اين روزها بحث تأسيس سازمان سينمايي بسيار داغ شده است، به خصوص با داستان كش و قوس دار خانه سينما كه بهرغم بيش از دو دهه فعاليت، به حكم دادگاه درش را پلمب كردند و حال معاون امور سينمايي وزير ارشاد، خبر از آغاز به كار سازمان سينمايي طي روزهاي آينده داده است.
اين اتفاق را ميتوان نقطه عطفي در تاريخ سينماي ايران دانست، حتي عليرضا سجاد پور آن را مهمترين اتفاق سينماي پيش و بعد از انقلاب دانسته است !
البته سازمند شدن يك فعاليت به خودي خود ميتواند باعث تسهيل در امور، هدفمند شدن فعاليتها، ارائه برنامه و جهت دهي براي رسيدن به اهدافي خاص را در پي داشته باشد، ولي با نگاهي به سابقه تشكيل سازمانهاي مشابه كه طي ساليان گذشته از سوي دولتهاي وقت براي رسيدگي به اموري چون اوقاف، تربيت بدني، ميراث فرهنگي و گردشگري، تبليغات اسلامي و امثالم ميتوان به اين نتيجه رسيد كه متأسفانه روند سازمند شدن امور در كشور ما فقط به ايجاد بوروكراسي بيشتر، كندشدن، تنبل شدن و سردرگمي انجاميده است؛ سازمانهايي شتر مرغي كه هر وقت از آنها انتظار كار داشتند، بهانههاي ساختاري را پيش ميكشند و هر وقت بحث تخصيص بودجه و اعتبارات ميشود، راندمان كاري شان به شدت زير سؤال ميرود. به غير از آن تجربه دخالت مستقيم دولت در اموري اينچنيني اصلاً قابل دفاع نيست و به غير از گسترش بيش از حد دولت كه با قانون كوچك سازي آن مغاير است، نتيجهاي در پي نخواهد داشت.
با تأسيس هر سازماني، هنگام عوض شدن كابيه و روي كار آمدن دولت جديد، سياستهاي دولت توسط سازمانها اجرا ميگردد و اگر انتظار داشته باشيم كه سينما به جاي تعهد به ارزشهاي انقلاب اسلامي خود را در خدمت اهداف سياسي و منافع دولتها قرار بدهد، در اصل سند نابودي سينمايي را امضا خواهيم كرد كه بعد از انقلاب تولدي دوباره يافته بود و براي رسيدن به جايگاه و اعتبار جهاني خود تلاش زيادي كرده بود.
حال بايد ديد، وزارت ارشاد در كنار سازمانهاي تابعهاي كه در گذشته راهاندازي كرده چگونه ميتواند از عهده مديريت اين سازمان برآيد و نحوه تعامل سازمان سينما، با بدنه سينماي ايران چگونه خواهد بود و آيا اين سازمان جايي براي ساماندهي سينمايي ميشود كه هم اكنون در سردرگمي تعطيلي خانه سينما به سر ميبرد يا مكاني است براي ديكته كردن خواستهاي بجا و نابجاي دولتمردان از دستگاه عظيم تبليغاتي به نام سينما.