده شد. به عقيده آقاي گينگريچ، با ارائه يك جايزه ۱۰ ميليون دلاري براي اولين كسي كه بتواند به ماه برود، اگر چنين پروازي با موفقيت انجام نشود، چيزي از جيب پرداختكنندگان ماليات (مردم) كم نخواهد شد و اگر هم كسي برنده شود، ۱۰ ميليون دلار، حدود يكدهم يا حتي يكصدم هزينهاي خواهد بود كه طي يك برنامه دولتي بايد براي آن خرج كرد. شركتهاي بزرگي مانند بوئينگ و لاكهيد مارتين احتمالاً از اين جايزه چشمپوشي خواهند كرد زيرا به سختي ميتوان روي چيزي سرمايهگذاري كرد كه زمان بازگشت سرمايه آن (تازه اگر برگردد) مشخص نيست. با اين حال، متحدين آقاي گينگريچ از جمله باب واكر، نماينده سابق پنسيلوانيا در كنگره معتقدند كه ميليونرهاي تكنولوژي مانند «جفري بزوز» بنيانگذار آمازون و پاول آلن شريك و بنيانگذار مايكروسافت احتمالاً حاضر خواهند بود كه براي كسب نامداري و البته احتمالاً بخت و اقبال سرمايهگذاري كنند.